ورای‌اينترنت

 

اينترنت‌و‌گسترة‌جهان‌نو

عمادالدين هوفر

اينترنت، نوع جديدي از ابداع تکنولوژيک است؛ نوعي که درست جوهر تکنولوژي را آشکار مي‌کند. تاكنون به طور معمول وسايلي كه مخترعان مي‌ساختند، در خدمت نيازهايي قرار مي‌گرفتند که تا آن وقت شناخته شده بودند و بعد، پيامدهاي جنبي غيرمنتظره‌اي هم پيدا مي‌شد.

پژوهشگران از کشف اين نکته تعجب کردند که مردم با دسترسي به www، احساس نوميدي و انزوا مي‌کنند و استفاده بيش‌تر از اينترنت، کاهش ارتباط با اعضاي خانواده و کم‌شدن گسترة حضور اجتماعي آن‌ها را در پي داشته است. آن‌ها نتيجه مي‌گيرند که حضور واقعي انسان براي ديگران از بين رفته است.

اين کشف دور از انتظار نشان مي‌دهد که فقدان حضور فيزيکي کاربران اينترنت، پيامدهايي ژرف و پيش‌بيني نشده‌ داشته است. به گفتة‌ افراطي‌ترين شيفتگان اينترنت، نويد بلندمدت اينترنت اين است که به زودي مي‌توانيم از محدوديت‌هايي که بدنمان بر ما تحميل کرده، فراتر رويم.

ويژگي‌اي که زمانه ما را از ديگر دوران‌ها متمايز مي‌کند ، طرز فکر بي طرفي است که همه تفاوت‌هاي مرتبه‌اي و ارزشي را با هم برابر و تمام تفاوت‌هاي کيفي را هم‌سطح مي‌کند. همه چيز يکسان است؛ يعني ديگر چيزي آن قدر اهميت ندارد که کسي بخواهد برايش بميرد. نيچه اين وضع مدرن را نيهيليسم ناميد.

متفکران متقدم‌تر، تقصير اين هم‌سطح‌سازي را به گردن چيزي مي‌اندازند که آن را عوام مي‌نامند. به نظر آن‌ها، نيروي شرّي که حامي عامه است و آن را گسترش مي‌دهد، مطبوعات است. آن‌ها هشدار مي‌دهند که مطبوعات، اروپا را به بن‌بستي خواهند کشاند که سال‌ها در آن خواهد ماند؛ اما بقيه نژاد بشري چيزي را ابداع مي‌کنند که سرانجام بر آن مطبوعات مسلط خواهند شد.

اشارات متفکران در توجه دادن به مسأله‌ بغرنجي چون ساحت عمومي و عوام ، در دوران ما نمود بيش‌تري يافته است. اينترنت سردمدار نخستين مفهوم عامه و ساحت عمومي در روزگار معاصر ماست؛ و اين يعني روش استفاده ما از فن‌آوري‌هايي چون اينترنت باعث بروز تغييراتي در ما مي‌شود، به گونه‌اي که حتي از چگونگي وقوع اين تغيير نيز آگاه نيستيم. بنابراين، بايد بفهميم که اينترنت براي ما چه مي‌کند و در طي روندش چه خواهد کرد.

کار اينترنت در مورد معنا، آن است که زندگيمان را بدتر مي‌کند. زندگي روي وب جذابيت دارد؛ چون آسيب‌پذيري و تعهد را حذف مي‌کند. اما اين نبود شور و شوق، معنا را از ميان خواهد برد.

بايد دانست که ابزار، خنثا نيستند و اينترنت، تعهد شخص را در دنياي اجتماعي و جسماني کم مي‌کند. اين کاهش تعهد، به نوبه خود، درک از واقعيت و معنا را در زندگي شخص کاهش مي‌دهد. در واقع، گويا هرچه بيش‌تر از اينترنت استفاده کنيم، بيش‌تر به دنياي غيرواقعي، تنها و بي‌معناي کساني کشانده مي‌شويم که مي‌خواهند از دردسرهاي جسم بگريزند.

منابع

باگديکيان ، بي . اچ ، انحصار نوين رسانه‌اي، ترجمة عليرضا عبادتي ، تهران ، روايت فتح 1386

دريفوس ، هيوبرت ، درباره اينترنت ، ترجمة علي فارسي نژاد ، تهران ، ساقي ، 1383

S. Kerekegaard, Journals and Papers, Indiana University Press, Vol 2, No. 483

J. Habermas, The Stuctural Transformation of The Public Sphere, MIT Press, 1989