انقلابي بودن هزينه دارد

انقلابي بودن هزينه دارد

محمدحسين تفويضي

اگر انقلاب را به معناي يك دگرگوني همهجانبه و اساسي و زير و رو كردن بنيانها و ساختارهاي يك جامعه شامل اوضاع اجتماعي و معيشتي، مسائل فرهنگي و اقتصادي و سياستهاي بدانيم. بر اساس اين تعريف، يك جنبش اجتماعي عمده كه تودههاي مردم در تشكيل آن دخالت دارند، اين دگرگوني را رقم ميزند كه پشتوانة آن نارضايتي از وضع موجود است. به  طور طبيعي، چنين حركتي در سطح تودههاي اجتماعي مورد مخالفت عدهاي قرار ميگيرد كه اين دگرگوني را به نفع خود نميدانند؛ پس آنها هم با تمام توان وارد عمل شده، به هر شيوه ممکن به مقابله با اين حركت ميپردازند و همين موجب ميشود كه هر انقلابي لاجرم نيازمند پرداخت هزينههايي باشد كه حتي ممكن است به قيمت جان افرادي از جامعه تمام شود.

با نگاهي گذرا به تاريخ جهان درمييابيم كه هر چه افقها و آرمانهاي يک نهضت متعالي باشد، موانع روبهروي آن نهضت و انقلاب بيشتر، دشمنانش سرسختتر و از سوي برخي گروهها و حتي قشرها با مخالفت بيشتري روبهرو خواهد شد. انقلاب اسلامي ايران در زمره انقلابهاي بزرگ جهاني است كه بيشترين دشمنان و مخالفان را داشته و بهواسطة ايدئولوژي جهانياش مورد هجوم همهجانبه قرار گرفته و اگر نبود هزينههاي سنگيني كه مردم و ياران امام پرداختند، هرگز به ثمر نمينشست و يا استمرار نمييافت. به جرأت ميتوان گفت كه نهضت اسلامي ايران يكي از پرهزينهترين حركتها در تاريخ انقلابهاي جهان بوده است؛ بنابراين براي ثمردهي، بسياري از سرمايههاي فكري و عقيدتي خود را در كنار سرمايههاي انساني و مادي فدا كرده و هنوز هم در حال دادن هزينه است و متأسفانه دشمن، جوانان اين سرزمين را از اين همه هزينه‌‌ کردنها ناآگاه ميگذارد.

امروزه دشمن ميکوشد بين نسل جوان و نسل اول و دوم انقلاب فاصله بيندازد و آنان را از حركتها و رشادتهاي مردمان آن زمان بيخبر نگاه دارد. به همين سبب است كه در ديدار اخيرِ رهبر انقلاب با دانشآموزان، ايشان براي چندمين بار بر اهميت بازخواني تاريخ انقلاب تأكيد فرمودند كه نشاندهنده ضرورت مطالعه و بازگويي آن است.

اگر با بهرهگيري از سخنان رهبري، حركتهاي انقلابي ياران امام(ره) را به چهار دورة اساسي «نهضت»، «انقلاب»، «تثبيت انقلاب» و «تشكيل دولت» تقسيم کنيم، هر يك از اين مقاطع تاريخي داراي برگههاي پرافتخاري از رشادتها و شهامتهاي مردمان آن دوران است كه هيچگاه عقلهاي مادي بشري قادر به درك آنها نبوده و نخواهد بود.

اشاره به چند رفتار انقلابي در دورة نهضت و انقلاب، نسل جوان امروز را با رفتارهاي انقلابي نسل اول انقلاب و ياران امام(ره) در آن زمان بيشتر آشنا ميكند.

1. شهيد آيتالله سعيدي(ره):

در حادثة 15 خرداد 1342 كه حضرت امام دستگير و زنداني ميشود، آيتالله سعيدي براي تبليغ در كويت به سر ميبرد. وي از طريق راديو از اوضاع داخلي ايران آگاه شد و همراه ديگر روحانيون مبارزي كه در كويت بودند، از جمله آقايان حجتالاسلام وحيدي و آيتالله سيدعباس مهري با نوشتن نامههايي به مراجع مقيم نجف آنان را از خطري كه جان امام را در ايران تهديد ميكرد مطلع كردند. شهيد سعيدي به اين كار بسنده نكرد و به رغم آگاهي از حضور مأموران امنيتي شاه در كويت، در حسينية «نخيحيل» كويت به منبر رفت و دستگاه شاه را به باد انتقاد گرفت؛ بدان گونه كه ايرانيان مقيم كويت و حتي نيروهاي اطلاعاتي شاه را به شگفتي واداشت. شهيد آيتالله سعيدي از همان آغاز نهضت، خود را براي نهضت چنان هزينه كرد كه در همان دوران نهضت و در زندان به شهادت رسيد.

2. شهيد حجتالاسلام والمسلمين محمدعلي منتظري(ره):

در ارديبهشت ماه سال 1344 كه مصادف با ايام محرمالحرام بود، مرحوم محمدتقي فلسفي از خطباي بزرگ ايران اسلامي در مكانهاي متعددي به منبر ميرفت. در يكي از منبرها پس از پايان وعظ ايشان صدايي در بين مردم طنينانداز شد كه: «خدايا! دستهاي ناپاكي را كه دستور قطع دست آيتالله خميني را دادهاند براي هميشه محو و نابود كن.» سپس ادامه داد: «به سلامتي بزرگ پرچمدار عالم تشيع حضرت آيتالله خميني صلوات بفرستيد»... مأموران حاضر در محل، صاحب صدا را شناسايي و دستگير كردند و معلوم شد اين جوان 21 ساله، محمدعلي منتظري نام دارد. شهيد محمد منتظري پس از سالها مجاهدت در ايران و خارج از كشور در دوره نهضت و انقلاب در دوره تثبيت انقلاب به شهادت رسيد.

آنچه در آن زمان قابل توجه است، هزينه كردن ياران امام براي يكديگر بود. آنان براي پشتيباني مالي، فكري و خانوادگي از يكديگر از هيچ چيز دريغ نميكردند؛ رفتاري آموزنده كه امروزه ياران امام خامنهاي بايد سرلوحه زندگي خود قرار دهند. ياران امام در آن سه دوره براي ماندگاري نام و جايگاه دوستانشان خود را هزينه ميكردند. در آبان 1353 درباره شهيد محمد منتظري به ساواک گزارش شد: «در تاريخ 53/7/16 در هيات انصارالحسين در شب 21 ماه رمضان در مسجد موسيبن جعفر (عليهالسلام) وقتي چراغها خاموش ميشود، شخصي ضمن خواندن اشعار انقلابي ميگويد سه روز قبل در خدمت آيتالله خميني اين اشعار را خوانده و آقا هم آن را تأييد كردهاند و پس از آن گفته است تا انتقام خون مرحوم سعيدي را نگيريم آرام نخواهيم نشست و در تاريكي شب ناپديد ميشود».

 آنچه بيان شد برگهاي بود از تاريخ پرافتخار نهضت اسلامي كه سرشار از روح انقلابيگري است و در هر صفحه از اين تاريخ كه بنگريد خواهيد ديد هنرنمايي بيبديل مردان و زناني را كه با اعتقاد استوار در برابر دشواريها و فشارهاي داخلي و خارجي ايستادند و تا پاي جان به مبارزه ادامه دادند. امروزه اگر بخواهيم در مسير اهداف و آرمانهاي انقلاب گام برداريم و در راه حفظ و تثبيت آنها كوشا باشيم، ناگريز از داشتن روحية انقلابي هستيم كه ركن آن اعتقاد به هزينهشدن در راه انقلاب است؛ نه اينكه انقلاب را سپري براي خود قرار دهيم و بهتعبيري، انقلاب را براي خويش هزينه كنيم.

گاهي چنين پنداشته ميشود كه اين روحيه بدون چهارچوب و ضابطه است؛ در حالي که رهنمودهاي رهبر ايدئولوژيك اين انقلاب، چهارچوب و مسير آن را تعيين ميكند.

آنچه ضامن پيروزي ما در مبارزههاي پيش رو خواهد بود، همين روحية انقلابي و انديشه هزينهشدن در راستاي اهداف بلند انقلاب ـ و به تعبيري همان اهداف اسلام ـ است و هرگونه غفلت از آن، آسيبهايي جبرانناپذير را به دنبال خواهد داشت. يكي از عواملي كه ميتواند ما را از افتادن در دام غفلت نجات دهد، مطالعه زندگي كساني است كه خود را براي انقلاب هزينه كردهاند.