اراده خباثت آميز در برابر سينماي انقلابي

اراده ي خباثت آميز در برابر سينماي انقلابي

مهدي ابراهيمي 

مقام معظم رهبري: «من شأن سينما را اين ميدانم. من ميگويم امروز کليد پيشرفت اين کشور، به ميزان زيادي دست شماست؛ شما مي‌توانيد اين نسل را يک نسل پيشرونده، اميدوار، پُرشوق، معتقد به خود و معتقد به ارزشهاي اسلامي و ملّىِ خود بار بياوريد؛ و همينطور ميتوانيد اين نسل را شرمنده، پشيمان، زير سؤال برنده افتخارات گذشته و زير سؤال برنده افتخار انقلاب و دفاع مقدس بار بياوريد.»1

اين مقاله تلاش دارد با استخراج ديدگاههاي تئوريسين اصلي انقلاب و بنيانگذار آن يعني حضرت امام(ره) و شاگرد و نائب ايشان مقام معظم رهبري(مدّ ظلهالعالي) و شاخص قرار دادن آنها تصويري جامع از سينماي انقلاب را ارائه کند و با ارائه تعريف و مصاديق انقلابيگري و همچنين مفهوم و مصداق سينمايي انقلابي، به سنجش ميزان انقلابيگري در عرصه سينماي ايران بپردازد. در اين مقاله با طرح پرسشهايي بنيادين درباره انقلابي بودن و يا نبودن نظام سينمايي کشور، ادله تحقق نيافتن اين ايده بررسي و با استناد به ديدگاه کارشناسان و نخبگان حوزه فرهنگ و سينما به جمع بندي کاملي از وضعيت موجود سينماي ايران و جايگاه انقلاب در آن پرداخته شده است. در اين مقاله همچنين تلاش شده است موانع قانوني، فرهنگي، فني و هنري تحقق سينماي انقلاب و راههاي برونرفت از آن ارائه شود.

معيارهاي سينماي انقلابي از ديدگاه امامِ انقلاب

امام خميني(ره) را نهتنها بايد بنيانگذار جمهوري اسلامي و نظريهپرداز انقلاب اسلامي بدانيم بلکه بايد انديشه و عمل او را شاخص و معياري در راستاي سنجش ميزان درستي و نادرستي رفتارها، جهتگيريها، مواضع مسؤولان نظام و همچنين سياستگذاريهاي کلان نظام جمهوري اسلامي ايران قرار دهيم. چنانکه سيره و سخن رهبر معظم انقلاب سالهاست بر همين مدار قرار گرفته است. بنابراين لازم است با مشخص کردن مواضع حضرت امام(ره) ميزان انقلابيبودن سياستگذاري فرهنگي در عرصه هنر سينما را بسنجيم. ديگاه ايشان درباره سينماي انقلابي به شرح ذيل است: 

1.سينماي اخلاقي و تربيتي

اگر يك سينماى اخلاقى باشد و علمى باشد، چه كسى جلويش را مى‏گيرد؟... اگر اخلاقى باشد، اگر آزادى باشد، اگر براى تربيت جوانهاى ما باشد، خوب اين هم يك راه تربيت است. اين هم مثل يك معلم خانه، مثل مدرسه مى‏ماند، لكن ايران وضعش وضع نمونه است‏.2

مى‏خواهد سينما باشد، سينماى آموزنده باشد، سينماى اخلاقى باشد.3

مثلًا سينما. مثلًا سينما. ممكن است كه كسى در سينما نمايشهايى كه مى‏دهد نمايشهاى اخلاقى باشد، نمايشهاى آموزنده باشد، كه اين را هيچ كس منع نكرده.‏4

سينما يكى از مظاهر تمدن است كه بايد در خدمت اين مردم، در خدمت تربيت اين مردم باشد.5

2.سينما براي آموزش و پرورش

سينما كه يكى از مراكز آموزشى است در دنيا، راديو و تلويزيون كه يكى از مراكز آموزشى است براى همه، آموزش براى همه طبقات، دستگاهى است كه بايد همه ملت را آموزش بدهد.6

مثلًا فرض كنيد سينما؛ سينما يك جايى است كه براى آموزش است، براى پرورش است]يا[ راديو تلويزيون‏.7

سينمايى كه بايد معلّم اين جوانها باشد، مربّى اين جوانها باشد، اصلاح كند اينها.8

3.سينما و رويکرد سياسي

اين سينما آموزنده باشد...اينها بايد بچه‏ هاى ما را تربيت كنند، اينها بايد بچه‏ هاى ما را رشد سياسى بدهند، اينها را وارد ميدان عمل سياسى بكنند.9

4.سينما؛ دارالتبليغ

سينما بايد مربى باشد براى آنها[يي] كه در سينما وارد مى‏شوند. تئاتر هم همين طور. و تلويزيون و راديو هم از همه بالاتر. اينها بايد يك دارالتبليغى، يك دستگاه سازنده باشد كه به وسيله اينها يك مملكت، افرادش يك افراد امين صالح، يك افراد مليـاسلامى بشود.10

5.سينماي فاسد و استعمارزدگي

اما وقتى كه ما مى‏بينيم كه مملكت ما از سينمايش گرفته تا مدرسه‏ اش استعمارى است؛ يعنى از خارج آوردند اينها را براى ما، تحفه‏‌هايى است كه از آنجا آوردند براى فاسد كردن نسل جوان ما، همه چيزش را، اگر مسجد هم يكوقت اين طور شد، ما درِ آن را مى‏بنديم.11

6.سينماي فاسد و مقابله با رشد

سابقْ... وضع را جورى كرده بودند كه هم جلوي معلومات جوانهاى ما را مى‏گرفتند و نمى‏گذاشتند رشد بكنند، و هم جلوي پرورش را كه پرورش صحيح نكنند. اين همه مراكز فساد كه در ايران ايجاد كردند ـ همه چيزهايى كه براى آموزش و پرورش بود، اينها تبديلش كردند به مركز فساد! مثلًا فرض كنيد سينما.12

7.سينماي فاسد در حکم مسجد ضرار

اگر مسجدى شد كه اين مسجد دعوتش دعوت فاسد شد، پيغمبر اكرم خراب كرد «مسجد ضِرار» را، مسجدى كه درست كرده بودند در مقابل پيغمبر، و تبليغات مى‏كردند بر ضد اخلاق و بر ضد امثال ذلك؛ پيغمبر داد خرابش كردند. اگر مسجدى باشد كه مسجد ضِرار باشد، مسجدى باشد كه نتوانيم آن مسجد را اصلاحش كنيم، مسجدش [را] هم خراب مى‏كنيم؛ نه اينكه سينمايش را.13

8.سينماي فاسد و تربيت جوانان در راه اهداف استعماري

... يعنى تمام برنامه‏ هايى كه اينها درست كرده‏‌اند، برنامه‏‌هاى فرهنگى، برنامه‏ هاى هنرى، هر چه درست كرده‏اند استعمارى است. مى‏خواهند اينها جوانهاى ما را يك جوانهايى بار بياورند كه به درد آنها بخورند، نه به درد مملكت خودشان بخورند...14

9.سينما براي غفلت و مهار

سينماهاى آن زمان هم همين بود- حالايش را من نمى‏دانم- سينماهاى آن زمان هم همين بود كه كسانى كه معتاد شده بودند بروند سينما، اينها ديگر نمى‏توانستند فكر كنند؛ بنشينند فكر كنند كه كشورشان به چى احتياج دارد؛ كى دارد كلاه سرشان مى‏گذارد. اصلًا همچو فكرى در آنها نمى‏آيد؛ چنان خيالى منعكس نمى‏شود. هر چه در ذهنش مى‏آيد آن پرده سينما و آن بساطى كه آنجا هست.... عقلايى كه، اينها را درست كردند{سينما} اگر براى ماها درست كرده باشند، روى همان عقل خودشان، براى مهار ما... 15

مصاديق سينماي معيار از ديدگاه امام(ره)

حضرت امام(ره) بيشتر به توصيف سينماي آرماني انقلاب پرداختهاند تا تعيين مصاديق؛ با وجود اين درباره چند فيلم سينمايي اظهار نظر کرده اند که ميتواند از جهاتي مصاديقي  مناسب براي ارزيابي ديدگاه امام(ره) درباره ديگر آثار سينمايي به شمار آيد. آن دو فيلم سينمايي عبارتند از:

1. فيلم سينمايي «گاو» اثر داريوش مهرجويي16

ايشان درباره اين فيلم تعابير «خوب» و «آموزنده» را به کار برده اند.17

2. فيلم سينمايي «الرساله» 18اثر مصطفي عقاد19

سينماي انقلابي از ديدگاه مقام معظم رهبري
تفاوتها و اشتراکات ديدگاه حضرت امام و مقام معظم رهبري در حوزه سينما

مقام معظم رهبري را پس از مرحوم امام(ره) بايد دومين نظريهپرداز و مفسّر ديدگاههاي حضرت امام(ره) درباره انقلاب دانست.

گفتني است با توجه به اينکه مقام معظم رهبري از شاگردان ممتاز حضرت امام(ره) و از ياران و نزديکان ايشان به حساب ميآيند، تفاوت چنداني ميان ديدگاههاي ايشان و حضرت امام(ره) وجود ندارد؛ اما با توجه به اينکه دوران رهبري ايشان(جداي از دوران رياست جمهوري) طولانيتر از دوران رهبري حضرت امام(ره) بوده است و از طرفي دوران رهبري مقام معظم رهبري در دوران ثبات و آرامش پس از جنگ بود و با توجه به تغييرات و تحولات گسترده فرهنگي و هنري در کشور، ديدگاههاي مقام معظم رهبري در حوزه سينما و رسانههاي تصويري برجستگي محسوسي دارد:
ويژگيهاي مواضع سينمايي حضرت امام(ره)

الف) از جنبه فقهي(فتوا) و مميزي(در پي درخواست مردم و نهادهاي حکومتي مانند صدا و سيما) آثار ورود کرده اند
ب) جنبههاي تربيتي، اخلاقي، سياسي و فرهنگي
ج) جنبه محتوايي
د) اظهارات ايشات بيشتر جنبه عمومي و کلي داشته و در حوزه هاي تخصصي و جزئيات ورود نکردهاند

ويژگيهاي مواضع سينمايي مقام معظم رهبري(مد ظله العالي)

الف) جنبههاي فقهي آثار(در قالب فتوا)
ب)جنبه تربيتي، اخلاقي و سياسي، فرهنگي
ج) جنبههاي هنري و زيباييشناختي
د) جنبههاي تکنيکي و فني در قالب نقد، نظر و تحليل
ه) جنبه محتوايي
ي) تهيه و تنظيم چشمانداز 20 ساله نظام و ارائه راهبردهاي کلان در حوزه فرهنگ و هنر
و) حمايت مادي و معنوي از برخي آثار سينمايي. حضور مقام معظم رهبري در سر صحنه فيلمبرداري فيلم «محمد رسول الله» براي نخستين بار و حمايتها و تمجيدهاي بعدي ايشان از اين اثر، حاکي از اهميت سينما در دکترين فرهنگي نظام دارد. مقام معظم رهبري همچنين درباره آثار ديگري از سينماي ايران و جهان اظهارنظر کردهاند از جمله درباره «چ»، «شيار143»، «طلا و مس» و «ايستاده در غبار».
ايشان درباره آثار برخي سينماگران غربي نيز اظهارنظر کردهاند. تمجيد ايشان از برخي آثار «چارلي چاپلين»، موضعگيري درباره فيلم ضد ايراني «300»، «بدون دخترم هرگز»، «تکتيرانداز»20 و... از آن جمله است.

متوليان سينما از نگاه رهبري

...به آن سازنده فيلم، به آن کارگردان و حتّي به آن بازيگر، کاري انجام گرفته و منعکس نشده است؟! من به خودم نگاه ميکنم، به حوزه علميهمان نگاه ميکنم و به دستگاههاي مديريت فرهنگيمان نگاه ميکنم، ميبينم نه، ما در اين زمينه کمکاري داشتهايم. بنابراين به قول معروف گفت: نميشود رفت سراغ کارگردان و يقه او را گرفت که شما چرا؟ خوب، من يک مقدار وزارت ارشاد را، يک مقدار سازمان تبليغات را، يک مقدار حوزه علميه را، يک مقدار آن کساني که صاحبان انديشه ديني هستند، همين انديشههاي عرفاني، حکمت متعاليه و... اينها را مخاطب قرار ميدهم و ميگويم شما براي برخورداري کشور از اين هنر فاخر - که در اين جمع هست - چه کردهايد؟ «شما» چه کردهايد؟

اهميت به معناي شأن والاي هنري و قدرت تأثيرگذاري آن، و مسؤوليتي که از اين ناحيه متوجه کساني ميشود که در سلسلهمراتب سينما قرار دارند. ممکن است در اين سلسلهمراتب، من هم به عنوان يک آدمي که مسؤوليتي در نظام دارد، قرار بگيرم؛ آقاي وزير مسلّماً در اين سلسلهمراتب قرار ميگيرند. بههرحال، همه احساس مسؤوليت کنيم؛ اين مورد اتفاق ماست که اهميت سينماست.21

مسؤولان و مقابله با روحيه انقلابي

مقام معظم رهبري معتقدند نداشتن درک صحيح از روحيه و استعداد و هنر جوانان ايراني و حضور پررنگ کانونهاي توطئه و خيانت موجب شده جوانان علاقهمند ايراني با وجود داشتن تواناييهاي درخشان، دچار نااميدي شوند:

يکي از کارهاي دشمن، اين شد که اين مجموعه‏‌هاي مؤمن را منزوي کند. جوان، بي‏تجربه است. به مجرّد اين‏که ببيند در يک دستگاه رسمي کشور - مثلاً در يک مرکز فرهنگي کشور- دو نفر به او اخم کردند، به او بي‏‌اعتنايي کردند، او را تحقير کردند؛ در حرکتش اثر مي‏گذارد و او را کُند مي‏کند. يا مثلاً وقتي ببيند که در مجلّاتِ به‏ اصطلاح ادبي و هنري کشور، چهره‏‌هاي مخالف با اين روش و خط را، بزرگ مي‏کنند، بر جسته مي‏کنند، تعريف مي‏کنند، اين جوان دلش آب مي‏شود و روحيه‏‌اش را از دست مي‏دهد. وقتي يک فيلمساز، اثرش را به مراکزي مي‏برد که مي‏توانند از او استفاده کنند و کاري کنند که بتواند کارش را ادامه دهد؛ اما با بي‏‌اعتنايي به او مي‏گويند: «نه آقا؛ ما اين را قبول نداريم. اين طورش را قبول نداريم»، و بعد در همان حال ببيند انواع و اقسام کارهايي که از لحاظ مايه‏‌هاي هنري از کار او کمتر است امّا چون مايه اسلامي ندارد مورد قبول آنهاست؛ اين جوان به خودي خود، منزوي و نااميد خواهد شد. من بارها از اعماق جان، قلبم براي اين جوانان مؤمن و انقلابي، سوخته و گداخته است. بارها تأسّف خورده‏ام که چرا بايد به جوانان به اين خوبي، بي‏‌اعتنايي شود؟! اينها هيچ چيزشان از آن کساني‏ که در جاهايي به عنوان هنرمند معروف شده‏‌اند، کمتر نيست. در بسياري از امور، از آنها خيلي هم بهترند؛ اما به اينها بي‏‌اعتنايي مي‏شود. وقتي‏که انسان مطلب را به درستي کاوش مي‏کند، مي‏بيند سرِ رشته مي‏رسد به اراده خباثت‏آميزي در نقطه‏‌اي! مسؤولين هم متوجّه نيستند. مسؤولين فرهنگي، مردمان خوبي هستند؛ امّا در سطوح بالا، از کارهايي که در سطوح متوسط انجام مي‏گيرد، بي‏خبرند. لذا، اين جوان، اين مجموعه جوانان و اين جريانها را، نااميد مي‏کنند.22

کدام گونه(ژانر) سينمايي؟

يکي از شاخصهاي مهم در تشخيص انقلابيگري در عرصه فيلمسازي سينما جهتگيري مسؤولان فرهنگي در حمايت از آثاري است که در گونه و ژانر دفاع مقدس ساخته ميشوند(در عرصه توليد، تشويق و عرضه مناسب). توجه فيلمسازان به موضوعهايي که مقام معظم رهبري به عنوان راهبرد اصلي نظام در حوزه اهداف راهبردي و بلندمدت فرهنگي مدنظر قرار دادهاند، سينماي کشور را به دورنماي آرماني و اهداف بلند انقلاب و نظام نزديک ميکند. مقام معظم رهبري در توصيف و تعريف از گونه فيلم مورد نظر و آرماني انقلاب چنين اظهار نظر ميکنند:
سينماي معناگرا؛ خوب کدام معنا شيواتر و عميقتر از احساس فداکاري و ايثار و گذشت يک جوان هجده، نوزده ساله، که از خانواده مرفهي بلند ميشود ميآيد اهواز - که من ديدم از اين قبيل جوانها؛ حالا چند موردش يادم هست، بالخصوص خودم با اينها معاشرت داشتهام و ديدم- خانواده مرفه، زندگي راحت، پدر و مادر مهربان، نه دچار عقده است و نه دچار کمبود است، ميآيد در ميدان جنگ، آنچنان فداکارانه حرکت ميکند که انسان مبهوت ميماند. حالا خيلي از اين جوانها با توصيه امثال بنده وارد اين ميدان شده بودند. من نگاه ميکردم و ميديدم، ما کجا، اينها کجا! اصلاً انسان به گَرد اينها نميرسد. خوب، اينها زيبايي است، اينها را توصيف کنيد، اينها را استخراج کنيد.23

دوران دفاع مقدس، فرصتي بسيار ارزشمند براي پايهريزي و ريلگذاري فرهنگ اصيل انقلاب در مکتب جهاد و شهادت يعني دفاع مقدس بود؛ دفاعي از جنس فرهنگ و هنر. دوران دفاع مقدس موجب شد تا جوانان باورمند به نظام و انقلاب، تجربه و توانمندي هنري خود را به خوبي محک زنند و در اين بين فيلمسازان برجستهاي در سينماي ايران سر برآوردند که از آن جملهاند: حاتميکيا، ملاقليپور، جمال شورجه، فرجالله سلحشور، علي شاه حاتمي، ساموئل خاچيکيان، مجتبي راعي، سيفالله داد، کمال تبريزي24، ...         
دفاع مقدس سبب شد تا دريچهاي تازه از هنر ديني و متعهد به سوي هنرمندان ايراني باز شود:

وقتي به انقلاب ميرسيم، نه ملت تصويري در سينما دارد، نه خود ما تصويري از ملت داريم؛...در آن سالهاي اوليه انقلاب و بيش از همه در جنگ است که ميتوانيم تصوير واقعي ملت را در بعضي از فيلمها ببينيم. اگر به من بگويند تصوير واقعي ملت خود را در چه فيلمهايي ديدي، چندتا فيلم جنگي را بيشتر نميتوانم مثال بزنم...25

جنگ و ناگفتههاي بسيار

ما در زمينه جنگ هنوز خيلي کارهاي نکرده داريم.26

توقع انقلاب از هنرمندان

«تمام منابع مادي و معنوي اين ملت را [بيگانگان] به غارت بردند. با رنجها و محنتهاي بسياري، حرکت عظيمي در مقابل اين پديده شوم اتفاق افتاد و توانست با فداکردن جانها و با عريانکردن سينهها در مقابل دشنه دشمن غدّار، به جايي برسد. اين زيبا نيست؟ هنر چگونه ميتواند از کنار اينها بيتفاوت بگذرد؟ اين توقعِ انقلاب است. هنر انقلابي که ما از اول انقلاب همينطور گفتيم و آن را درخواست کرديم، اين است. آيا اين توقعِ زيادي است؟... توقعِ انقلاب از هنر و هنرمند، يک توقعِ زورگويانه و زيادهخواهانه نيست؛ بل مبتني بر همان مباني زيباشناختي هنر است. هنر آن است که زيباييها را درک کند.» 27

خاطرات زيباي دفاع مقدس و نگاه هنرمندانه

«ملتي در يک دفاع هشتساله با همه وجود به ميدان آمد. جوانان به جبهه رفتند و از فداکاري در راه ارزشي که براي آنها وجود داشت، استقبال کردند ... مادران و پدران و همسران و فرزندان و کساني که پشت جبهه تلاش ميکردند نيز طور ديگري حماسه آفريدند. شما خاطرات هشت سال دفاع مقدس را مرور کنيد، ببينيد براي يک نگاه هنرمندانه به حالت و کيفيت يک جامعه، چيزي از اين زيباتر پيدا ميکنيد؟»28

حضرت آيتالله خامنهاي با تأکيد بر لزوم تقويت ارزشهاي ديني و ملي در آثار سينمايي و توجه اصحاب سينما به برجستگيها و زيباييهاي تلاش ملت ايران در ۲۷سال گذشته بهويژه دوران دفاع مقدس افزودند: در زمينه دفاع مقدس حرف براي گفتن و سوژه براي به تصوير کشيدن بسيار زياد است که بايد اين نکات برجسته استخراج و با زبان هنر و سينما براي نسل امروز روايت شود.29

دلايل افول روحيه انقلابيگري در عرصه سينمايي انقلاب

1. ضعف و انفعال سينماگران شاخص ژانر انقلاب و دفاع مقدس

مقام معظم رهبري ضمن دفاع از عملکرد هنرمندان در حوزه دفاع مقدس معتقدند، برخي کاستيها متوجه خود هنرمندان صاحبنام در حوزه ژانر دفاع مقدس است. ايشان ضمن رد کمکاري و کوتاهي به بهانه نداشتن ايده و طرح و داستان براي جنگ، معتقدند حوزه دفاع مقدس فقط به خود صحنههاي جنگ اختصاص ندارد و زمينههاي مردمي اجتماعي و سياسي  و فرهنگي حامي جنگ نيز نياز به پرداخت دارد:

آقاي حاتميکيا ميگويند من نميدانم راجع به جنگ چه بگويم. خيلي حرف داريد براي گفتن؛ شما سينماگران جنگ، پشت صحنه جنگ را چقدر تصوير کرديد؟ چه شد که اين جنگ شروع شد؟ کدام فيلم سياسىِ بينالمللىِ پليسي، ميتواند شيرينتر از اين در بيايد که شما تصوير کنيد.30

هنرمنداني از نسل دفاع مقدس          

دو فيلم اخير کارگردان مؤلف و شاخص کشور، حاتميکيا يعني «چ» و «باديگارد»31 را ميتوان پاسخ روشن،  مثبت، سنجيده و عملي بخشي از بدنه هنري متعهد و ارزشي کشور به دغدغههاي رهبري دانست. و اين نشان ميدهد که هم بخشي از جامعه هنري کشور با وجود فراز و نشيبهاي سياسي کشور در چند ساله اخير، به آرمانهاي مقدس و متعالي نظام و انقلاب پايبند ماندهاند و هم سينماگران کشور، توانمندي ساخت آثار فاخر سينمايي در حوزه دفاع مقدس و انقلاب را دارند و سينماي ايران نه فقر در تکنيک و ابزار دارد، نه فقر در دانش و تجربه سينمايي و  نه فقر در محتوا.  هر چند بايستي وجود اينگونه آثار و سازندگان آن را در سينماي کشور مغتنم شمرد اما در برابر انبوه آثار ساختهشده ضد ارزشهاي انقلاب و ساخته نشده در دفاع از انقلاب، کافي نيست.

حاتميکيا در صفحه اينستاگرام شخصياش: به عشق سردار قاسم سليماني، پرويز پرستويي را شبيه او گريم کردم.32

2. چرخش در سياستهاي فرهنگي دولتهاي وقت پس از جنگ

با سياستهاي نئوليبرال دولت سازندگي در همه عرصهها بخصوص عرصه فرهنگي، دستاوردهاي فرهنگي انقلاب زير چرخهاي آهنين توسعه فرهنگ ليبرال دفن شد:

در دولت سازندگي، نگرش عملگرايانه بر اين فضاي معنوي و اصولگرايانه{دفاع مقدس} غلبه کرد. فرهنگي که بر پايه ايثار، قناعت، سادگي و اخلاص شکل گرفته بود، در سالهاي ابتدايي دهه1370 به مرور به حاشيه رانده شد. رزمندگان جبههها به عنوان حاملان اين ايدهها يا در مديريت تکنوکرات دولت هاشمي هضم شدند يا با احساس بيگانگي از جامعه کنج عزلت اختيار کردند. اگرچه بسياري از فرماندهان و رزمندگان دوران دفاع مقدس در سنگر بازسازي کشور نيز فعال بودند، اما آنچه رخ داد، غلبه روحيه نتيجهگرايانه بر روحيه تکليفگرايانه در حوزههاي مختلف بود.33

جيراني -کارگردان سينما- درباره دگرگوني فرهنگ دفاع مقدس پس از پايان جنگ ميگويد: ...بعد از پايان جنگ، دوباره فرهنگ ما آميخته ميشود، دوباره تفکر ديگري ميآيد جايگزين ميشود، قاتي ميشود و باز هم تصوير ملت گم ميشود...34

3.مسؤولان فرهنگي ليبرال

محمدتقي فهيم- منتقد سينما- ضمن هشدار درباره حضور مديران ناهمگون با انقلاب در بدنه تصميمگيري و اجرايي فرهنگ و هنر کشور ميگويد: سينماي ايران به مديراني که پاي سفره دگرانديشان مي نشينند نيازي ندارد؛ ما کساني که نسبت به انقلاب اسلامي کينه دارند را نمي خواهيم، مدير ليبرالمسلک جايي در عرصه فرهنگي و هنري کشور ندارد؛35

محمد ديندار ـ منتقد و فيلمنامه نويس ـ با اشاره به وجود جرياني در بدنه مسؤولان فرهنگي که با ارزشهاي انقلابي در تقابل جدي هستند، راه حل اين مشکل را حذف اين جريان ميداند:  
جنگها تاريخساز هستند و هيچ کشوري نميگذارد که جنگها و انقلابهايش به آساني فراموش شوند اما گويا دستهايي پنهان در کشور ما وجود دارد که مايلند اينگونه وقايع رسماً به فراموشي سپرده شوند. ...هنر انقلاب نميتواند توسط افرادي تدوين و اجرايي شود که اصولاً با مفهوم «انقلاب» و «انقلابيبودن» ميانهاي ندارند و همواره در ديدگاههايشان دچار کمبود نگاه ارزشي هستند؛ ما در اين راستا نياز به يک تحول جدي و اساسي داريم و بايستي با نظارت تمامي مراجع و دستگاه هاي ذيربط، تنها کساني در رأس کار باشند که انقلاب اسلامي را قبول داشته و با آن عجين هستند.36

4. قدمت ريشههاي فرهنگي سينماي پهلوي  و بيتوجهي به عنصر زمان در تغييرات بنيادين انقلابي

ريشه برخي مسائل هنري و فرهنگي حال حاضر کشور را بايد در نابساماني‌‌ها و عملکردهاي بعضا اشتباه اوايل انقلاب جستوجو کرد. اين فقط مشکل سينما نبود بلکه ديگر در نهادها و سازمانهاي دولتي کشور از جمله دانشگاهها، آموزش و پرورش و ... همين مشکلات پس از انقلاب همچنان پا برجا بود. اما در اين ميان سينما جايگاه ويژهاي داشت و ميبايست با درايت و تدبير بيشتري مديريت ميشد اما نشد:

جامعه انقلابي جديد، قاعدتا ... سينماي کهنه قديمي و مبتني بر کليشههاي نازل سابق را برنميتابيد؛...آنان گويا غافل بودند از اينکه تغييرات فرهنگي، امري زمانبر است و نميتوان با چند قانون و قاعده فوري و لازمالاجرا، ذائقه تکوينيافته مردم را در عرض پنجاه سال، به سهولت و طي چند روز يا ماه عوض کرد37.به واسطه اين امر، در مورد تغييرات ناگهاني فرهنگي مقاومتهايي صورت گرفت... 38

متاسفانه نهتنها دور انديشي در کار نبود بلکه سينماي انقلاب بر ستونهاي فرهنگي و هنري پهلوي بنا شد و ريشههاي آن فرهنگ منحط به حيات خود در دل فرهنگ انقلاب و با نام ارزشهاي انقلابي ادامه داد و تاثير مخرب خويش را نيز برجا گذاشت.

امام خميني(ره) با همان بينش عرفاني و بصيرت الاهي خويش در همان زمان متوجه حساسيت فرهنگ و هنر و شيوه تعامل با آن شدند و فهماندند که شور و احساس و هيجان انقلابي جوانان و شتابزدگي در تغييرات سريع ميتواند آسيبزا باشد؛ از اين رو در همان زمان هوشمندانه در اين باره تذکر دادند:   
ساختن تئاترى كه مطابق با اخلاق انساني ـ اسلامى باشد زحمت دارد و سينما هم اگر بخواهد چنين باشد نيازمند به صرف مدت‏ها وقت است.39

متاسفانه شاهديم اين سينما همچنان با نظام و انقلاب و ارزشهاي آن مشکل دارد و هر روز بيشتر فاصله ميگيرد. نمونه بارز آن را ميتوان در کيفيت و کميت آثار حاضر در جشنواره فيلم فجر به عيان مشاهده کرد.

5. پولهاي حرام در سينماي انقلاب

محمدرضا شفيعي ـ تهيهکننده بسياري از مجموعههاي تلويزيوني و سينمايي- نيز درباره سرمايهگذاريهاي غيرشفاف در سينما به «وطنامروز» ميگويد: اقتصاد سينما اقتصاد سالمي نيست. ما در سالهاي اخير، ورود سرمايههاي غيرشفاف در سينما زياد داشتيم.40

سيدضياء هاشمي- عضو شورايعالي تهيهکنندگان...رئيس جامعه صنفي تهيهکنندگان... ـ هم ميگويد: پولهاي حرام، فضاي کشور را فراگرفته است....ما مصرّانه ميخواهيم پولهاي مشکوک وارد سينما نشود. پولهاي سالم هم حتي نبايد بدون نظارت وارد شوند.41

6. نبود استراتژي ثابت

رئيس جامعه صنفي تهيهکنندگان معتقد است هيچ استراتژياي براي کار فرهنگي وجود ندارد.42

دکتر حسن عباسي معضل عمده سينماي ايران را نداشتن استراتژي ميداند:

نبود استراتژي مشکلي است که تمامي سينماي ما ...سالها است که با آن درگير است.43

عليرضا سجادپور ـ نويسنده و تهيهکننده ـ معتقد است چاره اي از استراتژي نيست که اگر نباشد در دام استراتژي ديگران قرار خواهيم گرفت:

يا بايد استراتژي داشته باشيم، يا بايد در استراتژي ديگران قرار بگيريم، راه سوم وجود ندارد....آنها استراتژي دارند؛ يک آدم ميتراشند، يک نمونه ميگذارند و دل صد نفر را ميبرند.44

7. فقر متخصص و کارشناس؛ اعتماد به عناصر فرهنگي و هنري پهلوي

در وضعيت گذرا و متزلزل ابتدايي، به دليل نبودِ برنامهاي انديشيده شده در باب هنري و سينما و نيز نبودِ متخصصان و آگاهان هنري در لايههاي فوقاني سياستگذاري هنري و سينمايي...تناقض عمده سينما همان تغيير روساخت و پابرجا ماندن زيرساخت بود،...افراد، مناسبات و شرايط سينمايي –فرهنگي که تغيير چنداني نيافته و بر همان مدار سابق با همان افراد سابق ميچرخيدند سعي کردند تا با همرنگ نشان دادن خود با جماعت، مطالبات انقلابي را عمدتا با اهدافي غيرفرهنگي به تصوير کشند.45

8. مردمينبودن سينماي ايران

انقلاب، پديدهاي مردمي است و از دل جامعه برخاسته است؛ بنابراين سينما و رسانههاي نزديک به آن نيز بايد پايگاه مردمي داشته و به اصطلاح امروزي بلندگوي مردمي باشند. تغيير رويکرد سينماي دوره پهلوي، تغييري تاکتيکي با همان آدمها و همان عوامل فيلمفارسي سابق بود؛ که اين نوع سينما نيز چندان مورد استقبال مردم قرار نگرفت و محکوم به شکست شد؛ به اين دليل که بلندگوي اهداف رژيم منحوس پهلوي بود و نه خواست و نظر مردم. تاختن روشنکفران به باورها و اعتقادات ديني مردم نشان از فاصله عميق اين تافتههاي جدابافته از مردم بود:
روشنفکران جديد در قالب فيلم، نمايشنامه، مجلات ادبي، شعر نو، داستان، طرح و آرم به تدوين و تزيين جامعهاي مشغول آمدند که قطع هرگونه گرايش و وابستگي به تفکر ديني و فرهنگ و ادب سنتي را در سرلوحه کار خويش قرار داده بود....46

ابوالقاسم طالبي ـ سينماگر انقلاب اسلامي ـ درباره رابطه متقابل انقلاب مردمي و سينماي مردمي ميگويد:      
نسبت انقلاب با مردم، همانند نفسکشيدن با انسان است؛ چراکه انقلاب توسط مردم است که فعليت مي پذيرد و نميتواند جز با حضور و بودن مردم در صحنه محقق شود. وي افزود: به همين نسبت، سينماي انقلابي نيز سينمايي جز سينماي مردمي نمي‌تواند باشد؛ چراکه ماهيت انقلاب به مردم برميگردد و سينماي انقلابي نيز پيش از آنکه سينماي مؤلف کارگردانش باشد سينماي مردمش است و تا مردم پشتيبان يک انقلاب نباشند آن انقلاب مفهومي ندارد، اين نسبت چه در سينما و چه در هر پديده فرهنگي و سياسي ديگري به همين صورت است.47

و همين مقدمهاي شد براي رويگرداني مردم از سينما؛ سينمايي که قرار بود آينهاي تمامنما از حرکت انقلابي مردم محروم و ستمديده از نظام شاهنشاهي باشد که دل در گرو نظام و انقلاب بسته بودند، اما نه خود را در اين آيينه ديدند و نه نظام و انقلاب آرماني خود را بلکه آنچه ديدند جلوه و نمايشي از طبقهاي بود که نه انقلاب با آنان سنخيتي داشت و نه آنان با اين انقلاب.

اما شايد مبدأ و مادر اصلي مشكلات و ريزش شديد مخاطب در سينماي ايران نسبت به دهه نخست انقلاب، جدايي سينماگران از مردم و رفتن در برجهاي عاجي باشد كه هيچ نور روشني بر آنها نخواهد تابيد.

اغلب فيلمهاي سينماي ايراني به جاي اينكه بازتابدهنده واقعيتهاي جامعه و سپس نشاندهنده آرمانهاي جامعه ايراني باشند، نشاندهنده مشكلات و يا خوشي و به طور كلي زندگي قشر خاص اغلب مرفه و يا متوسط به بالاي جامعه ايراني با اخلاق اجتماعي شبه مدرن هستند كه به گفته برخي بزرگان  سينماي ايران از ميدان وليعصر تهران پايينتر نمي آيد و اغلب هيچ ربطي به آلام و دردهاي ساير ايرانيان ندارد.

فاصله سينماي مردمي با سينماي مسؤولان

دکتر داوود ضامني درباره فاصله بسيار زياد مسؤولان با مردم در حوزه سينما ميگويد:

در سال 90 يک تحقيقي خانم دکتر اعظم راودراد و يکي از دانشجويانش در دانشگاه تهران با عنوان جامعهشناسي سياسي سينماي ايران انجام دادند. نتيجه اين تحقيق خيلي جالب است؛ اين گروه يک دورهاي از فيلمهاي بلند سينماي ايران را در دولتهاي مختلف بررسي کردهاند و بعد به اين نتيجه رسيدند که دولتهاي اصولگرا و اصلاحطلب در حوزه سينما دغدغههاي خودشان را دغدغههاي مردم تلقي کردهاند در حالي که انتخابهاي مردم چيز ديگري بوده است.48

9. نداشتن انديشه ضد استکباري و ضد استعماري

حضرت امامwبنيان انقلاب را بر مبارزه با استعمار قرار داد؛ چراکه ريشه همه مشکلات را از استعمار ميدانست:

استعمار است كه روزنامه‏ها را اين طور مبتذل مى‏كند تا فكر جوانهاى ما را مسموم كند. استعمار است كه برنامه‏هاى فرهنگى ما را جورى تنظيم مى‏كند كه جوان نيرومند در اين مملكت نباشد. استعمار است كه برنامه‏ هاى راديو و تلويزيون را جورى تنظيم مى‏كند كه مردم اعصابشان ضعيف بشود؛ قوّت را از دست بدهند؛ نيرومندى را از دست بدهند. اينها استعمار است. ما با اين مظاهر استعمارى مخالفيم‏.49

ايشان سينما را يکي ارکان اصلي و مهم نفوذ استعمار ميدانستند:

اما وقتى كه ما مى‏بينيم كه مملكت ما از سينمايش گرفته تا مدرسه‏ اش استعمارى است؛ يعنى از خارج آوردند اينها را براى ما، تحفه‏ هايى است كه از آنجا آوردند براى فاسد كردن نسل جوان ما، همه چيزش را، اگر مسجد هم يكوقت اين طور شد، ما درِ آن را مى‏بنديم.50

ابوالقاسم طالبي ـ کارگردان برجسته سينماي انقلاب ـ معتقد است: ماهيت سينما به مؤلف آن بازميگردد و بايدهاي سينما را نيز فيلمساز تعريف ميکند... مسلّما در جبهه سينماگران انقلابي و ضد استکبار و ضد امپرياليسم جهاني، ماهيت سينما چيزي جز انقلابي بودن نيست.51

سينماي حال حاضر ما در اکثر آثار نه تنها از فرهنگ استعماري فاصله نگرفته است بلکه خود مروج فرهنگ استعماري است. ساخته شدن آثاري با ايده و مضمون سياهنمايي از ايران و ايراني و فرهنگ ايراني، متحجر و عقبافتاده نشان دادن ايران،...عنصر اصلي روايت فيلمهاي ايراني است که باب ميل جشنوارههاي استعماري است.52

10. باورپذير نبودن سينما

يکي از دلايل اصلي کمتوجهي مردم به سينماي ايران، ارتباط برقرار نکردن آثار سينمايي با مردم و مخاطبان است. دلايل متعددي را مي توان براي اين نکته برشمرد؛ از جمله:

الف) غايب بودن عنصر تحقيق

يکي از امتيازهاي سينماي غرب بهويژه هاليوود و دلايل موفقيت آن انجام تحقيقات گسترده پيش از توليد يک اثر سينمايي است، در نتيجه اينگونه آثار حتي با وجود فقر محتوايي و نازل بودن داستان و پيام، باز هم از جذابيت برخوردار هستند و مخاطبان با آن ارتباط برقرار ميکنند:

به گفته عبدالله اسفندياري53،  به طور کلي تحقيق نداريم؛ عنصر تحقيق غايب است، هم در مورد خود مقوله سينما و هم در مورد جامعه.54

ب) ناآشنايي با فضاي موضوع

اين مقوله بيشتر درباره برخي موضوعها است که شامل فاصله زماني شده است. سازندگان از نظر زماني، از واقعيتها و حوادث زمان وقوع داستان اطلاع و درک درستي ندارند. البته در حال حاضر اين مشکل تا حدود زيادي با تحقيق، قابل حل است.  
11. سينماي جشنوارهاي

جشنواره ها و سينماي انقلابي

در حال حاضر جشنوارهها به دليل ايجاد شاخص و معيار براي مطرحشدن و مطرحکردن و ايجاد جايگاه اجتماعي و سياسي براي هنرمندان، به آرمان و هدفي براي فعاليت هنري هنرمندان تبديل شدهاند.

کانونهاي سلطه نيز با سوءاستفاده از همين عنصر و قراردادن طعمه جايزه و حمايتهاي بيدريغ مالي و برگزاري جشنوارههاي کوچک و بزرگ و رنگارنگ، جبهه فرهنگي ديگري ضد نظام و انقلاب گشودند و زمينه جذب برخي هنرمندان را فراهم آوردند:    
...طبيعي است که عدهاي از فيلمسازهاي ما به فکر بيفتند که پولهايي را از خارج ايران کسب کنند. ...اشکال از جايي شروع شد که بعد از اينکه يکي دوتا از فيلمسازهاي ما در آنجا...درخشيدند، اين مسير منحرف شد. متاسفانه به دليل بيتدبيري برخي مسؤولين فرهنگي کشور و جشنوارههاي داخلي که با اهداي جايزه به برخي آثار هنرمندان ايراني که چهره زشت و پلشتي از ايران بعد از انقلاب به نمايش ميگذارند و معرفي اين گونه آثار به جشنوارههاي خارجي زمينه گرايش هنرمندان ايراني را به اينگونه جشنوارههاي ضد ايراني و سياسي فراهم کردند. رهبر معظم انقلاب درباره رويکرد مغرضانه و کاملا سياسي گردانندگان اينگونه جشنوارهها و رويکرد ضد ايراني و ضد انقلابيشان ميفرمايد:

عين همين قضيه را، اين مجامع هنريِ جهاني، با فيلمهاي ما، با نمايشنامه‏ هاي ما، با کارهاي ويژه کودک ما و موارد ديگر دارند. چطور کسي مي‏تواند چشمش را روي هم بگذارد و بگويد «اينها غيرسياسي‏اند»؟! چرا در همه اين مواردي که اينها جايزه دادند، يک مورد اثر انقلابي وجود ندارد؟! ما فيلم انقلابي نداريم؟! ما شعر انقلابي نداريم؟! ما نمايشنامه انقلابي نداريم؟! اين همه فرآورده‏هاي انقلابي که جوانان ما درست کردند، هيچ کدام ارزش هنري ندارد؟! بنده احتمال مي‏دهم اگر رويشان بشود، جايزه نوبل را هم حاضرند به يکي از همين عناصر ضدّاسلامي و ضدّانقلابي بدهند؛ براي اين‏که آنها را در دنيا بزرگ کنند؛ براي اين‏که عناصر انقلابي را منزوي کنند! اين، تهاجم فرهنگي نيست؟!55

منابع و ماخذ  
1. نرم افزار جامع مجموعه آثار امام خميني(ره)؛ مرکز تحقيقات نور

پينوشتها

1. بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از کارگردانان سينما و تلويزيون؛ 23/ 3 / 1385.

2. از مجموعه آثار امام خميني؛ صحيفه امام،ج‏4،صص34 و 35.

3. همان، ج‏4، ص 427.

4. همان، ج5، ص 262.

5. همان، ج6، ص 15.

6. همان، ج6، ص 345.

7. همان، ج6، ص 476.

8. همان، ج8، صص 495 و 496.

9. همان، ج9، ص176.

10. همان، ج9 ، ص155.

11. همان، ج4 ، ص34.

12. همان، ج6 ، ص476.

13. همان، ج‏4، صص34 و 35.

14. همان، ج5، ص262.

15. همان، ج8، صص495 و 496.

16. داريوش مهرجويي در گفتوگويي در اواخر دهه 70 درباره توجه امام خميني(ره) به اين فيلم گفت: در شرايطي که در اوايل انقلاب سينما موضوع ملعوني بود و مردم تمام سينماها را آتش ميزدند چون ميگفتند سينما محل ترويج فساد است، توليد فيلم به صفر رسيد و سينماها تعطيل شد. در اين وضعيت، تلويزيون به طور اتفاقي فيلم «گاو» را نشان داد و مرحوم امام(ره) اين فيلم را مشاهده کردند و در نطقي گفتند «ما نميگوييم سينما اساسا بد است. نظير فيلم «گاو» ميتواند فيلم فرهنگي و آموزندهاي باشد و فکر و روح بيننده را تعالي دهد». اين حرف امام براي سينماي ايران بسيار تعيينکننده بود.

http://jamaran.ir/fa/n77560/ سرويس‌هاي اصلي / بازنشر / اكران فيلمي كه امام خميني(ره) درباره آن اظهار نظر كرد

17. باشگاه خبرنگاران جهان؛ يادداشت: امام خميني(ره) درباره چه فيلم هايي اظهار نظر کردند؟؛ کد خبر: ۵۲۱۵۷۰۰؛ تاريخ انتشار: ۱۲خرداد ۱۳۹۴ – زمان: ۱۰:۵۸.

http://www.yjc.ir/fa/news/5215700/ امام خميني(ره) درباره چه فيلمهايي اظهارنظر کردند.

18. اين فيلم سينمائي با نام اصلي"الرساله" منتشر شد.در ايران با عنوان" محمد رسول الله" مشهور است.

19. باشگاه خبرنگاران جهان؛ يادداشت: امام خميني(ره) درباره چه فيلم هايي اظهار نظر کردند؟؛ کد خبر: ۵۲۱۵۷۰۰؛ تاريخ انتشار: ۱۲خرداد ۱۳۹۴ – زمان: ۱۰:۵۸.

http://www.yjc.ir/fa/news/5215700/ امام خميني(ره) درباره چه فيلمهايي اظهارنظر کردند

20. پايگاه جام جم آنلاين؛ گزارش: فيلمهايي که رهبر انقلاب در موردشان اظهار نظر فرمودهاند؛ تاريخ: يکشنبه 10 اسفند 1393؛ زمان: 14:30.

21. بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از کارگردانان سينما و تلويزيون؛ 23/ 3 / 1385

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3342

22. پايگاه مقام معظم رهبري؛ فيشهاي موضوعي بيانات رهبري؛ عنوان فيش؛ تهاجم فرهنگي؛ شماره فيش؛ 1371؛ 

http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2630

23. بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از کارگردانان سينما و تلويزيون؛ 23/ 3 / 1385

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3342

24. نام بردن از افراد به معني تاييد همه آثار و مواضع هنري و سياسي و فرهنگي آنان نيست. در اينجا تنها نگاهي آماري به فيلمسازان شاخص دفاع مقدس داشتهايم.

25. سينما- جشنواره؛ به کوشش حسين معززينيا؛ انتشارات سروش؛ چاپ اول؛ سال 1388؛ ص237.

26. بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از کارگردانان سينما و تلويزيون؛ 23/ 3 / 1385.

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3342

27. پايگاه مقام معظم رهبري؛ مقاله: سينما؛ کليد پيشرفت کشور؛ تاريخ: 11/ 12 /1393.

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29053

28. پايگاه مقام معظم رهبري؛ مقاله: سينما؛ کليد پيشرفت کشور؛ تاريخ: 11/ 12 /1393.

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29053

29. پايگاه مقام معظم رهبري؛ ديدار جمعي از کارگردانان سينما با رهبر انقلاب؛ تاريخ: 1385/3/23.

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=1388

30. بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از کارگردانان سينما و تلويزيون؛ 23/ 3 / 1385.

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3342

31. حاتميکيا در مصاحبهاي ميگويد که الگوي وي در طراحي شخصيت و قهرمان اصلي فيلمش«باديگارد»، سردار سرافراز جبهه و جنگ و مقاومت، سردار سيلماني است. اين رويکرد حاتميکيا را بايستي به فال نيک گرفت و نتيجه گرفت که هنوز هم دلبستگي به جبهه و جنگ و وجود قهرماناني که تربيتشده مکتب امام و مکتب جهاد و شهادت هستند مي تواند الهام بخش ساخت آثار ارزشمندي چون باديگارد باشد. (منبع خبر: http://farhangohonar.ir/detail/33010)

32. پايگاه باشگاه خبرنگاران جوان؛ دليل شباهت گريم پرستويي به حاج قاسم در باديگارد؛ کد خبر: ۵۴۸۰۲۰؛ تاريخ انتشار:  ۴ مرداد ۱۳۹۵؛ زمان: ۱۴:۵۳.

http://www.fardanews.com/fa/news/548020/دليل-شباهت-گريم-پرستويي-به-حاج-قاسم-در-باديگارد-عکس

33. پايگاه پرسمان دانشجويي؛ مقاله: نقد سياستهاي اقتصادي و فرهنگي دولت هاشمي؛ مرتضي حسيني؛ کارشناس ارشد علوم سياسي، برهان؛ 9/12/1391.

http://www.siasi.porsemani.ir/content/ نقد سياستهاي اقتصادي و فرهنگي دولت هاشمي؟

34. سينما- جشنواره؛ به کوشش حسين معززينيا؛ انتشارات سروش؛ چاپ اول؛ سال 1388؛ ص237.

35. پايگاه سينما پرس؛ مصاحبه با محمدتقي فهيم؛ تاريخ: دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴؛ساعت: ۰۸:۱۵.

http://www.cinemapress.ir/news/68637/ فهيم براي احياي هنر انقلاب در سينما ابتدا بايد پاي مديران ليبرال

36. پايگاه سينما پرس؛ مصاحبه با محمدتقي فهيم؛ تاريخ: يکشنبه، 16 ابان 1395؛ زمان: 4 : 11.

http://cinemapress.ir/news/80193/ ديندار متأسفانه برخي از مديران و هنرمندان در دام نگاههاي روشنفکري

37. زمانبر بودن تغييرات فرهنگي و نيازمندي اين تغييرات به  ابزارهاي فرهنگي روشن است اما نکته مهم اين است که گاهي برخي ابزارهاي قانوني براي جلوگيري از مظاهر فساد و فحشاي سينماي آن روز در روابط و پوشش ظاهري لازم بود. چراکه سينماي آن روز يکي از کانونهاي اصلي ترويج فساد و فحشا در سطح جامعه بود. از طرفي برخي عوامل سينما به دليل غرق شدن در اين فرهنگ فاسد و اين سبک زندگي، به فرهنگ انقلابي روي خوش نشان نميدادند بلکه براي مقابله با آن دست به اقداماتي ميزدند. برخي از اين افراد در دوره پهلوي حتي نام و يادشان به نوعي مروّج آن فرهنگ سخيف بود؛ پس ضرورت داشت برخي نشانههاي ظاهري آن دوره منحط از ديده و دل مردم پاک شود تا دوباره کساني هوس بازگشت به آن فرهنگ را در سر نپرورانند. به تعبيري: از دل برود هر آنچه از ديده برفت. اما اين نيز قابل قبول است که حضور همين گروه از وابستگان فرهنگي دوره پهلوي در بدنه هنري و فرهنگي انقلاب خود پايهريز بسياري از تناقضها و فسادهاي فرهنگي دوران پس از انقلاب بود. 

38. تاريخ تحليلي سينماي سياسي در ايران؛ امين فرجپور؛ انتشارات نامجو فرد؛ چاپ اول؛ بهار 1380؛ ص120.

39. از مجموعه آثار امام خميني؛ ج17؛ ص 217.

40. پايگاه خبري بولتن نيوز؛ گزارش: ناشناخته ميآيند، پول فاسد ميآورند؛ کد خبر: ۴۰۶۲۷۶؛ تاريخ انتشار: ۲۹مهر ۱۳۹۵؛ زمان: ۰۹:۰۲؛ 

 http://www.bultannews.com/fa/news/406276/ناشناخته ميآيند پول فاسد ميآورند.

41. همان.

42. همان.

43. نشريه تحليلي پژواک؛ شماره اول؛ نيمه دوم بهمن 91؛ ويژه نامه سيويکمين جشنواره فيلم فجر؛ ص185.

44. سينما- جشنواره؛ به کوشش حسين معززينيا؛ انتشارات سروش؛ چاپ اول؛ سال 1388؛ ص217.

45. تاريخ تحليلي سينماي سياسي در ايران؛ امين فرجپور؛ انتشارات نامجو فرد؛ چاپ اول؛ بهار 1380؛ ص120.

46. نقش روشنفکري؛ اسماعيل شفيعي سروستاني؛ ناشر: هلال؛ چاپ: اول؛ سال: 1389؛ ص102.

47. پايگاه سينما پرس؛ مصاحبه با محمدتقي فهيم؛ تاريخ: سه شنبه، 13 شهريور؛  1395؛ زمان: 42: 10.

  http://www.cinemapress.ir/news/78267/ابوالقاسم طالبي سينماي انقلابي همان سينماي مردمي است چراکه

48. پايگاه راديو گفتگو؛ گزارش: نقشه راه سينما بايد بر اساس چشم انداز 20 ساله کشور تدوين شود؛ چهارشنبه: 15 / 11/ 1393؛ ساعت 17:07؛

http://www.radiogoftogoo.ir/content/-/asset_publisher/KTbZ4oDAlJW1/content/id/331152

49. مجموعه آثار امام خميني(ره)؛ صحيفه امام(ره)؛ ج1؛ ص300.

50. صحيفه امام؛ ج 4 ؛  ص34.

51. پايگاه سينما پرس؛ مصاحبه با محمدتقي فهيم؛ تاريخ: سه شنبه، 13 شهريور؛  1395؛ زمان: 42: 10.

http://www.cinemapress.ir/news/78267/ ابوالقاسم طالبي سينماي انقلابي همان سينماي مردمي است چراکه

52. جايزه اسکار، نشان شواليه، حمايت مالي و فني از توليدات ضد ايراني و اکران آنها در سينماهاي جهان،  پوشش خبري و رسانهاي اينگونه فيلمسازان،...تنها بخشي از استراتژي رسانهاي استعمار فرانو غرب در قبال انقلاب اسلامي ايران است.

53. تهيه کننده و از مسؤولان سابق بنياد فارابي.

54. سينما- جشنواره؛ به کوشش حسين معززينيا؛ انتشارات سروش؛ چاپ اول؛ سال 1388؛ ص250.

55. پايگاه مقام معظم رهبري؛ فيشهاي موضوعي بيانات رهبري؛ عنوان فيش؛ تهاجم فرهنگي؛ شماره فيش؛ 1371؛ 

http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2630