در اين دهكده، خانه غرب فرو مي‌ريزد

 

دهكده ما

هادي قطبي

غرب، دهكدة جهاني، جهان بي‏مرز، علم غربي، بشر جديد، پيشرفت و توسعه، فن‌آوري، فرهنگ رسانه‏اي و واژگاني از اين دست، آميخته و از هم ناگسسته‏اند. همان كسي كه از جهاني شدن خبر داد، ما را به قدرت رسانه‏اي نيز رهنمون شد. در اين ميان عده‏اي به خوبي دريافتند كه بايد خانة خود را در دامنة آتشفشان بنا نهند؛ اگر نه، آن كه گمان مي‏كند اين سيل همه را با خود مي‏برد، خواهد رفت؛ از هر كيش و قوم و مذهبي كه باشد.

اين عده، شهرونداني مطيع براي دهكدة جهاني نيستند و از همين رو از تهديد سيل، فرصتي براي جرأت و شجاعت و مقاومت يافته‏اند. «دهكده جهاني واقعيت پيدا كرده است، چه بخواهيم و چه نخواهيم و ماهواره‏ها مرزهاي جغرافيايي را انكار» و شرايط را براي تحقق يك دهكده كه لازمه‏اش پذيرش فرهنگ واحد است، فراهم كرده‏اند. «هر فرهنگ آن‌چنان كه در علم ارتباطات مي‏گويند، نسبت به جهان آفرينش داراي نگرش و تبيين خاصي است و لذا تعبير دهكدة جهاني لامحاله بدين معناست كه ساكنين اين دهكده واحد، شريعت واحدي را نيز پذيرفته‏اند... جهان بيني مهم‌ترين حوزه‏اي است كه نظام فرهنگي را صورت مي‏بخشد. همين جهان‌بيني است كه با تبديل شدن به نشانه‏ها و علائم قابل انتقال سمعي يا بصري، عنوان اطلاعات پيدا مي‏كند.»

بيش از يك قرن است كه قواعد و اصول جهاني شدن امريكايي در سراسر زمين حكم فرماست و كم‌تر جايي را - به بركت ماهواره - مي‏توان يافت كه از دستاورد و فن‌آوري غربي در امان مانده باشد. هيچ كدام از ملت‏ها نتوانسته‏ است در زبان، فرهنگ، معماري، هنر، حيات اجتماعي و فردي خويش، خود را از تأثيرات تمدن غربي مصون نگه دارد.

درست در اوايل دهة هشتاد ميلادي، زماني كه روبوت‏ها عاشق يكديگر مي‏شوند و تلويزيون‏ها به كودكان آموزش سكس مي‏دهند و گوسفندهايي با سر انسان و انسان‏هايي با سر خوك به دنيا مي‏آيند و ربوت‏هاي مطيع دست بشر براي ترور ساخته مي‏شوند و قرار بر اين مي‏شود كه جاي سربازان نرم پوست را در نبردهاي نظامي بگيرند و جاسوساني كم‌تر از يك ميلي‌متر با نام مورچه‏هاي ربوتي به مراكز حساس نظامي، سياسي و فرهنگي فرستاده شوند و ماشين - براي حكومت برترين‏ها - جاي خود را به انسان دهد و...، ميليون‏ها نفر از خانه‏ها بيرون ريختند و فارغ از معادلات و ملاحظات غريزي مربوط به حيات، به استقبال مرگ رفتند و سينه در برابر گلوله سپر كردند. مردم چه مي‏خواستند؟ جز آن چه را كه با عقل حاكم بر دنيا سازگار نبود: «حكومت اسلامي»اي كه الگويش مربوط به سيزده قرن پيش مي‏شد. آنان اين پيام را از كدام راديو و تلويزيون اين دهكده گرفته بودند؟ غرب اين حركت را ارتجاع يا بنيادگرايي يا هر چيز ديگري كه بنامد، مهم آن است كه نشان داده شد «حصارهاي اطلاعاتي قابل اعتماد نيستند.»

اگر كنترل ويديو، تلويزيون و ماهواره براي ما چندان آسان نباشد، براي غرب نيز چنين است، و اين يعني: عارضي بودن غربزدگي. غربزدگي بيش‌تر به ضعف اقوام و ملل باز مي‏گردد تا به قدرت غرب. هوشياري در مقابله با ابزارها و ساز و كارهاي جهاني شدن و راه‏هاي شهروند خوبي براي دهكده شدن، مي‏تواند پرده از ماهيت پوشالي و ساختگي غرب، كنار زند. وقتي حصارهاي اطلاعاتي فرو ريزد، مردم جهان خواهند ديد كه اين دژ به ظاهر مستحكم، بنيان‏هايي بسيار پوسيده دارد كه به تلنگري فرو خواهد ريخت. قدرت غرب، استقرار يافته بر ناداني است و آگاهي‏هاي جمعي كه انقلاب زا هستند به يك‏باره روي مي‌آورند؛ همچون «انفجار نور».

«شوروي تا آن‏گاه كه فصل فروپاشي‏اش آغاز نشده بود، خود را قدرتمند و يكپارچه نشان مي‏داد و غرب نيز آن را دشمني بزرگ در برابر خويش مي‏انگاشت. تنها بعد از فروپاشي بود كه باطن پوسيده و از هم گسيختة شوروي آشكار شد. اكنون نيز در غرب همه چيز تفاوت يافته است. مردم با اضطرابي كه از يك عدم اطمينان همگاني برمي‏آيد به فردا مي‏نگرند...» و مأموريت مهم رسانه‏ها از همين جا و از مدت‏ها پيش آغاز شده است؛ سياستمداران هاليوود بر آنند تا با معرفي منجي دروغين، روح اميد را در مردم بدمند.

تسلط و سيطرة غرب بر جهان به تدريج از ميان خواهد رفت. ما از نقطه عطف تاريخ گذشته‏ايم و از اين پس به سمت فروپاشي تمدن غرب مي‏رويم و تفكر الهي - معنوي خودآگاهي است كه در سراسر گيتي مردم را جذب مي كند.

... عصر ديگري آغاز شده است. بايد خانه را در دامنه آتشفشان بنا كرد...

منابع

1. علي تاجديني، استعارات تأويلي(پژوهشي در انديشه‏هاي ادبي شهيد سيد مرتضي آويني)، تهران، ميثاق، چاپ اول، 1374.

2. مرتضي آويني، رستاخيز جان، تهران، ساقي، چاپ چهارم، 1386.

3. آلوين و هيدي تافلر، جنگ و پاد جنگ(زنده ماندن در سپيده دم سده بيست و يكم)، تهران، اطلاعات، چاپ سوم، 1385.

4. VCD انفجار اطلاعات، روايت فتح، 1383.