مسافركشي براي معاش پس از سه دوره نمايندگي مجلس!

 

مسافركشي براي معاش پس از سه دوره نمايندگي مجلس!

از انقلابي بودن تا انقلابي ماندن فاصلة بسياري است؛ چه بسيار انقلابيهاي ديروز كه نهتنها از گذشته خود پشيمان شدند بلكه چوب حراج به روحيات انقلابي خود هم زدند. سادهزيستي و سبكبالي، ويژگي همة انقلابيون جهان بهويژه پيروان مكتب اميرالمؤمنين(ع) است. همين سبكبالي و تسليمنشدن در برابر دنيا آنان را همواره آمادة جانفشاني در برابر حوادث ميكند؛ حتي اگر سوار شدن به هواپيمايي باشد كه شايد هرگز به زمين نرسد. اسطورة زنان انقلابي درباره وضعيت معيشتي خود آن هم پس از سه دوره مجلس و هشدار مرحوم حاج احمدآقا در سفر به شوروي سابق ميگويد: «پس از مجلس پنجم بنده حقوقي دريافت نميكردم و حقوق ناچيزي به عنوان مستمري بازنشستگي دريافت ميكردم. با اين وجود بايد دو خانواده را هم سرپرستي ميكردم. به دليل اينكه اين حقوق كفايت نميكرد، شبها با ماشينم مسافركشي ميكردم. وقتي اين خبر پخش شد، آقا (رهبر معظم انقلاب) خيلي ناراحت شده بودند و فرمودند: خرج اين سه خانه را بنده ميدهم و شما ديگر حق نداريد مسافركشي كنيد.»

وي درباره ديدارش با گورباچف، اظهار كرده بود كه «بنده مسؤوليت زندانها را داشتم و وارد زندان كچويي شدم كه به خانمهاي زنداني سركشي داشته باشم. از دفتر اعلام شد: حاج احمد آقا از جماران دنبال شما هستند. با ايشان تماس گرفتم و ايشان گفتند: امام براي گورباچف نامهاي دارند كه از بين خانمها شما را انتخاب كردهاند و از بين آقايان هم آقاي جوادي آملي و جواد لاريجاني را انتخاب كردهاند تا اين نامه را به گورباچف برسانيد؛ بنده استخاره كردم تا ببينم اين كا را بپذيرم يا خير كه استخاره خوب آمد. به جماران رفتم و حاج احمد آقا گفتند: آماده باشيد، هر وقت امام دستور دادند به شوروي خواهيد رفت. وقتي به فرودگاه رفتيم حاج احمدآقا آمد و گفت: وصيتنامههايتان را بنويسيد، امام فرمودهاند ممكن است آمريكاييها هواپيمايتان را بزنند يا مجبورتان كنند در اسرائيل فرود بياييد، شايد هم روسها اجازه بازگشت ندهند. در نهايت رفتيم و واقعاً هم جاي بسيار مخوفي براي ما در نظر گرفته شده بود. هفت ماه از اين موضوع نگذشته بود كه آيتالله موسوي اردبيلي اعلام كرد جوانان مسلمانِ آزادشده شوروي براي ماه مبارك رمضان نياز به قرآن دارند. هر كس قرآن اضافي دارد به ما برساند تا ما براي اين افراد ارسال كنيم.»

سركار خانم مرضيه حديدچي مشهوره به خواهر طاهره، خواهر دباغ، سال 1318 در شهر همدان ديده به جهان گشود، سال 1333 در 14 سالگي با محمدحسن دباغ ازدواج کرد و از زندگي مشترك خود صاحب يك پسر و هفت دختر شد، در محضر اساتيدي چون حاج آقا كمال مرتضوي و حاج شيخ علي خوانساري و استاد سيدمجتبي صالحي خوانساري تحصيل كرد و پاي درس شهيد محمد سعيدي در مسجد امام موسيبن جعفر(ع)  تهران نشست؛ از سال 1346 وارد مبارزه سياسي شد، در سال 1352 دستگير شد و همراه با دختر 13سالهاش شديدترين شكنجهها را تحمل کرد، در بيمارستان تحت عمل جراحي قرار گرفت، و با پاسپورت جعلي كه شهيد محمد منتظري براي او فراهم كرده بود به انگلستان رفت، و در آنجا در زيرزمين هتلي مخفي شد و به ازاي غذا و جاي خواب به نظافت ميپرداخت. وي پس از برپايي راهپيمايي در لندن به فرانسه رفت و همراه ديگران در قضيه شهادت آقا مصطفي اعتصاب غذا راه انداخت. اين بانوي انقلابي سپس در لبنان و سوريه دوره چريكي ديد و تا ورود امام به فرانسه در كشورهايي چون عربستان، عراق، لبنان، سوريه و فرانسه تردد داشت. پس از اصرار پليس فرانسه مبني بر اين كه يك زن پليس فرانسوي مسؤوليت حفاظت از امام(ره) را بر عهده بگيرد و با مخالفت شديد ايشان روبهرو شد، وي به نوفللوشاتو رفت و محافظ شخصي امام(ره) شد و وظايف اندروني چون خريد و شستوشو و... را نيز برعهده گرفت. او تنها مسافر زنِ «پرواز انقلاب» از فرانسه به ايران بود. در اين پرواز سرنوشتساز، امام(ره) فرموده بودند از خواهران كسي همراه ايشان نباشد، فقط خواهر طاهره را بگوييد، شايد بچههايش در فرودگاه منتظر او باشند. او كه از مؤسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نخستين فرمانده سپاه همدان، نمايندة سه دوره مجلس شوراي اسلامي، مسؤول بسيج خواهران كل كشور، استاد دانشگاه علم و صنعت و از نمايندگان اعزامي امام خميني(ره) براي ابلاغ پيام تاريخي به گورباچف بود، اين روزها به ديدار حق شتافت و رهبر معظم انقلاب در پيامي به همين مناسبت، وي را «بانوي مبارز و انقلابي خستگيناپذير» دانستند و فرمودند او «در شمار مبارزان مؤمني بود كه زندان و شكنجههاي شديد نتوانست او را از اين راه دشوار منحرف كند.»