نمادهاي‌ناشناخته عروسكان‌رسانه

فاطمه خوش‌نما

اشاره

دنياي آينده برخلاف گذشته، دنياي زورآزمايي قدرتمندان نيست، بلكه دنياي دانش و اطلاعات است كه رسانه در آن حرف اول را مي‌زند. «در جوامع امروز رسانه‌ها «توده‌ها» را رهبري مي‌كنند؛ به همين دليل رسانه‌ها را رهبر افكار خوانده‌اند.»1 اين رهبران فكري به صورت ويژه‌اي الگوها و نمادهاي اجتماعي را دگرگون مي‌سازند و آن‌چه كه مي‌خواهند و در پي آنند به نام الگوها و نمادها و نشانه‌ها براي جوامع به ارمغان مي‌آورند.

دوراني نه چندان دور، تمام تكنولوژي ارتباطات در يك كشور فقط چند عدد روزنامه بود؛ ولي امروزه سرعت پيشرفت آن به قدري چشمگير است كه رسانه‌ها چشم و گوش تك تك افراد شده‌اند. در عصر حاضر رسانه‌ها، قدرت فرهنگ‌سازي جوامع را به عهده گرفته‌اند و به همين دليل مؤثر‌ترين نهاد الگوساز در هر جامعه به شمار مي‌آيند. مهم‌ترين و عمومي‌ترين الگويي كه رسانه‌ها به خورد افراد جامعه مي‌دهند، طرز پوشش و نوع آرايش آن‌ها است. از طرفي نوع پوشش، بخشي از فرهنگ هر جامعه محسوب مي‌شود كه به هويت ملي – ديني آن جامعه برمي‌گردد. حال اين سؤال مطرح مي‌شود كه با توجه به مدهاي گوناگوني كه رسانه‌ها ارائه مي‌كنند، آيا اين تكنولوژي در تغيير و يا تخريب فرهنگ جوامع نقشي دارد؟

«انسان‌ها در هر جامعه‌اي پيوسته تحت فشارند تا رفتارشان را با الگوهاي رايج هماهنگ سازند»2 الگوهايي كه به وسيلة رسانه‌ها وارد فرهنگ جامعه مي‌شود و افراد از آن پيروي مي‌كنند. اگر بدون در نظر گرفتن جنبه‌هاي پيشين فرهنگي باشد، چه اتفاقي مي‌افتد؟! پوشش و آرايشي كه رسانه‌ها به مخاطب ارائه مي‌كنند، نوع بارزي از الگوسازي است. بشر امروز به هر طرف كه رو بگرداند، گونه جديدي از لباس‌ها، آرايش‌ها و مد توسط رسانه به او القا مي‌شود. رسانه‌ها با توليد و توزيع مستمر، دنياي تازه‌اي را جلوي چشمان مخاطب مي‌آورند؛ دنيايي كه با گذشتة نزديك، فاصلة دور دارد. رسانه‌ها نماد مي‌سازند و آن را به مخاطب تحويل مي‌دهند. «انسان‌ها در معرض اين نمادهاي رسانه‌اي متولد مي‌شوند، مي‌انديشند، و رفتارهاي خود را سامان مي‌دهند و خود اين نمادها هستند كه فرهنگ جديد را شكل مي‌دهند.»3

نوع حجاب و آرايشي كه رسانه‌هاي گوناگون، به ويژهً رسانه‌هاي داخلي ما به شيوه‌هاي گوناگون به مخاطب القا مي‌كنند، از مرز بدحجابي گذشته و فاصلة بسيار كمي با بي‌حجابي دارد و «حتي مي‌توان آن را نوعي بي‌حجابي و كشف حجاب نوين ناميد».4

از آن‌جا كه رسانه‌هاي گروهي پاي ثابت همة خانواده‌ها هستند، كم‌كم جايگزين والدين شده و تربيت مستقيم فرزندان را به عهده گرفته‌اند. تلويزيون كه يكي از عوامل مهم رسانه‌اي است، در اين ميان نقش مهمي بازي مي‌كند؛ «زيرا مطالبي را انتشار مي‌دهد كه فاقد انسجام بين گذشته، حال و آينده است و بين خود مطالب هم انسجام وجود ندارد. نسلي كه ارتباطش با جهان خارج صرفاً از طريق تلويزيون باشد به كلي از گذشته بريده مي‌شود. بسياري از دانشمندان و محققان علوم ارتباطات معتقدند كه تلويزيون به دلايل فيزيكي و بيولوژيكي و نوعي اثرگذاري در ساختار ذاتي آن موجب هويت‌زدايي و ربودن هويت در انسان نسل امروز مي‌شود.»5

رسانه‌ها و توده‌وار ساختن جوامع

رسانه‌ها، ارتباط‌ها را سرعت مي‌بخشند و جهان را به هم نزديك مي‌كنند، به گونه‌اي كه هنگام لزوم مي‌توان توجه تمام جهان را به مسأله‌اي خاص معطوف كرد، و «در اين ميان مرزهاي فرهنگ جهاني كه از طريق تلويزيون، اينترنت، مدها و ساير وسايل تصويري با يكديگر در ارتباطند، نقش اساسي را به عهده دارند.»6

اين مسأله، روند توده‌وار شدن جوامع را شتاب مي‌دهد؛ زيرا يك جامعه و توده‌هاي آن به دليل احساس نيازي كه رسانه در آن‌ها به وجود مي‌آورند، خود را به سمت الگوهاي ارائه شده پيش مي‌برند، تا اين‌گونه شكاف بين خود و جوامع ديگر را از بين ببرند.

در جوامعي كه ارتباط از طريق رسانه‌هاي گروهي انجام مي‌گيرد، يكنواختي افراد تقويت مي‌شود. «رسانه‌ها با ارائه عملي و عيني الگوهاي رفتاري يكسان، در جهت توده‌سازي افراد عمل مي‌كنند.»7

انواع آرايش‌هاي مردانه و زنانه، مدهاي مختلف، تيزرهاي تبليغاتي كه براي معرفي حداقل يك شامپو، چند مدل مو ارائه مي‌كنند، بسياري از خصوصيات، الفاظ و حتي وسايلي كه در خانواده‌ها استفاده مي‌شوند، گواه اين مدعاست! «چنان‌چه به خانواده‌هاي كشورهاي جهان سوم توجه كنيد، خواهيد فهميد كه به واسطة تأثيرات رسانه، نوع پوشش افراد، لوازم و ابزارهاي خانگي تغيير كرده و حتي ذائقه و نوع غذايي كه مصرف مي‌كنند برگرفته از رسانه‌هاي خارجي است»8 كه هدفي جز توده‌وار ساختن جوامع و همرنگ‌سازي اين توده‌ها ندارند.

پژوهشگران بر اين باورند كه «كانون‌هاي فرهنگي بسياري وجود دارد، نه يك كانون فرهنگي غرب با حواشي آن. در عين حال غرب، فرهنگ توده‌اي عام و به شدت وابسته به تصاوير مربوط به رسانه‌هاي جمعي و ارتباطات جهاني را غالب مي‌كند.»9

اين كانون‌هاي فرهنگي كه به قصد توده‌وار ساختن جوامع، رسانه‌ها را در اختيار خود گرفته‌اند، هدفي جز مصرف‌گرا كردن توده‌ها ندارند، آن‌ها به واسطة ارائة يك «مد» پديدة فرهنگي جمعي را به وجود مي‌آورند و توده‌هايي را همسان سازي مي‌كنند كه به منافع كلان سياسي و اقتصادي خود برسند؛ زيرا «فرهنگ جمعي كه عبارت است از فرهنگ توده‌ها، تنها يك اصل دارد و آن اصل مصرف است.»10

كانون‌هاي فرهنگي با برنامه‌‌ريزي دقيق و حساس ابتدا تكنولوژي را مي‌آورند، سپس ايدئولوژي غالب خود را همراه با اين تكنولوژي وارد بطن فرهنگ اصيل جوامع مي‌كنند. و البته ايدئولوژي غالب اين كانون‌ها چيزي جز سكولاريسم نيست! زيرا جواني كه مصرف‌گرا شده است، قدرت تعقل و تفكر خويش را از دست مي‌دهد، دين را متحجّر مي‌داند و براي پيشرفت هرچه بيش‌تر، خود را به اين نمادها مي‌چسباند! «با توجه به اين كه كارآيي يك تكنولوژي خاص رسانه‌اي، به ايدئولوژي مسلط فرهنگي بستگي دارد، ما هم بايد از تلويزيون به عنوان وسيله‌اي‌ جهت اشاعة ايدئولوژي فرهنگي مسلط خود و هدف‌هاي عالي جامعة خود استفاده كنيم تا با ورود تكنولوژي، فرهنگ و ايدئولوژي غالب را نپذيرفته باشيم.»11

سرعت بروز مدهاي گوناگون و تغيير پي در پي نوع پوشش و آرايش توده‌ها نه تنها قدرت انديشيدن را از جوانان مي‌گيرد بلكه زوال تدريجي ارزش‌هاي سنتي و ديني را درپي دارد و به بحران مي‌انجامد. «در اين بين ترويج الگوي منسجم زندگي در كاهش بحران هويت مؤثر خواهد بود. يكي از راه‌هاي مقابله با آسيب‌هاي فرهنگي و نفوذ انديشه هاي بيگانه، بهره‌گيري از رسانه‌هاي جمعي است.»12

اگر در دادگاه عقل و وجدان نزد قاضي برويم، ابزاري مؤثرتر از رسانه براي رفع معضل بدحجابي در جوامع اسلامي پيدا نمي‌كنيم. «در عصر ارتباطات يك فرد در احاطة انديشه‌هاي گوناگون قرار دارد و ازدياد آن‌ها زمينه‌ساز بحران فرهنگي در جامعه خواهد شد. وسايل ارتباط جمعي بايد در برابر اين افكار، به ويژه افكاري كه از طريق رسانه‌هاي بيگانه سعي در ترويج انديشه‌هاي بيگانه دارند، مقابله كنند.»13

پي‌نوشت‌ها

1. رسانة منبر و نقش آن در انسجام اسلامي، نشرية پژوهش، شماره 28.

2. رضا كوچك‌زاده، نقش رسانه‌ها در بهينه‌سازي فرهنگ عمومي جامعه، نشرية قدس، 23/4/82.

3. همان.

4. علي‌اكبر كلانتري، راه‌كارهاي اصولي در مبارزه با بدحجابي، جمهوري اسلامي، 19/5/83.

5. آزاده بهشتي، تلويزيون، هويت‌زدايي نسل حاضر، اعتماد، 7/8/82.

6. ماريود سوزا، فرهنگ عمومي در عصر جهاني شدن، ترجمة محمدحسين ناظمي، نشرية همشهري، 4 و 5/ 7 / 84.

7. احمد رجب‌زاده، جامعه‌شناسي فرهنگ، ص 69.

8. سارا قاسمي، رسانه‌ها، هدايتگر افكار عمومي، اعتماد، 10/8/84.

9. ماريود سوزا، پيشين.

10. همان.

11. داوود حيدرلكي، تكنولوژي ارتباطي، تيغ مهلك يا شفابخش.

12. رضا كوچك‌زاده، پيشين.

13. همان.