خيزد از حال تو، استقبال تو

 

فاطمه سادات حسني

اشاره

در دوراني كه بسياري از واژه‌ها معناي حقيقي خود را از دست داده‌اند، گسترش ابتذال و فساد، ترويج فرهنگ و خدمت به جامعة بشري نام مي‌گيرد و دفاع از هويت ملي و ارزش‌هاي والاي انساني؛ واپسگرايي، سكون و عقب ماندگي تلقي مي‌شود و باندهاي آشكار و نهان مافيايي از هر وسيله‌اي براي استحالة فرهنگي و مسخ ارزش‌هاي معنوي بهره مي‌جويند. امروزه صاحبان فن‌آوري، با ابداع فرهنگ‌هاي مهاجم، در صدد مقابله با هويت ديني انسان‌ها برآمده‌اند و هرگونه ارتباط قدسي را انكار مي‌كنند؛ در حالي كه بشر، به بركت ارتباط‌هاي معنوي، هزاران سال زندگي خويش را جلوه‌اي الهي بخشيده است. در اين ميان، انقلاب اسلامي ايران با احياي فرهنگ، تفكر و هويت ديني، شخصيت مردم به ويژه نسل جديد و حضور فعال آنان را در صحنه‌هاي گوناگون اجتماعي تثبيت و تضمين كرد. اين دستاورد بزرگ، هرگز مورد خواست دشمنان نبوده و آنان را در ضربه زدن مصمم‌تر كرده است. امام (ره) در اين باره مي‌فرمايد: «نكتة‌ مهمّي كه همة‌ ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم، اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل مي‌كنند؟ و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند؟ به يقين آنان مرزي جز عدول از همة هويت‌ها و ارزش‌هاي معنوي و الهي‌مان نمي‌شناسند ... ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، صهيونيست‌ها و آمريكا و شوروي در تعقيب‌مان خواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبي‌مان را لكه‌دار نمايند.»1

در اصطلاح جامعه شناختي، كوشش فرد به منظور تحقق يكتايي خويش را هويت مي‌نامند. به عبارت ديگر، هويت از يك ديدگاه نگرش به خود است؛ خودي كه به صورت «من» معين مي‌شود و به طور معمول، احساسات و ادراكات فرد دربارة ارزش‌ها، آرمان‌ها و علايق او را در بر مي‌گيرد. و از ديدگاه ديگر، نگرشي به بيرون يعني رابطة بين خود و ديگران است.

هويت ديني در ساية برقراري ارتباط با آفريدگار جهان و قبول حاكميت او پديد مي‌آيد و پس از تثبيت اين هويت در وجود انسان است كه همة رفتارهاي فردي و اجتماعي وي براساس اهداف دين شكل مي‌گيرد. هويت ديني به آدمي نشان مي‌دهد كه او در جهان‌بيني الهي جايگاهي ارزشمند دارد و زندگي‌اش هدفمند است؛ از اين رو همواره گفتار و رفتار خويش را با جهان‌بيني الهي سازگار مي‌كند؛ اما در جهان‌بيني غير ديني كه در آن فرد و جامعه با هويت ديني بيگانه‌اند، انسان بدون توجه به مقام و موقعيت خود در جهان هستي به دنبال تأمين خواسته‌هاي نفساني خويش است. هويت ديني با آفرينش انسان آميخته است و هرگونه مبارزه براي نابودي اين هويت، مبارزه با انسانيت انسان است.

بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران، به خوبي دريافته بودند كه مشكل بزرگ مسلمانان، از خود بيگانگي و خودباختگي است؛ به همين دليل، راه مقابله با اين شگرد دشمن را دست‌يابي به هويت اصيل مي‌دانستند. پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام راحل (ره) اين باور را در ميان ملت‌هاي مسلمان به وجود آورد كه مي‌توان با تكيه بر فرهنگ اصيل اسلامي و هويت ديني به مجد و عظمت واقعي دست يافت. ايشان به خوبي از تلاش غرب در بي‌هويت كردن ملت‌ها آگاه بودند و مي‌فرمودند: «پسند غرب، اين است كه ما همه چيزمان را تقديمشان بكنيم بي‌چون و چرا.»2

از ديدگاه امام دو نكته در باب فرهنگ قابل توجه است: 1. فرهنگ، اساس هويت جامعه به شمار مي‌آيد:«اساساً فرهنگ هر جامعه هويت آن جامعه را تشكيل مي‌دهد. اگر فرهنگ جامعه‌اي وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ابعاد ديگر آن جامعه به جانب مخالف، گرايش پيدا مي‌كند.»3

2. غرب مي‌كوشد تا كشورهاي ديگر را به هر شيوه ممكن، از فرهنگ غني خويش دور كرده، به سوي ابتذال و بي‌هدفي بكشاند: «بايد در فرهنگ، توجه به آن داشته باشيد و كوشش شود كه خودتان را پيدا كنيد. ما گم كرده‌ايم خودمان را.»4

از ديدگاه امام؛ دشمنان، دين و هويت ديني جوانان مسلمان را هدف قرار داده‌اند و وظيفه مسلمانان در اين ميان، تثبيت اسلام و فرهنگ اسلامي و بازگشت به خويش است: «مسلمانان بايد خودشان را پيدا كنند؛ يعني بفهمند كه خودشان يك فرهنگي دارند، خودشان يك كشوري دارند، خودشان شخصيتي دارند.»5

مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) دربارة‌ فرهنگ غرب مي‌فرمايند: «فرهنگ غرب، آن فرهنگي است كه براي فاسد كردن انسان برنامه‌ريزي كرده، فرهنگي است كه ارزش‌هاي انساني در آن مورد دشمني و بغض است، انسان‌ها را به موجودات مطيع و تسليم تبديل مي‌كند، انسان‌ها را از ياد خدا و معنويت غافل مي‌كند...»6

القاي ناكارآمدي دين: يكي ازمؤثرترين راه‌ها براي محو هويت ديني القاي اين نكته است كه دين توانايي حل مشكلات بشر را در دوران كنوني ندارد. در اين صورت، مردم جامعه ريشه‌هاي عقب ماندگي خويش را نه در دسيسه هاي دشمنان، بلكه در باورهاي به اصطلاح كهنه و واپسگرايانة خود مي‌پندارند و دين و اخلاق باوري را غير علمي، پوچ و كهنه به حساب مي‌آورند. در چنين فضايي، اصول انساني و اخلاقي رنگ مي‌بازد و پاي‌بندي به باورهاي مذهبي، نشاني از انحطاط و جمود فكري جلوه مي‌كند. همچنين، حقايق بلند و مقدسي چون وفاداري، غيرت، شجاعت، دوستي، عشق، جوانمردي، پاكدامني و ... مفهوم خود را از دست مي‌دهد و ساده‌زيستي، عفاف، نوع دوستي، دستگيري از افتادگان، ايستادگي در برابر ستمگران و ... ناپسند و مذموم به شمار مي‌آيد.

توسعة فساد: غربي‌ها به خوبي آموخته‌اند كه ترويج فساد و فحشا از مهم‌ترين حربه‌ها در تضعيف هويت ديني محسوب مي‌شود؛ به همين سبب، اساس تبليغات خود را بر ايجاد و گسترش فساد در بين كشورهاي جهان سوم استوار كرده‌‌اند. و در اين راه همة ابزارهاي تبليغي از جمله رسانه‌هاي جمعي مانند تلويزيون، سينما و ماهواره را به خدمت گرفته‌اند. امروزه تلويزيون به صورت يكي از بزرگ‌ترين دستگاه‌هاي تبليغاتي بيش‌ترين تأثير را در شكل‌گيري و انتقال سيستم فرهنگي نظام‌هاي حاكم بر جهان داشته است. راديو و تلويزيون به دليل ويژگي‌هاي خود، بسيار آسان‌تر و ژرف‌تر از ساير رسانه‌ها با مردم ارتباط برقرار مي‌كند و اثري عميق‌تر و سريع‌تر بر انديشه‌ها و رفتار و كردار افراد جامعه مي‌گذارد. استكبار از دير زمان نقش اين پديده را دريافته و كنترل آن را به دست گرفته است.

برخلاف سنين كودكي كه تقليد و همانندسازي نقش بسزايي در پذيرش و يادگيري دارد، جوان همواره اهل تعقّل و انديشه است. به ديگر سخن او مقلّد محض نيست بلكه خود مي‌انديشد، بررسي مي‌كند و تا نداند آرام نمي‌گيرد. در اين دوران، جوان در جست و جوي خويشتن است. اگر در اين مسير درست هدايت شود، خدا را نيز مي‌يابد و چنان‌چه هدايت صحيحي صورت نگيرد، به خود فراموشي دچار خواهد شد كه نتيجة آن فراموشي خداوند خواهد بود. پي بردن به اين كه از ديدگاه دين چه چيزهايي باعث سعادت انسان مي‌گردد، با توجه به ملاك‌هاي مستدل و در خور فهم همگاني به ويژه نسل جوان مي‌تواند راهگشاي خوبي براي تقويت هويت ديني باشد. توجه به هويت ديني، آگاهي و شناخت مي‌آورد و خود اسلامي و واقعي را در وجود انسان كشف مي‌كند.

اگر جوان هويت ديني خود را بشناسد، درمي‌يابد كه فراتر از همة حيوانات است و نفخه اي از روح الهي در او وجود دارد كه «من» واقعي‌اش را مي‌سازد و از من حيواني جدايش مي‌كند. شهيد مطهري (ره) مي‌نويسد: «قوي‌ترين حربة دفاعي اين انقلاب و مؤثرترين سلاح پيشرفت آن، ايمان ملت به نيروي خويش و بازگشت به ارزش‌هاي اصيل اسلام است. غرب كه منظور همة ابر قدرت‌هاست، از يك چيز وحشت دارد و آن بيداري خلق مسلمان است. اگر شرق، بيدار شود و خود اسلامي را كشف كند، در آن صورت حتي بمب اتمي هم از پس اين نيروي عظيم، اين تودة به پا خاسته برنخواهد آمد. راه بيداري، آشنايي با تاريخ و ايدئولوژي خودمان است».7

در پايان بايد گفت: جوان برخوردار از هويت ديني براي دستيابي به سعادت و كامياني، بايد با تعقل و تفكر به تاريخ پر افتخار خود بنگرد، ارزش هاي ديني گذشتگان را دريابد و فرهنگ و ميراث باقي مانده از آن را اصل قرار دهد.

سرزند از ماضي تو حال تو

خيزد از حال تو، استقبال تو

مشكن ار خواهي حيات لازوال

رشتة ماضي ز استقبال و حال8

اقبال لاهوري

پي‌نوشت‌ها

1.صحيفة نور، مجموعه رهنمودهاي امام خميني (ره)، ج 20، ص 237، با اندكي تلخيص.

2.همان، ج 10، ص 193.

3.همان، ج 15، ص 160.

4.ديدگاه هاي امام خميني (ره)، ص 42.

5.صحيفه نور، ج 6، ص 220.

6.فرهنگ و تهاجم فرهنگي، ص 211 - 213.

7.پيرامون انقلاب اسلامي، ص 211 – 213.

8.ديوان اقبال لاهوري.

منابع

1.حميد نگارش، هويت ديني و انقطاع فرهنگي، نمايندگي ولي فقيه در سپاه، تابستان 1380، چاپ اول.

2.تهاجم فرهنگي، مركز تحقيقات اسلامي نمايندگي ولي فقيه در سپاه، معاونت انتشارات مركز فرهنگي سپاه، 1375، چاپ اول.

3.هويت، مسعود خرم، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي حيان، شهريور 76، چاپ دوم