استعفا از رهبري دنياي جنوب

استعفا از رهبري دنياي جنوب

سيدكاظم رجايي

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»1

مقام معظم رهبري فرمودهاند: «رفع تحريمها هرچند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملت ايران كار لازمي است ليكن گشايش اقتصادي و بهبود معيشت و رفع معضلات كنوني جز با جديگرفتن و پيگيري همهجانبه اقتصاد مقاومتي ميسر نخواهد بود. اميد است كه مراقبت شود اين مقصود با جديت تمام دنبال شود و بخصوص به تقويت توليد ملي توجه ويژه صورت گيرد و نيز مراقبت فرماييد كه وضعيت پس از برداشتهشدن تحريمها به واردات بي رويه نينجامد و بخصوص از واردكردن هرگونه مواد مصرفي از آمريكا پرهيز شود.»

به هرحال اين مساله مطرح است كه ما در جنگ اقتصادي كه بهويژه از 90 به اينطرف هم تكرار شده، بايد چه كار كنيم؟ تجربه تاريخي در مقابله با حصر اقتصادي چه ميگويد؟ نبي مكرم اسلام در شعب ابيطالب در مدينه با تحميل آن همه جنگ، جنگهاي نظامي و حصرهاي اقتصادي چه كار كرد؟ چه راهبردهايي بروي برونرفت از مشكل، ارائه شده و امام و مقام معظم رهبري چه راهحلهايي را پيشنهاد دادند؟ براي درك و فهم اقتصاد مقاومتي و پاسخ به اين سؤال كه دولت چه كار ميكند، اين نگاه بدي نيست كه ببينيم چند ديدگاه مقابل اين بحثهاي اقتصادي و حصر اقتصادي وجود دارد:

ديدگاه اول، ديدگاه تعامل و گفتوگو و نقشآفريني در دهكده جهاني است. اين ديدگاه از ابتداي انقلاب تا حالا مطرح بوده، گاهي كش‌‌وقوس  و قوت و ضعف داشته، هميشه هم مقابل ديدگاه امام و رهبري قرار داشته و طرفداران كمي هم نداشته است.

ديدگاه دوم، ديدگاه اقتصاد مقاومتي است؛ كه اين از باب تعريف به ضد ميتواند همديگر را همافزايي كند و محورهاي اصلي و موتور محرك هر كدام ميتواند با اين تقابل دو ديدگاه دربيايد.

ديدگاه اول، اساس بحث اين است كه اگر بخواهيم امروزه وارد عرصه شويم و در صحنه بينالمللي بازيگر باشيم، بايد تمكين كنيم. در صورت عدمتمكين به اصولي كه در نظام بينالملل حاكم است، با انزواي بينالمللي، تحريم و تهاجم اقتصادي قدرتهاي برتر مواجه خواهيم شد. اصل استدلال كه حالا يك كمي پررنگتر بيان ميكنيم اين است.

ديدگاه دوم، ديدگاه اقتصاد مقاومتي است. در ديدگاه اول پايه فكري اين است كه آن قدرت، قدرت برتر است و ما اگر بخواهيم مشكلات اقتصادي خود را حل كنيم بايد به قدرتهاي برتر متصل شويم و از آنها كمك بگيريم. معيار و ملاك اين است كه نظم جهاني روي چه چيزي تاكيد دارد؛ ما اينها را عملياتي كنيم. اين عبارتها جالب است. آقاي روحاني ميگويد وقت شعار تمام شد، مواظب حرفزدن و رفتارهايمان باشيم. حالا اينها را دوستاني كه در مسائل سياسي بيشتر وارد هستند، مسلطترند. اولويت‌‌هاي امنيت ملي ماهيت فرامليتي پيدا ميكند. عين اين عبارتها گفته شده. الان ما سايه جنگ را با اين مذاكره و گفتوگو و تعامل كم كردهايم. اين همان عبارت است؛ اولويت‌‌هاي امنيت ملي ماهيت فرامليتي پيدا ميكند. اگر امنيت كشور را بخواهيم، بايد نگاه ما به بيرون باشد، با آنها تعامل كنيم ببينيم و با معيارهايشان هماهنگ باشيم. اگر هماهنگ شديم امنيت داخلي برقرار است؛ و اگر هماهنگ نشديم امنيت داخلي ما به خطر ميافتد! اين تعبيرها را امروز به روز كردند و خيلي قشنگ دارند تبيين ميكنند. استعفا از نقش رهبري دنياي جنوب را عملا داريم در سياست خارجي منفعل خود ميبينيم كه راحت برخورد ميكنند. اينها معيارهاي اين است كه نظم جهاني روي چه چيزي تاكيد دارد. يكي از تاكيدات او حساسيت روي اين است؛ لذا وزارت خارجه عملا نشان دهد كه ايران قصد براندازي نظم و نظام موجود را ندارد. استعفا از نقش رهبري دنياي جنوب براي مبارزه با شمال، به جاي آن اعلان استراتژي گفتوگو براي همكاري، تعامل و گفتوگو در تمدن مشترك جهاني و همزيستي فرهنگي. اين يك راهبرد است. اين راهبرد دارد عملياتي ميشود.

 قبلا در جريان بوديد كه اينها گفتند ما بياييم هزينههاي نظامي را به يكپنجم كاهش دهيم! توپ و تانك ميخواهيم چه كار كنيم؟! هرقدر هم موشك بسازيم قدرت تقابل با آمريكا را نخواهيم داشت! به رسميت شناختن اسرائيل هم كه آمريكا مصمم است. شعار دوستان اين بود كه مسائل تلطيف كننده را با تكذيب بحث هولوكاست شروع كردند. هرجا فرصت پيدا كنند اين را مطرح ميكنند كه آمريكا به آينده اسرائيل حساس است؛ لذا ما بايد همه حرفي را نزنيم و همه كاري را نكنيم!

آخرين راهبرد كه شايد اساسيترين راهبرد هم باشد، تغيير وضع موجود و پذيرش نظم جهاني يا عصاره مجموعه است. ما قبل از انقلاب نقشهايي داشتيم که اين نقشها از ما گرفته شد. بازيگري پايگاه فني و اقتصادي ايران را به تركيه دادند، تجاري ترانزيستي را به امارات متحده عربي دادند، پيشتازي مسائل ديني را به عربستان دادند، منزلت نظامي را به پاكستان و ... .ما بايد طرفدار تغيير وضع موجود خود در قالب حفظ وضع موجود بين الملل باشيم تا در دهكده جهاني به ما اجازه ايفاي نقش بدهند. اين تفكر، درست در نقطه مقابل تفكر و ديدگاه اقتصاد مقاومتي قرار دارد. يعني شما اين را كاملا وارونه كن؛ بخصوص موتور محركهاش را كه آمريكا قدرت برتر است و بايد او اجازه دهد! اما اقتصاد مقاومتي برگرفته از مكتب اقتصادي اسلام و كتاب و سنت و فرهنگ اسلامي است. ما اينجا به عكس نقطه مقابل داريم كه بالاخره همهجا توجه به خدا است؛ در توليد، در توزيع، در مصرف. عجيب است در مطالعاتي كه ما طي اين چندين ساله داشتهايم، بخصوص در مطالعات قرآني و روايي، محوريترين راهبرد را راهبرد تقويت و تعميق ايمان و ارتقاي تقوا ديديم. يعني در اقتصاد اسلامي اين را به عنوان اساسيترين راهبرد براي پيشرفت اقتصادي ديديم. به عبارتي، در كتاب و سنت هيچ راهبردي اساسيتر براي رشد و پيشرفت اقتصادي ارائه نشده استك

«وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا»

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ»2

«وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»3

«و لو ان اهل التورات و الانجيل و ما انزل اليهم من ربهم لاكلوا من فوقهم و تحت ارجلهم»

«وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم»4

«وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ»5

توان بر توان شما ميافزايد؛ يعني همه جا محوريترين مساله.

«فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا وَعِنَبًا وَقَضْبًا وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا وَحَدَائِقَ غُلْبًا وَفَاكِهَةً وَأَبًّا مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ»6

ديدگاه مقابل، صددرصد مقابل اين است. آنجا ميگويد ما بدون اتکا به قدرتهاي جهاني، امکان رفع فقر را نداريم؛ يعني درست نقطه مقابل ديدگاه اقتصاد مقاومتي است. اگر ما توانستيم توليد داخلي را رونق ببخشيم، مساله تورم حل خواهد شد و اقتصاد مقاومتي به معناي حقيقي کلمه استحکام پيدا خواهد کرد. اينجاست که دشمن با مشاهده اين وضعيت نااميد خواهد شد. وقتي دشمن ناميد شود، توطئه و کيد او هم تمام خواهد شد. ايشان(رهبر معظم انقلاب) ميفرمايد اتکاء به داخل و توليد داخلي. آنوقت کيد دشمن هم تمام مي شود. ايشان از سال 87 به اينطرف بر راهبردهاي اقتصاد مقاومتي متمرکز شدند و هر سال مانور دادند و ارائه کردند و زمينهها را فراهم آوردند تا بيايند آن نتيجه را به عنوان اقتصاد مقاومتي بچينند و ارائه کنند. سال 87 نوآوري و شکوفايي؛ سال 88 اصلاح الگوي مصرف؛ سال 89 همت مضاعف و کار مضاعف. همه اين نامگذاريها ميتواند راهبردهاي اقتصاد مقاومتي هم باشد. سال 90 جهاد اقتصادي؛ سال 91 حمايت از توليد ملي، کار و سرمايه ايراني؛ و بالاخره سال 92 را حماسه سياسي و حماسه اقتصادي ناميدند، که اگر 93 هم اين مساله برجام نبود، شايد باز هم يک مساله اقتصادي عميق به عنوان اساسيترين مساله  مطرح مي شد. اينها مسائلي است که بخشي از آن را من لابهلاي بحثم توضيح دادم. راهبردها هم بر اساس همانها به دست ميآيد که ديگر در دل آن ويژگيها و راهبردها هم به نحوي بود. اساسيترين راهبرد براي پيشرفت اقتصادي، راهبرد مبتني بر تربيت توحيدي و اصلاح ديد و نگرش جامعه است؛ يعني بايد روي فرهنگ مردم کار کنيم.

عمده اقتصاد ما دولتي است و دولت به دليل درآمدهاي هنگفت نفتي، بزرگ شده و در همهجا از جمله اقتصاد، دخالتهاي زياد مي کند. در اين ميان، مردميسازي خيلي مهم است؛ اما متاسفانه به نام مردميسازي کارهاي زيادي انجام ميشود. اين مردميسازي دوگونه است. يک وقت لازم مي شود به شکل ضربتي برگرفته از همان الگوي بسيج انجام شود. به عبارتي حرکت جدي و جهادي ايجاد کنيم. اين حرکت الان به نحوي شروع شده است؛ سپاه و بسيج و افراد دلسوز ديگر در گوشه و کنار کشور کارهايي را انجام ميدهند؛ در اطراف شوش دانيال آقاي عظيمي هکتارها زمين گرفتند، همينطوري شخصي يک مجموعه را حرکت دادند و يکسري کارهايي را براي اقتصاد مقاومتي شروع کردند. سازمان بسيج و آقاي نقدي کارهاي متعددي انجام دادند که بعضي از کارهاي آنها بسيار قشنگ و خوب است. اينجا بايد پرتلاشتر وارد عرصه شويم ولي متاسفانه ضعيف عمل ميکنيم و آنطور که بايد و شايد وارد عرصه نشدهايم.

يک ستادي که بتواند اين مجموعه را در حوزه هدايت و تغذيه فکري کند و ممحض در اين مساله باشد، جايش خالي است. به هر حال زمينهها براي کار فراهم است، يک عدهاي هم حرکت را شروع کردهاند. اگر ما دانش را در عرصه توليد ببريم، اينها با هم همافزايي مي کنند؛ يعني دانش، دانش واقعي ميشود. اينجا تئوريک کار ميکنيم، عمل بهنوعي ديگر دارد کار مي کند. اگر اين دو با هم چفت شود همافزايي خواهند داشت؛ يعني به همديگر کمک ميکنند.

پينوشتها:

1. احقاف،13

2. اعراف،96

3. طلاق،2و3

4. مائدة،66

5. هود،52

6. عبس،24 تا 32