وبلاگ؛‌استخر‌سرپوشيده‌شيك‌يا‌بركه‌راكد‌عفن

وبلاگ‌چيست؟

حامد حجتي

اشاره

سپهر رسانه‌‌اي امروز جهان، به تار عنكبوتي مي‌ماند كه عليرغم اتصالات تودرتو بسيار سست مي‌نمايد. در اين بين وبلاگ يكي از همان موجودات ناشناخته مجازي است كه دايره جذابيتش روز به روز گسترش مي‌يابد، تا آن‌جا كه امروز در دقيقه بيش از 75 هزار وبلاگ به روز مي‌شود. پرسش اين است كه وبلاگ يك استخر سرپوشيده شيك با سونا و جكوزي اختصاصي است يا يك بركه راكد عفن؟ و اساساً برآيند ما از اين‌ها يا برداشت ما از آن‌ها چه خواهد بود؟

وبلاگ به خودي خود يك رسانه است كه از امكان فراخ‌تري براي بيان منويات و ديدگاه‌هاي دروني‌تر و شخصي‌تر برخوردار است، اما ماهيت آن به خود نويسنده و مدير وبلاگ برمي‌گردد كه چگونه و در چه حوزه و محدوده‌اي بنويسد و شيوة ارتباط وي با مخاطب وبلاگش چگونه باشد. ساختار فني وبلاگ‌ها و امكانات مديريت فضاي سايت به گونه‌اي است كه نويسنده و مدير وبلاگ مي‌تواند بر محتواي آن نظارت و مديريت داشته باشد و براي مثال، برخي كامنت‌هاي غير اخلاقي و گفتارهاي غير مجاز را از وبلاگ حذف كند يا دست كم تأييد نكند.

وبلاگ فضايي دموكراتيك‌تر در مقايسه با رسانه‌هاي ديگر دارد، در عين اين‌كه نبايد از ياد ببريم، آزادي و تعالي در رعايت اخلاق انساني ميسر مي‌شود. فضاي اخلاقي وبلاگ‌نويسي تحت تأثير اخلاق عمومي و نظام اجتماعي است، هر چند اگر اخلاق در نظام فرهنگي و اجتماعي از جايگاه و نقشي اثرگذار برخوردار باشد، فضاي وبلاگ‌نويسي نيز تطهير مي‌شود، البته كسب تجربه تاريخي و گذشت زمان بيش‌تر، به نهادينه شدن اصول اخلاقي در اين عرصه كمك مي‌كند. مهم آن است كه وبلاگ امروز يك پنجره جديد است كه هنوز در مرحلة شدن به سر مي‌برد و شدن يعني پي ريزي تمام زير ساخت‌هاي فني و اخلاقي.

نسل جديد اطلاع‌رساني

بسياري از خاك خورده‌هاي عرصه ارتباطات معتقدند پديده نوپا و جوان وبلاگ، نسل تازه‌اي از اطلاع‌رساني ارتباطات در محيط اينترنت را ايجاد كرده است و با گذشت زمان به سمت نظم و ساماني ويژه حركت خواهد كرد.

روزنامه‌نگاري رسانه‌اي

وبلاگ‌هاي بلندپروازانه در كنار يكديگر به صورت نوعي جزوه‌نويسي سريع‌السير و سرشار از ارجاعات عمل مي‌كنند؛ تريبوني آزاد براي هر عقيده‌اي كه نمي‌تواند به رسانه‌هاي بزرگ راه يابد يا در مورد ميليون‌ها وبلاگِ صرفاً شخصي، تريبوني آزاد فقط براي ديدگاه فرد نسبت به زندگي. وبلاگ‌ همچنين جايگاهي است براي انتقاد از رسانه‌ها و سرشار از گاف‌ها، حذفيات، كلك‌ها و جوك‌ها. اما هيچ يك از اين‌ها هنوز به سطحي از فرهنگ روزنامه‌نگاري نرسيده است كه غناي كافي را براي رقابت جدي با رسانه‌هاي قديمي داشته باشد، تا بتواند به صورت جايگزين آن‌ها و نه ضميمه‌شان عمل كند.

وبلاگ مرزها را مي‌شكند

وبلاگ مرزهاي ميان توليد كننده و استفاده كننده خبر را محو كرده است. وبلاگ‌نويسي به ميليون‌ها نفر اين توانايي را داده است كه معادل يك مطبوعه چاپي را پيش روي خود داشته باشند. وبلاگ‌نويسي، روزنامه‌نگاري را مجبور كرده است تا از ساختاري تمركزگرا، بالا به پايين و داراي فرآيند نشر يك‌طرفه به ساختاري داراي بازيگران بسيار و چرخه بازخورد دائم از ارتباطات آنلاين گسترش يابد. وبلاگ‌نويسي يك گفت‌وگوي غير رسمي برابر است؛ زيرا خوانندگان مي‌خواهند جزئي از فرآيند خبر باشند وبلاگ‌ها بسياري از موانع موجود ميان روزنامه‌نگاري و عموم را برمي‌چينند.

تب وبلاگ‌نويسي

اين روزها پديده‌اي به نام وبلاگ يا بلاگ به كاربران ايراني اينترنت شناسانده شده است. اين موضوع زماني مانند يك تب فراگير در ميان كاربران كشورمان گسترش يافت كه نخستين وبلاگ‌هاي فارسي زبان بر روي اينترنت قرار گرفتند و ظرف يك سال گذشته تاكنون تعداد وبلاگ‌ها و نويسندگان آن‌ها در ميان كاربران ايراني به حدي افزايش يافته است كه به درستي نمي‌توان گفت چند وبلاگ و در چه زمينه‌هايي به زبان فارسي منتشر مي‌‌شوند. سرعت رشد و فراگيري اين پديده به اندازه‌اي است كه برخي صاحب‌نظران مسايل ارتباطات آن را به تبي تند تشبيه مي‌كنند كه سرانجام به عرق سرد خواهد نشست. محتواي غالب نخستين وبلاگ‌ها شامل خاطرات روزانه كاربران، دغدغه‌هاي شخصي آن‌ها و مسائلي بود كه در مجموع به لحاظ علم ارتباط‌شناسي از ارزش و اهميت ارتباطي و اطلاع‌رساني به مفهوم كلاسيك برخوردار نبودند. وبلاگ‌ها به مهم‌ترين منابع انتشار شايعات و اخبار بي‌اساس و همچنين اطلاعات بي‌ارزش (به لحاظ خبري) مبدل شدند كه در چنين شرايطي بديهي است كه بمباران اطلاعاتي مخاطبان آن‌ها را خسته و درمانده خواهد كرد و در نتيجه به سرعت ميزان استقبال از آن‌ها كاهش خواهد يافت. اين استدلالي است كه برخي صاحب‌نظران با استناد به آن موضوع، فروكش كردن تب وبلاگ‌نويسي را مطرح كردند.

زبان اعتراض

پديده وبلاگ نويسي در جامعة ايران را بايد از دو بعد مثبت و منفي بررسي كرد. جنبه مثبت در اين است كه آزادي بيان را افزايش داده است. وبلاگ در مقايسه با رسانه‌هاي ديگر فضاي دموكراتيك تري دارد؛ زيرا اين رسانه ارزان قيمت‌تر از رسانه‌هاي كاغذي است و سريع‌تر توزيع مي‌شود. وبلاگ‌نويسي خطرهاي شكننده‌اي را ايجاد مي‌كند. براي مثال، وبلاگ‌نويس مطالب خودش را كنترل مي‌كند و در عين حال مي‌توان يك نوشته‌اي را عليه آن وبلاگ‌نويس در طول تاريخ استفاده كرد. عبور از انتشار كاغذي به انتشار الكترونيك اين احساس را ايجاد مي كند كه آزادي بيان بيش‌تر شده است؛ چون همه مي‌توانند ما را بخوانند؛ اما در شكل كاغذي برعكس است، در عين حال مي‌تواند در ما توهمي را ايجاد كند زيرا حضور ما در اينترنت مهم قلمداد مي‌شود. وضعيت وبلاگ‌نويسي در ايران و استفاده آن توسط كاربران از آمار بالايي برخوردار است؛ ولي از لحاظ حوزه مطبوعات و انتشارات وضعيتي اسفبار داريم و اين نشان مي‌دهد كه سيستم‌هاي اطلاع‌رساني، خود را جبران مي‌كنند.

تنوع وبلاگ‌ها

بلاگ در روند پرشتاب تحولات خود به حوزه كلاسيك و متداول نوشتاري وب محدود نمانده است و انواع بلاگ‌هاي راديويي (پادكست‌ها) و تصويري جاي خود را روي اينترنت باز كرده‌اند. از سوي ديگر با توسعه اينترنت مبتني بر تلفن همراه (كه آن را با نام WAP مي‌شناسيم) و امكان مبادله فايل‌هاي چند رسانه‌اي ميان تلفن‌هاي همراه دوربين‌دار و اينترنت، وبلاگ‌هاي مبتني بر موبايل يا «موبلاگ‌»ها نيز ظهور يافته‌اند كه امكان مشاركت طيف گسترده‌تري از شهروندان را فراهم مي‌آورند.

امروزه وبلاگ و موبايل بيش‌ترين رشد را در جهان دارند. ارتباطات سيار از 16 ميليون مشترك در سال 1991 به 2 ميليارد مشترك در سال 2006 رسيده است. تعداد وبلاگ‌ها نيز ابتداي سال 2006، 26 ميليون بود و در اكتبر همان سال به 57 ميليون و 300 هزار وبلاگ رسيد. در مجموع مي‌توان گفت كه هر 6 ماه، فضاي وب در جهان دو برابر مي‌شود. هر وبلاگ در ايران يك رسانه است و هر رسانه سعي مي‌كند يك پيام مشخص را از مبدأ به مقصد برساند. در اين چند سال در حوزه رسانه هميشه مصرف كننده‌اي بوده‌ايم كه بدون در نظر گرفتن جوانب كارها فقط به اين مي‌باليديم كه براي مثال، آخرين ساخته‌هاي هاليوود را با زير نويس فارسي در پاساژهاي ميدان انقلاب با تيراژ بالا به فروش رسانده‌ايم. در عرصة وبلاگ هم همين‌طور. فتوبلاگ‌ها، پادكست‌ها، موبلاگ‌ها و وبلاگستان‌هاي فارسي، آينده‌اي نامعلوم را برايمان رقم مي‌زند. اينترنت ديگر از مرزهاي شخصي روابط آدم‌ها گذشته است. بايد به حال خود و فرزندانمان فكر كنيم.