گزارشي‌از‌رسانه‌هاي ‌انقلاب‌اسلامي‌ايران

امين بابازاده

اشاره

انقلاب اسلامي پديده‌اي عظيم بود كه همه عرصه‌ها را در نسيم معطر خود به اصلاح و تحول فرا خواند. يكي از عرصه‌هايي كه در اين معجزه الهي تحولي شگرف يافت، عرصه رسانه بود كه طي 30 سال در خدمت اهداف و آرمان‌هاي نهضت اسلامي قرار گرفته است. آن‌چه پيش روست گزارشي كوتاه از كارنامه درخشان رسانه‌هاي تصويري و مكتوب در طي سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي است.

رسانه‌هاي انقلاب

«ادوارد سعيد» نويسندة فلسطيني‌تبار در كتاب «فرهنگ و امپرياليسم» استدلال مي‌كند كه فرآورده‌هاي فرهنگي، متون و نوشته‌ها اموري خنثي و صرفاً زيبايي شناسانه نيستند؛ بلكه در حقيقت همواره «منافع، قدرت‌ها، اميال و لذاتي در كار است. قطع نظر از اين كه اثر مربوط تا چه حد زيبايي شناسانه يا سرگرم كننده باشد».1

اين گفتة ادوارد سعيد، از حقيقتي سخن مي‌گويد كه واقعيت رسانه‌هاي امروز است. غرب در تلاش است تا ماهيت هنر را تغيير دهد، غافل از اين‌كه اگر ماهيت و رسالت هنر تغيير كند، ديگر هنري نيست؛ همة آن بي‌هنري است.

دنياي غرب تمام توان خود را به كار گرفته است تا نگاه جهانيان را به سمت خويش برگرداند و هويت فرهنگي خود را از فرهنگ‌هاي ديگر برتر نشان دهد. فرهنگ غرب همان فرهنگ ضد دين است كه بر تمام مظاهر غرب سايه افكنده است.

وظيفة هنر امروز در «مبارزه» خلاصه مي‌شود. بدون هيچ شبهه‌اي مي‌توان انقلاب اسلامي ايران را تجليگاه اين هنر دانست؛ بهتر آن‌كه خود انقلاب، «هنر بزرگ» قرن‌هاي اخير در سطح جهان بوده است. انقلاب اسلامي «ماهيت واقعي هنر» را بدان برگرداند و حقيقت هنر را جلوه‌گر ساخت.

تلويزيون

سريال‌‌هاي تلويزيوني هميشه سطح مخاطب بسيار بالاتري دارند؛ از اين رو مورد توجه بيش‌تري قرار مي‌گيرند. رسانه ملي در سال‌هايي كه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد، در توليد برنامه‌هاي ديني و هويتي گام‌هاي خوبي برداشته است.

«سربداران» كه در شمار نخستين كارهاي سريالي پس از انقلاب است، توانست بسيار خوب حس فداكارانه در دفاع از كشور اسلامي را در آن زمان به بخش‌هايي از جامعه منتقل كند. سريال «سلطان و شبان» به كارگرداني داريوش فرهنگ در سال 1360 در ذهن اغلب مردم جايگاهي ويژه دارد. برنامه اجتماعي «آينه» در سال‌هاي اول انقلاب مورد توجه نيروهاي انقلاب قرار گرفت و آن‌ها بر ادامه اين راه اصرار داشتند؛ اما رفته رفته اين گونه برنامه‌ها جايگاه خود را در عرصة سريال‌هاي تلويزيون از دست دادند.

سريال «امير كبير» و «مثل آباد» از جمله سريال هاي مخاطب پسند بعد از انقلاب است كه نيروهاي انقلاب آن را تجربه كردند.

سريال عروسكي «مدرسه موش‌ها» ساختة مرضيه برومند و «هادي و هدي» را نبايد از ياد بُرد. راهي كه در مدرسة موش‌ها آغاز شد تاكنون ادامه نيافته است.

مجموعه آن‌چه طي سال‌هاي اخير در حوزة فرهنگ ديني در صدا و سيما اتفاق افتاد، بسيار قابل توجه و جدي است؛ براي مثال در همين حوزه مي‌توانيم به سريال‌هايي چون «امام علي (ع)» به كارگرداني داوود ميرباقري، «امام رضا (ع)» و «امام مجتبي(ع)» ساخته مهدي فخيم‌زاده توجه كنيم كه پديده‌هايي بسيار مهم در سري سريال‌هاي ديني بودند.

سريال «شيخ بهايي» ساختة شهرام اسدي، «روشن‌تر از خاموشي» در مورد ملاصدرا، ساختة حسن فتحي، «مردان آنجلس» فرج الله سلحشور و «بوعلي سينا» توانستند بسياري از مفاهيم ديني و ارزشي را انتقال دهند. «كيف انگليسي» سيدضياء الدين دري، «خاك سرخ» ابراهيم حاتمي كيا و «معصوميت از دست رفته» داوود ميرباقري از مجموعه‌هاي موفق تلويزيون در دهة 70 به شمار مي‌روند.

«مدار صفر درجه» حسن فتحي و «زير تيغ» محمدرضا هنرمند، از مجموعه‌هايي به شمار مي‌آيند كه سريال‌سازي در تلويزيون را دستخوش تغيير كردند و به اعتقاد منتقدان، سطح آن را از سينما نيز يك سروگردن بالاتر برده‌اند.

سرمايه‌گذاري رسانه ملي در برنامه‌هاي مناسبتي، اگرچه به علت كمبود وقت دچار نقص‌هايي مي‌شوند، اما خود گامي ديگر در رساندن مفاهيم معنوي انقلاب مي‌باشند. سريال‌هايي چون «اغماء» ساختة سيروس مقدم، «شب دهم» حسن فتحي، «صاحبدلان» ساختة محمدحسين لطيفي و «او يك فرشته بود» ساختة عليرضا افخمي با همة انتقادهايي كه به آن وارد بود، از جمله كارهاي مناسبي هستند كه در سال‌هاي گذشته شاهد آن بوديم.

ساخت سريال‌هايي چون «پر پرواز» و «چهل سرباز» محمد نوري‌زاد نيز در اين سال‌ها قابل توجه بوده است. اگرچه نقدهاي فراواني به «چهل سرباز» صورت گرفت اما قدمي ديگر در اين راه به شمار مي‌رود.

شبكه‌هاي ماهواره‌اي

سال‌هاي متمادي جريان يك سوية اطلاعات و اخبار از غرب به شرق جريان داشت و توجه تمام مردم شرق و غرب به رسانه‌هاي غربي از بي‌بي‌سي گرفته تا سي‌ان‌ان و رويترز و اسكاي نيوز و ... بود. زماني كه شبكه تلويزيوني «المنار» توسط نيروهاي حزب ا... لبنان و با كمك صدا و سيماي ايران راه اندازي شد، كسي در غرب تصور نمي‌كرد كه بتواند با امكانات كم با شبكه‌هاي غرب و آن همه امكانات مقابله كند. در ميان جنگ آمريكا عليه عراق، شبكة ماهواره‌اي «العالم» نيز پا به عرصة خبرگزاري‌هاي دنيا گذاشت. در ابتدا هيچ كس نمي‌دانست شبكه العالم از كدام كشور پخش مي‌شود. اين شبكه در جنگ آمريكا عليه عراق مورد اعتماد مردم منطقه قرار گرفت تا جايي‌كه حتي خبر شبكه‌هايي چون الجزيره را نيز پوشش مي‌داد.

اين مقابله و مبارزه در جنگ «سي و سه روزه» به اوج خود رسيد و يكي از برگ‌هاي برنده حزب ا... براي مقابله با «خانه عنكبوتي اسرائيل» شبكه تلويزيوني «المنار» بود، تا جايي‌كه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي از پخش آن جلوگيري شد. شبكه‌هاي ماهواره‌اي چون «سحر» به زبان‌هاي انگليسي، تركي و «الكوثر» به زبان عربي در معاونت برون مرزي صدا و سيما در حال فعاليت هستند. فعاليت شبكه جهاني «سحر» به علت پخش برنامه‌هاي ضد صهيونيستي در اروپا و آمريكا ممنوع شد.

شبكة خبر انگليسي «پرس تي وي»، يك سالگي فعاليت خود را پشت سر گذاشت. چند ماهي از آغاز فعاليت اين شبكه ماهواره‌اي نگذشته بود كه پخش آن در آمريكا ممنوع شد، اما هنوز هم بيش‌ترين مخاطبان اين شبكه آمريكايي‌ها هستند كه آن را از طريق اينترنت دنبال مي‌كنند. اين حذف كردن‌ها نشان مي‌دهد كه دشمن بسيار ترسو است.

سينما

با انقلاب اسلامي، بستر مناسب براي رشد سينماي ديني گسترده شد. اولين گام مؤثر در اين زمينه، تشكيل حوزة هنري سازمان تبليغات اسلامي در سال 1359 بود كه عده‌اي از نيروهاي انقلابي و متعهد در آن مشغول فعاليت شدند.

از جمله فيلم‌هايي كه در سال‌هاي اول انقلاب ساخته شد، «تيرباران» ساختة علي اصغر شادروان بود؛ اين فيلم، خصوصيات بيروني و فيزيكي شهيد علي اندرزگو، از مبارزان انقلاب، را روايت مي‌كرد. «سينماي مخملباف» در سال‌هاي ابتدايي انقلاب هرگز فراموش نخواهد شد. «توبه نصوح» 1361، «استعاذه» 1362، «دو چشم بي‌سو» 1362، «بايكوت» 1364 و «عروسي خوبان» 1367 از كارهاي به يادماندني محسن مخملباف به شمار مي‌آيند. نگاه غالب در اين كارها از متن دين سرچشمه مي‌گرفت. اما او بر اين مدار راه نپيمود و مسير خود را از آرمان‌هاي انقلاب و دين جدا كرد. در سينماي اجتماعي، مجيد مجيدي گوي سبقت را ربود و با ساختن فيلم «بدوك» در سال 1370 پرده از معضلات استاني دور افتاده به نام سيستان و بلوچستان برداشت. مجيدي در كارهاي خود از جمله «بچه‌هاي آسمان» 1375 و «رنگ خدا» 1367 نيز نگاهي ويژه را از پشت دوربين به مخاطبان نشان داد. مجيدي در «بچه‌هاي آسمان»، عزت كودكان ما را به تصوير كشيد و در «رنگ خدا» زبان فيلم را به يك نابينا سپرد تا در بستري معناگرايانه، به زيبايي هرچه تمام‌تر خدا را به تصوير كشد. فيلم‌هاي «بيد مجنون» 1383 و «آواز گنجشك‌ها» 1386 نيز از فيلم‌هاي زيباي مجيدي هستند كه در بستر اجتماعي ساخته شده‌اند.

سينماي حاتمي‌كيا از «ديدبان» 1367 و «مهاجر» 1368 گرفته تا «از كرخه تا راين» 1371‌ و «آژانس شيشه‌اي» 1376 را مي‌توان سخن انقلاب دانست. ويژگي‌هاي هنر مبارزه را مي‌توان در فيلم‌هاي او به نظاره نشست.

او در دو اثر مهم و تأثيرگذار «مهاجر» و «ديدبان» نگاه انساني جنگ را به تصوير كشيد. «از كرخه تا راين» مداواي جانبازان شيميايي دفاع مقدس را در كشورهاي خارجي دنبال مي‌كند و «آژانس شيشه‌اي» در دوران اصلاحات غبار مظلوميت از فراموش شدگان عرصة جهاد و شهادت برداشت.

«بوي پيراهن يوسف» 1374، «موج مرده» 1379، «به رنگ ارغوان» 1383 و «به نام پدر» 1384 از كارهاي شاخص اين هنرمند انقلابي به شمار مي‌آيد. در عرصة سينماي تاريخي گام‌هايي هر چند كوتاه برداشته شده است. از آن جمله مي‌توان به فيلم‌هاي سينمايي «سفير» 1361، ساختة فريبرز صالح در اوايل انقلاب، «روز واقعه» 1373، ساختة شهرام اسدي و «مسافر ري» 1379، ساختة داوود ميرباقري اشاره كرد. هر چند فيلم‌هاي تاريخي مي‌تواند جولانگاهي مناسب براي باورهاي ديني باشد اما در اين چند سال مورد غفلت واقع شده است و به ندرت شاهد آن هستيم. فيلم‌هايي چون «مريم مقدس» ساختة شهريار بحراني و «بشارت منجي» نادر طالب‌زاده از همين نوادر به شمار مي‌روند. نگاه ويژه طالب‌زاده در اين فيلم به مبحث مسيحيت از نگاه قرآن سرمشقي مناسب براي ديگر فيلم‌سازان است.

در عرصة سينماي دفاع مقدس فيلم‌هاي شايسته ديگري – غير از فيلم‌هاي حاتمي‌كيا – ساخته شده‌اند كه مورد توجه بوده‌اند.

«ليلي با من است» كمال تبريزي نگاه طنازانه‌اي به دفاع مقدس داشت. «سفر به چزابه»، «هيوا»، «مزرعة پدري» و «ميم مثل مادر» ‌از رسول ملاقلي‌پور مخاطبان بسياري را به خود جلب كرد.

در سال‌هاي اخير نيز شاهد كارهاي ديگري در اين عرصه بوده‌ايم. «ننه گيلانه» رخشان بني‌اعتماد، «خداحافظ رفيق» بهزاد بهزادپور، «اخراجي‌ها»ي مسعود ده‌نمكي، 1385، «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد، 1386 و «پاداش سكوت» مازيار ميري، 1386، از آن مهم هستند.

سينما، حقيقت

انقلاب اسلامي، آغاز دنياي ديداري تازه‌اي بود. در جريان انقلاب، دوربين عكاسي و سوپر هشت بزرگ‌ترين كاربرد خود را يافت. در مكان‌هايي از جمله بيمارستان‌ها، عكس‌هاي انقلاب به ديوار چسبانده مي‌‌شود. «پرويز نبوي، مسعود جعفري‌جوزاني، اصغر بيچاره، محمدعلي نجفي، باربد طاهري، محمد صدرزاده، حسين ترابي و فرامز ناصري از روند انقلاب فيلم ساختند.»2

«روز 13 آبان 57 پرويز نبوي، فيلمبردار واحد تلويزيون، از ماجراي جلوي در دانشگاه تهران فيلم گرفت كه در ساعت 20:30 بعد از ظهر، از برنامه اخبار شبكه سراسري پخش شد. اين اتفاق در شبكه‌اي با انحصار خبري كه اخبار انقلاب را برجسته نمي‌كرد، در عرصة داخلي معنايي داشت؛ هم سبب هيجان مردم شد، هم انديشه‌هاي رسانه و دروازه‌باني خبر را تقويت كرد.»3

واحد تلويزيوني جهاد بعد از انقلاب و پس از صدور فرمان تأسيس جهاد سازندگي از سوي امام راحل شكل گرفت. با رويكرد جهاد به مناطق محروم كشور، دوربين هم به راه افتاد.

سيدمرتضي آويني كه سال 58 مجموعه‌اي با نام «شش روز در تركمن صحرا» و «سيل در خوزستان» را ساخته بود، از جهاد به تلويزيون آمد. او فيلم «خان گزيده‌ها» را در آباده، جهرم، شيراز، فيروزآباد و در روستاهاي اطراف اين شهر ساخت و فيلم «گمگشته‌هاي ديار فراموشي» را دربارة مردمان بشاگرد تهيه كرد.

يورش تانك‌ها و هواپيما‌هاي جنگي عراق به ايران در پايان شهريور 1359 آغاز شد و تمام توجه مستندسازان بر يك موضوع تمركز يافت. سيدمرتضي آويني همان سال‌هاي نخست جنگ، با ساخت مستند «فتح خون» كه پيش از سقوط خرمشهر بود، پا در عرصة مستندسازي جنگ گذاشت؛ او مجموعة ده قسمتي «حقيقت» را ساخت كه به وقايع دو سال آغاز جنگ در آبادان، سوسنگرد و دزفول مي‌پرداخت. سال 61 مجموعه «روايت فتح» در جهاد سازندگي شكل گرفت و سيدمرتضي در آن به ساخت مستند ادامه داد؛ تا آن‌جا كه فيلم‌هاي مستند و ماندگار «روايت فتح» را با عنوان‌هاي «شهري در آسمان»، «شب عاشورايي»، «پاتك چهارم»، «دستة ايمان»، «پيران توپخانه»، «بر ستيغ جبال فتح»، «مرثيه»، «جبهه در آتش» و «بچه‌هاي آتش» تهيه كرد. به حق مي‌توان او را از جملة تأثيرگذاران بر عرصة مستندسازي جنگ و هنر مبارزه دانست.

مستندهاي «ساعت 25» (در آمريكا)، «خنجر و شقايق» (در بوسني)، «رويش در آتش» (در صربستان)، بيداد خاموش» (در آلمان)، «ره آورد هند» (در هندوستان) و «جهان در انتظار» (در اروپا) از ساخته‌هاي نادر طالب‌زاده است. اين مستندساز بين المللي ايران، اين برنامه‌ها را در سال‌هاي بعد از انقلاب تهيه كرده است. شم رسانه‌اي اين هنرمند، او را به چهره‌اي سرشناس در عرصه رسانه كشور تبديل كرده است. او به تازگي مستندي را در آمريكا تهيه كرده است كه به موضوع دانشمندان ضد يهود آمريكا مي‌پردازد.

«رضا برجي» به يك خبرنگار آنلاين جنگ تبديل شده است، او كه پيش‌تر با عكاسي جنگ شناخته شد، بعد از دفاع مقدس در عرصه مستند نيز فعاليت‌هاي چشمگيري داشته است. مستندي دربارة جنگ عراق، مستند «مادر صربرنيستا» در مورد جنگ بوسني و هرزگوين و «اشك و زيتون» دربارة جنگ سي و سه روزه لبنان، از شاخص‌ترين كارهاي اين هنرمند متعهد در سال‌هاي اخير به شمار مي‌آيد.

محمدحسين جعفريان يكي ديگر از مستندسازان باهوش انقلاب ماست، كه با مستندي در مورد زندگي شهيد احمد شاه‌مسعود در افغانستان شناخته شد. او يك مستند ويژه از سفر مقام معظم رهبري به استان سيستان را در پرونده خود دارد.

حسين دهباشي با مستندهايي چون «نفت و شكلات»، «سفر به شهر فرنگ»، « چين و ماچين»، «چشم‌هاي شيشه‌اي» و «عراق نگاهي از درون» در عرصة مستندسازي بين المللي خوش درخشيده است. در اين عرصه از كار شاخص و زيباي سياوش سرمدي كه پرده از قتل ادواردو آنيلي - تازه مسلمان ايتاليايي - توسط يهوديان برداشت، نمي‌توان گذشت.

تئاتر

تئاتر را مادر هنرهاي نمايشي مي‌خوانند. در اين عرصه نيز هنرمندان گرانسنگي فعاليت كردند تا چراغ آن در ايران اسلامي روشن بماند. در اين‌كه آيا انقلاب بر نگاه تئاتر بعد از انقلاب تأثير گذاشته است يا نه، گفته‌ها فراوان است. عده‌اي معتقدند كه هر چند گام‌هايي در اين عرصه برداشته شده است، اما بايد نگاه‌ها تغيير كند و به آرمان‌هاي انقلاب نزديك‌تر شود. در سه دهه اخير آثار خوبي در اين زمينه ساخته شده است؛ اما حركت‌هاي چشمگير يا به ندرت بوده‌اند يا اصلاً نبوده‌اند و در اين باره بايد تجديد نظر گردد.

تئاتر از هنرهايي است كه تعامل بين هنرمند و مخاطب، مستقيم و چهره به چهره است؛ پس تأثير آن از رسانه‌هاي نمايشي ديگر بيش‌تر خواهد بود.

نمايش‌هايي چون «جايي ديگر» به كارگرداني هادي حجازي‌فر، «جنگ در طبقه سوم» مصطفي عبداللهي، «كانال كميل» كوروش زارعي، «شب واقعه» پدرام رحماني، «سلمان (وين راه بي‌نهايت)» محمود عزيزي، «محرم زنده است» يعقوب صديق جمالي، «مسافران» سيروس همتي و «غريبه شام» حسن پارسايي را مي‌توان از كارهاي خوب ساخته شده در اين سال‌ها دانست.

برگزاري چند دوره همايش آيين‌هاي عاشورايي، عرصه را براي نمايشنامه نويسان و كارگردانان متعهد كشور باز كرد تا آثاري چون «مجال هم ممكن است» از سيروس همتي، «واقعه در واقعه» از محمدرضا رفيعي، «شيرعلي» از غلامرضا جهان‌پا، «شهادت خوني انسان‌ها» از روح الله جعفري، «شبيه نامه»، منصور قرباني، «ملكه جنيان»، امير دژاكام، «مسافران كوفه» از حسين پارسايي و «مثنوي سرخ» رضا حسيني را بيافرينند.

همايش‌هايي از اين دست مي‌تواند راه را براي جولان بيش‌تر هنرمندان متعهد كشور باز كند.

رسانه‌هاي تجسمي

عروسك

در اين عرصه كه مهم‌ترين عرصة رسانه‌اي انقلاب است، هنوز از كارهاي مثبت و قوي و تأثيرگذار خبري نيست. در دنيايي كه سعي مي‌شود به وسيلة هر نمادي افكار و انديشه‌هاي شيطاني در جهان گسترش يابد، فعاليت در اين عرصه ضروري و البته حياتي به نظر مي‌رسد.

عروسك «دارا و سارا» كه با تيزبيني مسؤولان كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در مقابل عروسك «باربي» در غرب ساخته شد، قدم كوتاهي بود كه ادامه نيافت. عروسك سازي و پخش عروسك در سطح جامعه و در بين كودكان و نوجوانان، همانا سبب انتقال فرهنگ به آن‌ها خواهد شد و بايد در اين راه گام‌‌هاي شايسته و محكمي برداشته شود.

رسانه‌هاي شنيداري

موسيقي

در حيطة هنر كلاسيك، سخني معروف دربارة تأثيرپذيري كند هنر موسيقي از تحولات اجتماعي وجود دارد؛ اما كساني كه به موسيقي، تاريخ و جامعه‌شناسي به موازات همديگر علاقه‌مند بوده‌اند، با كمي ترديد و تأمل اعتراف كرده‌اند كه اين سخن درباره آن‌چه در انقلاب اسلامي 1357 ايران و موسيقي‌هاي برآمده از آن گذشته، مصداقي ندارد و نبايد انقلاب ايران و حركت موسيقايي آن را با هيچ انقلاب ديگري مقايسه كرد.

از سرودهاي خاطره‌انگيزي چون «خميني اي امام»، «هوا دلپذير شد»، «بوي گل سوسن و ياسمن آيد» ساختة‌ مجتبي ميرزاده و «اي مجاهد» ساختة‌حميد شاهنگيان، مي‌توان به عنوان همراهان هنري انقلاب نام برد. مجموعه آلبوم «نينوا» با صداي «سيدحسام الدين سراج» از مجموعه موسيقايي توليد حوزه هنري است كه در سال هاي 1359 تا 1367 توليد شدند. متن آمده در ابتداي شناسنامه «نينوا» گوياي وجود روح مبارزه در آلبوم مي‌باشد: «به نام خدا. در اين بازار آشفته، كه هر گروه و دسته‌اي براي «تبليغ كتب الحادي» خود يا در قالب «هنر براي هنر» يا جهت «نيل به منافع مادي» موسيقي را دستاويز قرار داده است؛ ظلم است اگر ما اين هنر نافذ را جهت اشاعة مكتب والاي خويش به كار نگيريم».

سرودهايي چون «خجسته باد اين پيروزي»، «اين بانگ آزادي است»، «معلم»، «راه رجا بسته نيست، گرچه رجايي برفت» و ... از «محمدعلي گلريز» همانا بر صفحة ‌دل اين انقلاب حك شده است و با شنيدن آن، خاطرات دوران‌هاي مختلف انقلاب، زنده مي‌شود.

مجموعه آلبوم‌هاي موسيقي «چاووش» كه در سال هاي اوليه انقلاب توليد و عرضه شدند، نقطة‌عطفي در موسيقي ايران به شمار مي‌روند. حس اميدوارانه‌اي كه در بيش‌تر آثار موجود در مجموعه «چاووش» وجود دارد، از فضا و شرايط روزهاي انقلاب الهام گرفته است؛ مثلاً در سرود «سپيده» با مطلع «ايران اي سراي اميد» كه هنوز هم به مناسبت‌هاي مختلف پخش مي‌شود. «چاووش» يك مجموعه ده نواري است كه البته همة آلبوم‌هاي آن مرتبط با موضوع انقلاب نيست.

يك اثر ويژه از حسام الدين سراج را نبايد فراموش كرد: «وداع» نام كاست موسيقي است كه در آن اشعار عرفاني عمان ساماني در مورد عاشورا با صداي زيباي او و دكلمه اصغر فردي به زيبايي به تصوير كشيده شده است و دوباره ياد سرودهاي نينواي سراج را زنده كرده كه با مطلع «جانان من بشتاب» آغاز مي‌شد. «اشعار نينوا» را فرج ا... سلحشور دكلمه كرد و در زمان خود تأثير فراواني بر مخاطبان داشته است.

نمي‌توان در فضاي موسيقي انقلاب از هنرمنداني چون «عليرضا افتخاري»، «محمد اصفهاني»، «عليرضا عصار» و «غلامحسين مختاباد»‌نامي نبرد.

كارهايي چون «نيلوفر 1 و 2»، «ياد استاد»، «ماه خراسان» و «صياد» از عليرضا افتخاري و «ولايت عشق»، «ماه غريبستان»، «تنها ماندم» و «بركت» از محمد اصفهاني و «مولاي عشق»، «اي عاشقان»، «عشق الهي» و «نكته دان عشق» از عليرضا عصار و سرودهايي چون «تمناي وصال» و «زورق مهتاب» از عبدالحسين مختاباد از كارهاي خوب دوران انقلاب به شمار مي‌روند.

از يك قسم ديگر در وادي موسيقي نبايد گذشت. آن‌هم موسيقي متن فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني است. موسيقي متن فيلم را شايد بتوان از شاخه‌هاي تأثيرگذار اين هنر دانست.

فرهاد فخرالديني كارهايي چون‌ «مسافر ري»، «كمال الملك»، «بوعلي سينا»، «امام علي (ع)» و «سربداران» را در كارنامه موفق خود دارد. مجيد انتظامي موسيقي فيلم‌هايي چون «سردار جنگل»، «ترن»، «چشم شيشه‌اي»، «از كرخه تا راين»، «روز واقعه»، «بوي پيراهن يوسف»، «آژانس شيشه‌اي»، «اعتراض» و «بازمانده» را به زيبايي هرچه تمام‌تر اجرا كرده است.

موسيقي متن «حماسه مجنون»، «سجاده آتش»، «موج مرده»، «خاك سرخ»، «سجده بر آب»، «دايره سرخ» و «بر بال فرشتگان» از كارهاي محمدرضا عليقلي است.

رسانه هاي رايانه‌اي (ديجيتال)

بازي‌هاي رايانه‌اي

به جرأت مي‌توان گفت كه رسانة ‌نوظهور بازي‌هاي رايانه‌اي با قابليت‌ها و ويژگي‌هايي خاص خود، ضريب تأثيرگذاري و نفوذ خويش را حتي از رسانه‌هايي چون سينما و تلويزيون افزايش داده‌اند. مهم‌ترين ويژگي، ماهيت تعاملي بودن آن است.

«پايان معصوميت» اولين بازي رايانه‌اي سه بعدي بود كه با همت جوانان ايراني ساخته شد. ساخت اين بازي، باور امكان بازي سازي در ايران را فراهم كرد. «سرزمين گمشده»، «نجات بندر»، «عصر پهلوانان»، «مسابقه خياباني»، «حسني و لوبياي سحرآميز»، «افسانه نوروزي» و «سايه سحر» از جمله بازي‌هايي هستند كه در 2 سال گذشته در ايران ساخته شده‌اند.

بازي رايانه‌اي «عمليات ويژه» كه توسط انجمن‌هاي اسلامي دانش آموزان تهيه شده، از موارد مهم ديگر است. اين بازي با محوريت موضوعي انرژي هسته اي ساخته شده و به بازار عرضه گرديده است.

انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس با ساخت بازي رايانه‌اي «هرمز» پا در ميدان ساخت بازي‌هاي رسانه‌اي گذاشته است.

اما اين پايان راه نيست...!

انيميشن

از تولد انيميشن رايانه‌اي در انقلاب اسلامي مدت چنداني نمي‌گذرد. مركز فرهنگي هنري صبا در سال 1374 با هدف سازماندهي و تأمين و توليد انيميشن براي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران تأسيس شد. اين شركت تا كنون 200 كار انيميشني توليد كرده و آن را به جامعه عرضه داشته است. در آثار توليدي اين شركت، از تمام تكنيك‌هاي پيشرفته انيميشن استفاده شده است.

«خداوند لك لك‌ها را دوست دارد»، «جوجه طلايي»، «انگشتر سحرآميز»، «كليله و دمنه»، «افسانه شاه مار دوش»، «سفر به سرزمين‌هاي دور»، «رستم و اسفنديار»، «قصه‌هاي مثنوي»، «قصر دي كهن»، «حضرت سليمان»، «داستان‌هاي شاهنامه» و «ضرب المثل‌هاي فارسي» از جمله آثار انيميشن توليدي شركت صبا هستند.

«فرمانروايان مقدس» زندگي پيامبران الهي چون حضرت نوح (ع)‌، حضرت هود (ع)، حضرت صالح (ع)، حضرت سموئيل (ع)، حضرت داوود (ع) و حضرت سليمان(ع) را روايت مي‌كند. اين انيميشن كه به صورت سه بعدي شبه واقع‌گرايانه مي‌باشد، در شركت صبا توليد و تاكنون چند بار از سيماي جمهوري اسلامي پخش شده است.

آثار انيميشن توليدي شركت صبا در بازارهاي خارجي نيز از موفقيت برخوردار بوده است. شركت صبا در حال توليد يك سريال انيميشن با نام «آخرين فرستاده» است كه مي‌كوشد از زبان سلمان فارسي، زندگي پيامبر اسلام را روايت كند.

كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نيز در اين راه گام‌هاي خوبي برداشته است. از جمله آثار تهيه شده در كانون مي‌توان به كارتون‌هاي «همنشين»، «همبازي»، «قصه پنيرك»، «شنگول و منگول»، «قصه سيب»، «نقلي و بلورهاي برف» اشاره كرد.

فيلم‌هاي «ديوانه»، «قالي»، «كوه جواهر»، «درخت بخشنده» و «نگهبان چشمه» نيز در اين كانون به ثمر رسيده است.

نرم افزار

توليد برنامه‌هاي نرم افزاري در زمينه‌هاي مختلف علوم اسلامي و فرهنگ ديني از گام‌هاي ديگر در عرصه رسانه‌هاي ديجيتالي در كشور به شمار مي‌آيد. آسان كردن دسترسي به منابع و متون ديني و فرهنگي از جمله مزيت‌هاي توليد نرم‌افزارهاي رايانه است.

«درختواره فقه»، «نور الطريق»، «جامع الاحاديث»، «جامع فقه اهل بيت»، «شاهنامه فردوسي» و «جامع التفاسير» از جمله كارهاي مهم توليد شده در «مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي» است كه براي نشر فرهنگ ديني آماده شده و در اختيار محققان و دانشجويان قرار گرفته است. «جغرافياي جهان اسلام» از آخرين كارهاي انجام شده توسط اين مركز مي‌باشد كه به كشورهاي اسلامي و اقليم‌هاي متفاوت آن پرداخته و آداب و رسوم كشورهاي جهان اسلام را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. اين نرم افزار شامل جامع‌ترين اطلاعاتي است كه تاكنون دربارة كشورهاي اسلامي جمع‌آوري شده است.

«كتابخانه ديجيتالي صهيونيزم» به همت مؤسسه لوح و قلم، «موعود» به همت مركز كامپيوتري حوزه علميه اصفهان، «نرم افزار نيايش» و «گناهان كبيره» و «قرآن و عرفان» و «ارمغان» با كوشش مؤسسه توليد نرم افزار اسلامي تهيه شده است. مؤسسه فرهنگي آرمان، نرم افزارهايي چون «امت مظلوم» سيري در انديشه و گفتار شهيد آيت الله بهشتي، «صهبا» مجموعه ديدارهاي مقام معظم رهبري با جوانان، «به سوي نور»، «بررسي تحولات فكري و سياسي ايران معاصر»، «حَمْد عارفان» تفسير سورة محمد حضرت امام خميني (ره)، «مرصاد به روايت جامع حاج سعيد»، «هشتاد سال مقاومت»، «علم الهدي» زندگي و انديشه شهيد سيد حسين علم الهدي، «الرحمن» نرم افزار جامع قرآن كريم، «نينوا» و «غرب شناسي 1 و 2» را به بازار عرضه كرده و در اختيار محققان و انديشمندان قرار داده است.

رسانه‌هاي نوشتاري

كتاب

قديمي‌ترين رسانه‌اي كه در اختيار بشر بوده و هست، رسانه نوشتاري به نام كتاب است؛ به جرأت مي‌توان آن را عميق‌ترين رسانه‌اي دانست كه در روح بشر تأثيري بسزا دارد. بعد از گذشت 30 سال از انقلاب، محاسبه امور انجام شده در عرصة كتاب ضروري به نظر مي‌رسد؛ و اين امر در متن كوتاه نمي‌گنجد. در مباحث كتاب‌هاي ديني از جمله مباحث عقلي و نقلي در مورد دين، كتاب‌هاي فراواني در سال هاي سپري شده از انقلاب نشر يافته است. از آن‌جا كه كتاب‌هاي «رمان» و «داستان كوتاه» اكنون مورد اقبال عمومي قرار گرفته و مخاطبان بيش‌تري را به خود جذب كرده است، در اين قسمت به معرفي شماري از آن‌ها پرداخته مي‌شود.

در كتاب‌هاي دفاع مقدس، چه از نوع خاطرات و چه از نوع داستان كوتاه، و بلند، شاهد رخدادهاي خوبي بوده‌ايم. در زمينة داستان كوتاه مي‌توان به مجموعة «يادگاران» و «روزگاران» تهيه شده در مؤسسه روايت فتح اشاره كرد.

«فرماندة من»، نوشته مرتضي سرهنگي، «سفر به گراي 270 درجه» نوشتة احمد دهقان، «جنگ دوست داشتني» سعيد تاجيك، «سه روايت از يك مرد»، محمدرضا بايرامي و «روايت‌هاي شهر جنگي» از حبيب احمدزاده در ميان داستان‌هاي بلند دفاع مقدس از اقبال بيش‌تري برخوردار بوده‌اند.

مجموعه خاطراتي چون «تكليف است برادر»، نوشتة حسين بهزاد در مورد خاطرات سردار حسين همداني، «همپاي صاعقه» نوشتة حسين بهزاد و گلي علي بابايي كه به موضوع لشكر 27 محمد رسول ا... مي‌پردازد، «جاده‌هاي سربي» خاطرات سردار احمد سوداگر با قلم محمدمهدي بهداروند و «در كمين گل سرخ» خاطرات شهيد سپهبد علي صياد شيرازي، از جمله آن‌هايي هستند كه در جامعه انتشار يافته و مورد توجه واقع شده‌اند. از رمان‌هاي غير از موضوع دفاع مقدس نيز مي‌توان به رمان «منِ او» نوشتة رضا اميرخاني، «سانتاماريا» سيدمهدي شجاعي، «داستان سيستان» رضا اميرخاني، «روي ماه خداوند را ببوس» مصطفي مستور، «شطرنج با ماشين قيامت» حبيب احمدزاده و به تازگي «طوفان ديگري در راه است» سيدمهدي شجاعي و «بي وتن» رضا اميرخاني اشاره كرد.

«سفر به گراي 270 درجه» احمد دهقان و «شطرنج با ماشين قيامت» حبيب احمدزاده به زبان انگليسي ترجمه شده است.

دايرة المعارف

يكي از مهم‌ترين اسباب ايجاد و رشد آگاهي فرهنگي، پديد آوردن زمينه‌هاي اطلاع كافي و دقيق از پيشينه تاريخي به مفهوم آن و مشتمل بر تاريخ سياسي و اجتماعي يعني فرهنگ و تمدن با كليه جوانب مادي و معنوي آن است. از اين رو امروزه اقوام سرزمين‌ها بخش عمده‌اي از عوامل بقا و نيز حفظ منافع ملي خود را در گرو ايجاد و ترويج چنين آگاهي‌هايي مي‌بينند. گسترش اين آگاهي به مثابه يكي از عوامل مهم فرهنگ‌ساز و موجب اقتدار فرهنگي و سياسي در سطح جامعه است. مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي كه به منظور نگارش دايرة المعارف‌ها و كتاب‌هاي مرجع عمومي و تخصصي بنا نهاده شده، تاكنون 3 جلد از دايرة المعارف اسلامي را به زبان فارسي و ترجمه آن را به عربي منتشر كرده است. اين دانشنامه كه كاملاً تخصصي است، جنبه عمومي دارد و همه شاخه‌هاي علوم، فنون و هنر را در بر مي‌گيرد. اين مركز «دانشنامة‌ ايران» را كه يك دايرة المعارف جهاني است، در دست تهيه دارد. اين دانشنامه به واقع، دانشنامة ملي ايران شناخته خواهد شد.

«دايرة المعارف موعود آخر الزمان» به همت مؤسسه فرهنگي موعود در هفت جلد تدوين شده است. « دايرة المعارف انقلاب اسلامي» نيز ويژة جوانان و نوجوانان است كه انتشارات سورة ‌مهر آن را منتشر كرده است.

از جمله دايرةالمعارف‌هاي نوشته شده در سال‌هاي اخير مي‌توان به «دايرةالمعارف فقه شيعه» اشاره كرد كه ساختاري نوين براي عرضه كردن مبسوط معارف فقهي به شيوة ‌الفبايي مي‌باشد. «دايرةالمعارف دفاع مقدس» كه شامل جامع‌ترين اطلاعات درباره جنگ هشت ساله مي‌باشد، به همت پژوهشكده علوم و معارف دفاع مقدس منتشر و به بازار عرضه شده است. همچنين دايرة المعارف بزرگ «علوم عقلي» و «علوم حديث» توسط مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) و مؤسسه دار الحديث در حال جمع آوري و نگارش مي‌باشد.

نكته پاياني

قطار انقلاب در حركت است و رسانه‌ها وظيفة سنگيني بر عهده دارند؛ «سكوت» در رسانه معنا ندارد و ايستايي از ويژگي‌هاي رسانه‌هاي خاموش است.

«هنرمندان ما تنها زماني مي‌توانند بي‌دغدغه، كوله‌بار مسؤوليت و امانتشان را زمين بگذارند كه مطمئن باشند، مردم‌شان بدون اتكا به غير و در چهارچوب «مكتبشان» به حيات جاويدان رسيده و هنرمندان ما در جبهه‌هاي مقدسمان اينگونه بوده اند.»4

پي‌نوشت‌ها

 

1. محمدمهدي سمتي، عصر سي‌ان‌ان و هاليوود، ص16، نشر ني، 1385.

2. محمد تهامي‌نژاد، سينماي مستند ايران، ص124، انتشارات سروش.

3. همان، ص 124.

4. پيام حضرت امام خميني (ره) به هنرمندان متعهد، صحيفه نور، ج 21، ص 30.