اينها دل امام راحلمان را خون كرده اند و آدمهاي بي ديني هستند

اشاره

امام راحل(ره) در نامهاي به تاريخ 23 آبان 1361 درباره مرحوم حاج سيداحمد آقا خميني ميفرمايند: «... چون او را شخص مفيدي براي انقلاب ميدانم، اميدوارم در كنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف به خدمت هرچه بيشتر قيام كند و با برادران انقلابي و ايماني در خط انقلاب و اسلام كوشش كند و از هيچ خدمتي مضايقه ننمايد و پاداش از هيچ مخلوقي نخواهد...»1

پس از رحلت حضرت امام، حاج سيداحمد آقا چنان در كنار برادران انقلابي و ايماني در خط انقلاب و اسلام ماندند كه رهبر معظم انقلاب در اين باره ميفرمايد: «در هر حال موضعي كه ايشان بعد از رحلت امام اتخاذ كردند خيلي ارزشمند بود، من معتقدم كه يكي از بهترين فصول زندگي ايشان عندالله همين فصل اخير است كه ايشان واقعاً راه خدا را، راه حق را و راه صحيح را متقرباً اليالله پيمودند، با آنكه يقيناً از ايشان توقعات گوناگون بود و ايشان هم يقيناً در اطرافشان وسوسههايي بود، اما ايشان محكم ايستاده بود و همان اصولي را كه مورد نظر شريف امام رضوانالله تعالي عليه بود با قاطعيت تمام ابراز ميكرد.»2

رهبر معظم انقلاب، صراحت لهجه و بيرودربايستي او در اتخاذ مواضع و برخوردها را از صفات امام برميشمارند و درباره ايشان ميفرمايند: «بعضي از صفات خوب امام را من در ايشان هم ديده بودم، مثلاً بيرودربايستي بود، امام هم همينطور بودند، من از نزديك با ايشان هم معاشرت و رفاقت داشتم، رودربايستي نداشتند، جاهايي كه لازم بود صراحت خوبي داشتند، البته نه در همه جا، تعبير درست اين ويژگي، همان «رودربايستي نداشتن» است.»3

اين فرزند امامِ انقلاب و انقلابي مؤمن و صريح با همين روحيه بدون «رودربايستي» پاسخ عموي بزرگوارشان آيتالله پسنديده را دادند و به همة انقلابيون آموختند در مساله اسلام و انقلاب هرگز نبايد مسامحه و مماشات كرد، حتي اگر آن فرد نزديكترين افراد به خود باشد، جالب اينجاست همين احزاب و جريانهايي كه مرحوم حاج سيداحمد آقا آنها را در اين نامه با تندترين واژهها و تعابير خطاب قرار ميدهد، امروز در كنار كساني قرار گرفتهاند كه خود را خط امامي و مريد امام و حاجسيداحمد آقا مينامند!

 

پاسخ صريح و انقلابي حاج سيداحمد آقا به آيتالله پسنديده

اينها دل امام راحلمان را خون كردهاند و آدمهاي بيديني هستند

خدمت حضرت آيتالله آقاي پسنديده عم بزرگوار و عزيزم دامت برکاته

با عرض سلام و ارادت و دعا براي سلامتي وجود مبارک

حضرتعالي خود بهتر از هرکسي ميدانيد که چقدر به شما علاقهمندم. من خود را فرزند کوچک جنابعالي ميدانم و دوست دارم هميشه در کنار شما و از شما استفاده معنوي بنمايم. حال که مرادم و جان جانانم حضرت امام سلامالله عليه تنهايم گذاشته است، بعد از خدا تنها شما را دارم و بس.

نامه حضرتعالي در مورد آزادي يکي از مليگراها به دستم رسيد. چند جمله مزاحمت ميکنم، اولاً به اطلاعات کشور، نظر شما و خود را منتقل ميکنم و اميدوارم فرد مذکور آزاد گردد تا به وظيفهاي که بر گردنم نهاديد، عمل کرده باشم. ثانياً اين نکته را گوشزد مينمايم که مسأله مليگراها مسألهاي خطرناک است. مليگرايي در مقابل اسلامگرايي است و اسلامگرايي خط محکم و استوار امام است. مليگراها بهاي اول برايشان ميهن است و به انقلاب و نظام و اسلام يا اهميتي نميدهند و يا اهميت بسيار ناچيزي برايشان دارد. اينها اصل و اساس برايشان رياست است. اگر به ميهن هم علاقه دارند، ميهني است که رئيسش آنان باشند. اگر بعضي از آنان به اعمال فردي در چارچوب اسلام پايبند باشند ولي وقتي پاي منافعشان پيش بيايد، از هيچ دروغ و تهمت و ناسزا فروگذار نيستند.

آنان بعد از انقلاب لحظهاي در کنار امام نماندند. متلک و فحش و ناسزا به امام از کارهاي رايج اين از خدا بيخبران بود. تنها يکي از کارهاي آنها را برايتان ميفرستم، تا خود قضاوت فرماييد. اينان اعلاميهاي را که امام(قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقاي محتشمي نوشتهاند، مجعول دانسته و در عين اينکه نسبت جعل را مستقيماً به من ندادهاند ولي با قراردادن خط من بالاي نامه امام به آقاي محتشمي، جعل را از من دانستهاند و خطي از امام که شعر: «من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم» است را آورده اند و ادعا کردند که خط امام اين است، در صورتي که حضرت امام(قدس سره) در موقع قدمزدن شعر ميگفتند و خط مذکور، خط امام در موقع راهرفتن و يا ايستاده است. از اين گذشته اينقدر خط امام روشن است که احتياج به اين حرفها ندارد. من يک صفحه از وصيتنامه امام و نامه مورد بحث را ميفرستم، خود قضاوت فرماييد آيا من اينقدر بيدين و بيعقل هستم که چيزي، آن هم چنين مسأله مهمي را به امام نسبت دهم و از آتش قهر خدا در دنيا و آخرت نترسم.

اگر من بناست بدين خاطر جهنمي شوم چرا چيزي را که به نفع خودم است به امام نسبت ندهم؟ عموي بزرگوار و عزيزم! قربانتان گردم، من معتقدم که حق با امام راحلمان است؛ آن مرد بزرگي که با هوش و استعداد سرشار خود عمق ماهيتهاي کثيف ضد انقلاب را بسيار عالي تشخيص ميداد. نامهاي را نهضت آزادي براي فرار از تنبيه ملت شريف ايران به اينجانب نسبت داده است و فکر ميکرده بعد از وفات امام، من دست به چنين خيانتي زدهام، در زمان حيات امام و با دستور ايشان براي آقايان خامنهاي، هاشمي، موسوي اردبيلي، موسوي نخستوزير، ريشهري وزير اطلاعات وقت فرستاده شد. فقط اجازه ندادند که در همان موقع منتشر کنيم. فرمودند اين براي بعد از مرگ من است تا اگر آنها خواستند ايران را به سوي غرب بخصوص آمريکا سوق دهند، منتشر کنيد. من اين نامه را برايتان فرستادم تا معلومتان گردد اينها از چه قماشي هستند و براي رسيدن به دنيا حاضرند به هرکسي هر تهمتي بزنند و از خدا باکي نداشته باشند.

از شما تقاضا دارم براي دفاع از امام و آرمانهاي پاک او و براي خاطر دفاع او از اسلام عزيز و به خاطر تحمل رنج و زحمت و مرارتهاي بسياري که از آخوندهاي درباري و متحجرين و مقدسنماها و مليگراها و چپها و منافقين کشيد، حضرتعالي طي نامهاي آنان را محکوم کرده و صحت خط امام و پيشواي ملي و دينيمان را اعلام فرماييد و روح بزرگ امام را از خودتان شاد کنيد و مطمئن باشيد که با اين کار، اجر بزرگي را خواهيد داشت و نامه را من منتشر نميکنم ولي براي ثبت در تاريخ نگه ميدارم.

آنان که اين نامه را جعلي ميدانند، از همه بهتر ميدانند که اين خط امام است، ولي آنها چند مطلب را با اين کار دنبال ميکنند که مهمترين آن اين است که فکر ميکردند نفوذ امام در بين مردم از بين رفته است و امام محبوبيتي ندارد و با رفتن او نظام ميپاشد و آنان روي خون و اجساد مطهر شهدا و اسلام به حکومت ميرسند. بعد از ارتحال امام(قدس سره) بيش از ده ميليون نفر امام را بدرقه کردند و مرقد و حرم آن بزرگوار پناه محرومان شد و کساني که با اين امام بد بودند، مسلماً مورد نفرت هستند، لذا آنها با دادن نسبت جعل به من، خود را و گروه خود را ميخواهند از اين مغلطه نجات دهند. هرچه از درگذشت امام عزيز ميگذرد، مردم بهتر ميفهمند که چه گوهر گرانبهايي را از دست دادهاند. اين شبها، حرم امام ديدني است.

مسأله ديگري که نهضت آزادي دنبال ميکند، اين است که اعتماد مردم را نسبت به امام کم کنند، بدين معنا که هرچه از امام باشد، مردم احساس کنند که اين از امام نيست بلکه از اطرافيان امام و يا کسي ديگر است و اين خط و امضاي امام نيست، بلکه خط و امضاي امام را جعل کردهاند. القاي اين مطلب بسيار خطرناک است و خداوند کسي را که اينگونه حرکت ميکند، هرگز نميبخشد. ميبينيد که اگر اين مسأله جا بيفتد که عدهاي بودهاند و هستند که خط امام را جعل ميکردند و يا امروز ميکنند، چه ضربه هولناکي به اسلام و انقلاب و آرمانهاي اسلامي امام عزيزمان خواهد خورد. ديگر فتواهاي تاريخي امام رنگ ميبازد، مبارزات امام زير سؤال ميرود و حيثيت رهبر انقلاب بزرگ جهان اسلام ضربه ميخورد. آيا نهضت آزادي و مصدقيها هنوز آدمهاي درستي هستند که بعد از ارتحال ملکوتي برادر عزيزتان امام بزرگ فرموديد آنها که ميگفتند امام محبوب نيست، تشييع جنازه امام را ديدند و فهميدند اشتباه ميکنند. مليگراها با برادر، امام، مرجع تقليد و رهبر شما سر ناسازگاري داشتند و دارند. اينها دل امام راحلمان را خون کردهاند و آدمهاي بيديني هستند که در قالب دين به اسلام و مسلمين ضربه ميزنند. مقصودم از دين، دين امام است نه دين مخالفان امام که يزيد و معاويه هم داشتند اما دينِ مقابل دينِ امام حسين عليهالسلام.

تقاضايم اين است که شما در مقابل آنان بايستيد و از آرمانهاي امام دفاع کنيد و از تمامي مصدقيها که امام آنان را مسلمان نميدانست، تبري جوييد و دل امام را شاد فرماييد.

از اينکه نامهام طولاني شد معذرت ميخواهم، من حضرتعالي را شديداً دوست ميدارم و بسيار شما را عزيز ميدانم، خداوند بزرگ شما را براي فاميل حفظ فرمايد و اگر خداي ناکرده رنجشي پيدا کرديد معذرت ميخواهم. در مورد مليگراها حرف بسيار است ولي نه وقت من اجازه اين حرفها را دارد و نه حوصله شما. بار ديگر از شما تقاضامندم که اگر اين نامه يعني نامه امام به آقاي محتشمي خط امام است که هست، مرقوم فرماييد و کساني که به دروغ چنين نسبتي را به من دادهاند، خائن بدانيد.

با احترام

مخلص شما احمد خميني

 

از: مجموعه آثار يادگار امام(ره)، ج1 ص 632.

منتشر شده از سوي مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)

 

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامي

پينوشتها

1. شاهد ياران، يادمان حجتالاسلام والمسلمين مرحوم حاج احمد خميني، شماره 17، فروردين 1386، ص 3.

2. همان، ص 6.

3. همان، ص 4.