رود انتخابات و تورهاي نفوذ

اشاره:

تاريخ عمليات نفوذ به معناي موّسع آن به قدمت تاريخ بشري است اما امروزه حذف اراده و تغيير رفتار مخاطبان از طريق سلطه بر افکار و اذهان آنها مؤثرترين خطمشي پيروزيساز است. بهواقع در جهان کنوني، سياست ابدان (غلبه بر بُعد جسم و فيزيک انسانها به منظور پيروزي) به «سياست اذهان» (غلبه بر افکار و اراده افراد و دستکاري در تمايلات و گرايشها به منظور پيروزي) تبديل شده است. بسترسازي و فراهمشدن زمينههاي تغيير رفتاري بخشي از جمعيت يک کشور، نوعي فرآيند بلندمدت است که جزو اهداف راهبردي قدرتهاي بزرگ بوده و بهطور عمده در پرتو راهبردهاي منطقهاي و بينالمللي تعريف ميشود. اين بسترسازي و حتي به ثمررساندن عمليات نفوذ کارويژه اصلي عمليات رواني است. چنانچه در جريان يک پروژه براندازي، عمليات رواني با موفقيت پيش رود و نظام سياسي حاکم، فاقد رهبري سياسي خردمند بوده و دچار ضعف دروني شده باشد، به احتمال زياد نفوذ صورت ميگيرد.  و در اين ميان بستر انتخابات، بهترين فضا و موقعيت را براي اجرايي کردن عمليات نفوذ در اختيار نظام سلطه قرار ميدهد، که مقابله با آن  هوشياري آحاد جامعه را ميطلبد.

رود انتخابات و تورهاي نفوذ

سيدعبدالمجيد پيشبين اشكوري

امروزه مشاركت سياسي، نفوذ و امنيت ملي از جمله مباحث مهمي هستند كه توجه همه دولت‏ها را به خود معطوف كرده و آنان برآنند تا با استفاده از همة سرمايههاي مادي و معنوي خود با تقويت عوامل برقراري وفاق، اقتدار و ارتقاي ضريب امنيت ملّي، مقبوليت و مشروعيت سياسي خود را در بين تکتک مردم به اثبات رسانند. مشاركت بهواقع، تجلّي مشروعيت سياسي(نه لزوماً شرعي والهي) حاكميت و ضامن تأمين و ثبات است؛ زيرا مشاركت مردمي مي‏تواند به مثابه مؤثرترين و مناسب‏ترين پشتوانه براي حلّ و فصل معضلات و بحران‏هاي سياسيـاجتماعي، فرهنگي و امنيتي مورد استفاده قرار گيرد و آرامش و امنيت اجتماعي را براي جامعه به ارمغان آورد؛ از اين رو هر دولتي كه بتواند جلوه‏هاي بيشتري از همكاري و همدلي توده‏هاي مردمي را در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و بخصوص در دفاع از كشور و حكومت در مقابل تهديدهاي داخلي و خارجي به دست آورد، در جامعه بين‏المللي از اعتبار، شخصيت و موقعيت برجستهتري برخوردار ميشود.

به عبارت ديگر، نظامهاي سياسي بر پايه اعتماد عمومي و اراده مردم استمرار مييابند و اقتدار آنها به ميزان و چگونگي مشارکت و دخالت مردم بستگي دارد. اين مشارکت در قالبهاي مختلفي از جمله شرکت مردم در انتخابات و همهپرسيها و حساسيت نسبت به نوع جريان امور در کشور و ميزان دلبستگي آنها به نظام حاکم بر جامعه و حمايت از آن نمود مييابد و به نمايشگاهي از اقتدار و امنيت يك نظام تبديل ميشود و گاه با عدم مشاركت زمينه فروپاشي يك نظام را فراهم ميسازد. از همين رو است كه اسلام نيز به ضرورت و اهميت مشارکت انسانها در تعيين سرنوشت خود، در استمرار و اقتدار نظام ولايي در امنيت و درتحقق اهداف توجه ويژهاي کرده است؛ چنانکه امام علي(عليهالسلام) خطاب به مردم مصر ميفرمايند:

اي مردم مصر! نگوييد ما سرپرستي چون مالک و امامي چون علي(ع) داريم؛ اگر در صحنه حاضر نباشيد، شکست ميخوريد. ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستيم؛ جامعهاي که در خواب باشد، دشمن بيدارش او را رها نميکند.»

با نگاهي به آموزههاي اسلامي درباره مشارکت درمييابيم كه مشاركت مردمي در درجه اول از طبع اجتماعي انسان سرچشمه ميگيرد؛ و در درجه دوم، نوعي تعهد و قبول مسؤوليت فردي و اجتماعي است که همه افراد انساني ناگزير به پذيرش آن هستند. اين تعهد و مسؤوليت ممکن است در قالب فعاليتهاي معيّن مانند بسياري از رفتارهاي اخلاقي و اجتماعي، و يا ساختار حقوقي و اقتصادي و سياسي صورت گيرد و خود را در تمام بخشها و يا بخشي از جامعه با واكنشي خاص نشان دهد. به همين سبب است که رهبر فقيد انقلاب و بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي خواستار حضور مردم در صحنه سياست شدند و فرمودند:

«اگر مردم متدين در امور سياسي دخالت نکنند و يک صدمهاي به اسلام برسد، هر يک از ما در محکمة عدل الهي مسؤول هستيم... مگر ميتواني بگويي اسلام چه ربطي به من دارد؟ تو مکلّفي حفظ کني؛ امانت خداست.»

 چنين نگاهي از سوي امام راحل(ره) كه همان نگاه اسلام ناب محمدي(ص) است، نظام سلطه را از همان آغاز انقلاب به چالش كشاند و اين نظام را بر آن داشت با ابزارهاي متفاوت بهويژه نفوذ به مقابله با نظام اسلامي بپردازد.

«عمليات نفوذ» از جمله روشهاي بهنسبت جديد و موفق مداخله سياسيـامنيتي در کشورهاي مستقل به شمار ميرود.که به موازات اهميتيافتن رويکردهاي نرم در سياست خارجي کشورها، زورمداران عرصه سياست بينالملل نيز تلاش کردهاند بيشترين استفاده را از آن براي ايجاد تغييرات درونسيستمي دولتها ببرند.

 از آنجا که عمليات نفوذ به طور عمده در فضاي سياست‌‌زده رخ ميدهد، زمان انتخابات بستر بسيار مناسبي براي اجراييکردن عمليات نفوذ فراهم ميآورد. تجربه تاريخي ملت مسلمان و انقلابي ايران ثابت کرده است که نظام سلطه هيچگاه اين فرصت را از دست نداده و نخواهد داد. نگاهي به رابطه نفوذ و انتخابات با استفاده از تجارب گذشته ميتواند ما را در خنثيسازي اين پروژة دشمن كمك كند.

مفهوم نفوذ

واژه Influence در لغت به معناي کنش يا قدرتي است که نتيجهاي را بدون بهکارگيري آشکار زور يا بدون إعمال مستقيم فرمان، توليد ميکند و دراصطلاح عبارت از اعمالي است که مستقيم يا غيرمستقيم باعث تغيير در رفتار يا ديدگاه ديگران ميشوند.

نفوذ، شکلي از قدرت است؛ اما متمايز از کنترل، اجبار، زور و مداخله. نفوذ را ميتوان رابطه ميان بازيگراني دانست که به موجب آن، يک بازيگر، بازيگران ديگر را وادار ميکند تا به طريقي که خواست خود آنها نيست، عمل کنند. پول، غذا، اطلاعات، دوستي، مقام و تهديد، از جمله وسايلياند که فرد بهکمک آنها در رفتار ديگران نفوذ ميکند.

به عبارتي ديگر،توانايي فرد از تغييردادن رفتار ديگران بدون داشتن موقعيت رسمي و فراگرد اثرگذاري بر افکار، رفتار، يا عواطف شخص ديگر را نفوذ گويند. امروزه اين شكل از قدرت را ميتوان كارآمدترين سلاح در به زانو درآوردن طرف مقابل به شمار آورد.

نفوذ و قدرت

نفوذ، پاسخ رفتاري نسبت به اعمال قدرت و يا بهعبارت ديگر، نتيجه‌‌اي است که از طريق بهکارگيري قدرت نرم حاصل ميشود[در مقابل قدرت سخت که به معناي نتيجه حاصل از بهکارگيري قدرت نظامي است]. در تعاريف، از «نفوذ» بهعنوان مکانيسمي براي اثرگذاري بر ديگران استفاده شده است. اگر شخصي بتواند ديگري را متقاعد کند که عقيدهاش را درباره يک يا چند موضوع تغيير دهد، رفتاري را انجام دهد و يا از انجام آن خودداري کند و به محيط پيرامون خود، بهشکلي خاص بنگرد، نفوذ، تحقق يافته و «قدرت»، به کار گرفته شده است.

انواع نفوذ

با نگاهي به تاريخ و مطالعه تمدنها، نهضتها و انقلاب ميتوان گفت كه نفوذ مسأله تازهاي نيست. در نهضت و انقلاب اسلامي هم نفوذ سابقه داشته، اما به دليل وضعيت کنوني نظام اسلامي و توطئههاي دشمنان، اين روزها موضوع «نفوذ» در زمره مهمترين اخبار و تحليلها قرار گرفته است و هشدارهاي متعدد مقام معظم رهبري عمق نگراني ايشان از اين مساله و نزديکبودن خطر را نشان ميدهد. ايشان در تعدادي از سخنرانيهاي خود، نفوذ و انواع آن را تشريح کرده‌‌اند که با جمعبندي آنها ميتوانيم به انواع نفوذ از نگاه مقام معظم رهبري دست يابيم.

به اعتقاد مقام معظم رهبري، دشمنان نظام براي تحقق نفوذ در کشور ما ميلياردها دلار هزينه ميکنند و تلاش آنها به عرصهاي خاص منحصر نميشود، بلکه آنها در هر عرصه اهداف مشخصي دارند. حضرت آقا در برخي از بيانات خود، انواع نفوذ را به چندگونه تقسيم مي‌‌کنند، که ميتوان آنها را اين گونه فهرست كرد:

1. نفوذ موردي(فردي)----» سادهترين شکل نفوذ همين نفوذ موردي است که در آن دشمن جاسوس يا جاسوساني را در لباس دوست وارد دستگاه مورد نظر ميکند و ميکوشد تا از طريق آنها به اهداف خود برسد. هدف در اين مدل از نفوذ، گاه کسب اطلاعات و يا ارائه اطلاعات نادرست و گاهي دخالت در امور تصميمگيري است تا تصميمهاي آن نهاد يا سازمان در راه منافع دشمنان گرفته شود.

2. نفوذ اقتصادي----» حوزه اقتصاد يکي از عرصههاي تلاش دشمنان براي نفوذ است. در اين حوزه دشمن ميکوشد به گونهاي عمل کند تا اقتصاد ايران به سمت وابستگي پيش رود و هيچگاه به خودکفايي دست نيابد. آنها سعي ميکنند تا اقتصاد ايران را به دست گيرند تا هرگاه اراده کنند، کشور را به زانو درآورند. دشمن در اين عرصه بسيار تلاش ميکند و هزينههاي سنگيني به دوش گرفته است اما اين حوزه نفوذ به نسبت نفوذ در حوزههاي سياسي، فرهنگي، امنيتي و... اهميت کمتري دارد.

3. نفوذ امنيتي----» در اين حوزه، نفوذ بيشتر جنبه سختافزاري دارد و در اين عرصه نهادهاي نظامي و انتظاميکشور(نيروهاي مسلح) بايد هوشيار باشند. دشمن سعي ميکند از راههاي گوناگون، به تواناييهاي نظاميکشور و نيز ضعفهاي آن پي بَرَد تا در زمان مناسب، امنيت کشور را مورد خطر قرار دهد. به اعتقاد مقام معظم رهبري، دشمن در اين عرصه همواره شکست خورده است.

4. نفوذ سايبري----» دشمن در اين عرصه اهداف مختلفي را دنبال ميکند؛ در بخشي درصدد است تا به باورها و ارزشهاي ايراني اسلامي حمله کند، در بخش ديگر ميکوشد مردم را نااميد و چنين القا کند که کشور وضع آشفتهاي دارد. در بخش ديگر تلاش ميکند تا با حملات هکرهاي خود، سايتهاي دستگاهها و نهادهاي مختلف کشور را هک کرده، به اطلاعات موردنياز خود دست يابد. اين عرصه از نفوذ، مکمل نفوذ فرهنگي و امنيتي است.

5. نفوذ سياسي----» اين شکل از نفوذ ابتدا در مراکز تصميمگيري، و اگر نشد، در عرصه تصميمسازي اتفاق ميافتد و هدف از آن اين است که تصميمهاي مسؤولان بر مبناي خواست دشمن باشد. نمونهاي از اين نفوذ، تلاش انگلستان براي دخالت در هند در قرن 19 و 20 بوده است. اين نفوذ به گونهاي است که مسؤول مورد نفوذ گاه ناآگاهانه با تصميمهاي خود در جهت تامين منافع دشمن گام برميدارد. اين عرصه از نفوذ با نفوذ موردي متفاوت است؛ چه اينکه نفوذ موردي تنها به سياست مرتبط نيست و در ساير حوزهها عمل ميکند؛ اما نفوذ سياسي به صورت گسترده در ساختار سياسي کشور صورت ميگيرد.

6. نفوذ فکري-فرهنگي----» اين مدل نفوذ، مهمترين عرصه دشمن براي اعمال نفوذ است و ميزان دلارهايي که براي نفوذ فکريـفرهنگي خرج ميشود، بسيار بيشتر از ديگر هزينهها است؛ چراکه نفوذ فکري-فرهنگي همه حوزههاي جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد و به صورت يک کاتاليزور براي گسترش نفوذ دشمن در همه عرصه عمل ميکند. موفقيت دشمن در اين حوزه به معناي فراهمشدن زمينه نفوذ فراگير او در همه جاي کشور است.

7. نفوذ جرياني-----» مقام معظم رهبري در اين باره ميفرمايد: «نفوذ جرياني، يعني شبکهسازي در داخل ملّت؛ بهوسيلة پول که نقش پول و نقش امور اقتصادي اينجا روشن ميشود. عمدهترين وسيله دو چيز [است]؛ يکي پول، يکي هم جاذبههاي جنسي. افراد را جذب کنند، دور هم جمع کنند؛ يک هدف جعلي و دروغين مطرح کنند و افراد مؤثّر را، افرادي که ميتوانند در جامعه اثرگذار باشند، بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. آن سمت مورد نظر چيست؟ آن عبارت است از تغيير باورها، تغيير آرمانها، تغيير نگاهها، تغيير سبک زندگي؛ کاري کنند که اين شخصي که مورد نفوذ قرار گرفته است، تحت تأثير نفوذ قرار گرفته، همان چيزي را فکر کند که آن آمريکايي فکر ميکند؛ يعني کاري کنند که شما همانجوري نگاه کني به مساله که يک آمريکايي نگاه ميکند - البتّه يک سياستمدار آمريکايي، به مردم آمريکا کاري ندارد- همانجوري تشخيص بدهي که آن مأمور عاليرتبه سيا تشخيص ميدهد؛ در نتيجه همان چيزي را بخواهي که او ميخواهد. بنابراين خيال او آسوده است؛ بدون اينکه لازم باشد خودش را به خطر بيندازد و وارد عرصه بشود، شما براي او داري کار ميکني؛ هدف اين است، هدف نفوذ اين است؛ نفوذ جرياني، نفوذ شبکهاي، نفوذ گسترده؛ نه موردي. اگر اين نفوذ نسبت به اشخاصي انجام بگيرد که اينها در سرنوشت کشور، سياست کشور، آينده کشور تأثيري دارند، شما ببينيد چه اتّفاقي ميافتد؟ آرمانها تغيير پيدا خواهند کرد، ارزشها تغيير پيدا خواهد کرد، خواستها تغيير پيدا خواهد کرد، باورها تغيير پيدا خواهد کرد.»

با در نظر گرفتن بيانات رهبري انقلاب و فضاي به وجود آمده پس از توافق هستهاي بايد توجه داشت که عرصه انتخابات، فضاي بسيار مناسبي براي اجراييکردن انواع نفوذ است؛ از نفوذ فردي گرفته تا نفوذ جرياني. از اين رو بايد قبل از هر چيز، هدف دشمن از نفوذ رصد شود.

اهداف نفوذ

 مجريان «نفوذ» در راستاي دستيابي به براندازي نظام بهعنوان هدف بنيادين آنها، نخست به رتبهبندي و اولويتگذاري اهداف به صورت مرحلهاي ميپردازند که طيفي وسيع از اهداف را از جمله تغيير نگرش، دستکاري و کنترل درک و فهم مخاطبان بخصوص تصميمسازان و تصميمگيران را دربرميگيرد. دشمن ميکوشد تا با تغيير در انگيزهها و در نهايت رفتارسازي و ايجاد خلأ قدرت و نفوذ در قدرت، اهداف خود را عملي سازد. به نظر ميرسد ترتيب مراحل عمليات به صورت مزبور ضروري است و بايد سير منطقي آن حفظ شود.

از آنجا که عمليات نفوذ بهطور عمده در فضاي سياستزدة انتخابات و يا بحرانهاي مشابه سياسي، و با اهداف سياسي (تغيير رژيم سياسي حاکم) رخ ميدهد، به طور منطقي متن پيامهاي نفوذ نيز سرشار از هجمههاي سياسي ـ امنيتي به مخاطبان و در مورد وضعيت بسيار وخيم سياسي خواهد بود. اين مجموعه موضوعها و پيامها با زبان احساساتي، همراه با بيم و اميد  در سطحي گسترده منتشر ميشود كه اشاره به برخي مضامين تکراري و تأکيدي در اين پيامها ميتواند جامعه ما را كه در انتظار برگزاري انتخاباتي پرشور روزشماري ميكند، از اهداف پيدا و پنهان دشمن آگاه سازد.

هجمه به شأن و جايگاه رهبران عاليرتبه کشور هدف و بياعتبارکردن و رودررو قرار دادن آنها به منظور ايجاد اختلاف و تشتت.

بدنام و نشان کردن، تخريب و فشار بر دستگاهها و نهادهاي حاکميتي بخصوص شوراي نگهبان و نهادهاي امنيتي مؤثر و کارآمد در کنترل بحران .

ايجاد شبهه، شايعه و بياعتمادي به نتايج و ماهيت فعاليتهاي سياسي به ويژه در 

دوره انتخابات . (مانند طرح ادعاي تقلب در انتخابات و تأکيد بر ابطال آن در فتنه سال 88).

تقويت گروهها و سازمانهاي مخالف در کشور هدف و وارد کردن آنان به مقاومت و فشار بر سران کشور هدف.

تلاش براي القاي اعمال فشارهاي سياسي بين‌‌المللي بر واحد سياسي هدف و فقدان مشروعيت بينالمللي

انتشار شائبة اختلاف درونسازماني بين مديران و فرماندهان امنيتيـاطلاعاتي و تسويهحسابهاي درونتشکيلاتي.

بزرگنمايي و اغراق در نارساييها و نقاط ضعف جريانهاي رقيب

تلاش براي دوقطبي کردن جامعه، مردم، مسؤولان سياسي، کارکنان ادارات و مراکز دولتي.

 بديهي است دشمن در صورتي در تحقق اين اهداف ناكام ميماند كه ملت در گام نخست، ماهيت پيامها را شناخته، در دانشافزايي خود كوشا باشد.

و...

جامعة هدفِ عمليات نفوذ

مجريان عمليات نفوذ در پي آنند که طيف خاصي از مردم را که احساس همسازيشناختي بيشتري با آنها دارند، جذب کنند. در اين راستا چنانچه گرايشها، درک و استنباط گروهي از مردمـبراي مثال حاميان يک کانديداي خاصـ با عاملان عمليات رواني همخواني قبلي داشته باشد، با توجه به اين همسازيشناختي(درک مسائل و تحولات به طور يکسان) آنها را مخاطب خود قرار داده و از ميانشان افرادي را گزينش و به تور خود هدايت ميكنند. تأثيرگذاري عمليات نفوذ بر مخاطبان، به همسازيشناختي مخاطب و مجري عمليات بستگي دارد. اين امر باعث ميشود از ميان انواع مخاطبان، «مخاطب مراودهاي» براي دريافت پيامها شکل بگيرد و اين، عمليات نفوذ را عميقتر ميسازد.

نگرش اصلي عمليات نفوذ، همسويي با نيازهاي عموميمخاطبان برانگيخته شده در اوضاع سياسي ملتهب و متشنج است. در اين اوضاع، مجريان عمليات نفوذ در پي تقويت و تشديد خواستهها و ايدههاي جمعيت حاضر برميآيند و از آنجا كه با توجه به گرايشهاي سياسي مختلف درون جامعه، نميتوان کل يک جامعه را به عنوان حاميان نفوذ دانست آنان براي خود پوششي نيز فراهم ميسازند.

بنابراين با توجه به گستردگي مخاطبان، ميتوان گروه خاصي از مخاطبان را بر مبناي برخي علائق، نيازها و رجحانها شکل داد و به اجراي عمليات بر روي آنها پرداخت. اين نوع مخاطبان، به طور معمول جمع سادهاي از افراد پراکندهاند که جز «همسازيشناختي» هيچ تعلق متقابل ندارند.

مهمترين حوزه نفوذ

مهمترين حوزه نفوذ، فرهنگ و عناصر اصلي پنجگانه آن ميباشد. اين عناصر عبارتند از:

1. عقايد و باورها: مراد از عقايد و باورها در اينجا، «نظام فکري» شامل بنياديترين لايههاي ذهني ميشود كه پايههاي اساسي نظام بينشي انسان را شکل ميدهند.

2. نگرشها: منظور از نگرش؛ برداشت، تلقي و قضاوت نهايي يک فرد درباره يک مفهوم، پديده يا شخص است. امکان دارد اين برداشت و تلقي، مطابق يا برآيند آگاهيهاي او و يا حتي مغاير با برخي آگاهيهاي وي باشد. و نيز ممکن است تنها چند آگاهي از ميان تمام آگاهيهاي مربوط به يک موضوع يا مفهوم، نگرشي را در فرد ايجاد کند. به عبارت ديگر، شايد بتوان گفت: «نگرش، مساوي با همه آگاهيها نيست، بلکه نوعي جمعبندي و يا برداشت منتخبي از آگاهيهاست.» برخي از اوقات ممکن است نگرشها با عقايد همپوشاني داشته باشند؛ چون به طور کلي نگرش به ارزيابي نهايي افراد درباره هر چيزي اطلاق ميشود.

نکته قابل توجه اينکه از اين عنصر بيش از عناصر ديگر در عمليات نفوذ استفاده ميشود؛ چراکه ايجاد تغيير و نفوذ در نگرش عموم مردم  حتي در نخبگان بسيار آسانتر از نفوذ در حوزه عقايد و باورهاست.

3. علائق و گرايشها: گرايشها و علاقهمنديهاي افراد نيز جزء اموري است که ميتواند به عنوان عناصر کليدي فرهنگ تلقّي شود. گرايش اگرچه مانند برخي ديگر از عناصر فرهنگ، دروني و شخصي محسوب ميشود ولي به هر حال بروز بيروني پيدا ميکند و قابل شناسايي است و هنگاميکه وجه مشترک افراد يک جامعه ميشود، يک عنصر فرهنگي به حساب ميآيد.

4. رفتارها و آداب شخصي: نوع رفتارهاي شخصي آدمهاي يک جامعه و آدابي که چگونگي رفتار انسان را در موقعيتهاي مختلف زندگي شخصي تعيين ميکنند، يکي از مهمترين بخشهاي فرهنگ به حساب ميآيند. مقوله «سبک زندگي» و نفوذ در مسير تغيير آن از اسلاميـايراني به غربي بيشتر با اين بخش تناسب دارد.

5.  نمادها و نشانهها، آيين و رسوم اجتماعي: منظور، آن دسته از آداب اجتماعي است که چگونگي تعاملات انسان را در مناسبات اجتماعي و زندگي جمعي تعيين ميکند. رسوم مربوط به اظهار غم و شادي، سوگواريها و اعياد و ... . 

نمادها و نشانهها هم جزئي از فرهنگ يک جامعه محسوب ميشوند ولي بيشتر تبعي و فرعي هستند،  نمادها ميتوانند در تظاهرات و ظهور و بروز هر يک از اين عناصر فوق به کار گرفته شوند و معاني خاص خودشان را القا کنند.

منابع نفوذ

به نقاط ضعف موجود در جامعه هدف که دشمن ميتواند از طريق آنها برنامه نفوذ خود را اجرايي کند منابع نفوذ ميگويند. مهمترين اين منابع عبارتند از: وابستگان فکري، جهل، تمايلات، وابستگي به مهاجمان در حوزههاي مختلف،

نقاط ضعف موجود در مديريت فرهنگي وتوليدات فرهنگي، مشکلات و کاستي‏هاي اقتصادي و اجتماعي، نقاط ضعف موجود در مديريت سياسي، پتانسيلهاي واگرايي، و... .

تاکتيکهاي نفوذ در هنگام انتخابات

با در نظر گرفتن آنچه تاكنون گفته شد، بايد اذعان كرد دوران انتخابات، بهترين دوران براي دشمن به منظور اجراييكردن اهداف خود است. البته مراحل و عناصر عمليات رواني، به منظور نفوذ و اثربخشي در صحنه انتخابات، نيازمند تاکتيکهاي کارآمد عملياتي است. بر اساس آنچه در روانشناسي سياسي، به عنوان انگيزههاي رفتاري افراد شناخته ميشود، شاخصههاي اجرايي عمليات رواني در بستر نفوذ ميتواند به کمک تاکتيکهاي اتخاذشده، تأثيرگذارتر شود. اين تاکتيکها با توجه به ماهيت نظام شناختي، ارزشي و هيجانيِ جامعه هدف شکل ميگيرد. به سبب ارتباط مستقيم تغيير نگرشها با نظام شناختي- ادراکي افراد، مجريان عمليات رواني نفوذ، تاکتيکهاي عملياتي خود را با اتکا به اين سيستم برميگزينند؛

1. تاکتيک همدلي: هدف راهبرد عمليات رواني در جريان نفوذ رفتارسازي است که لازمه آن، ايجاد نوعي همسازيشناختي بين مخاطب و مجري عمليات رواني است. از اينرو القاي وجود نوعي هدف مشترک و ايجاد احساس همراهي و همنوايي در دستور کار جريان نفوذ قرار ميگيرد.

2. تاکتيک تغذيه اطلاعات غلط: اين تاکتيک، تنشزاترين اقدام توسط مجريان عمليات رواني به شمار ميآيد که تأثيرات آن همانند «بنزين بر آتش» در فضاي متشنج و مبهم سياسي در آستانه انتخابات است. به سبب اهميت اخبار و اطلاعات، مخاطبان در چنين فضاي ملتهبي چندان در پي صحت و سقم آن برنميآيند. در اين وضعيت، تزريق اخبار و دادههاي کذب و در عين حال هيجانبرانگيز موجب تشديد بههمريختگي دستگاه محاسباتي و نظام انگيزشي مخاطبان ميشود وفضا را براي تلقين نگرشهاي دلخواه دشمن فراهم ميسازد. از آنجا كه اين تاکتيک بسيار سريعتر از تاكتيكهاي ديگر موجب «تغيير نگرش» و بروز بدبيني عميقتري به دولت حاکم ميشود، از اهميت ويژهاي نزد جريان نفوذ برخوردار است.

3. تاکتيک تکرار: تکرار يک مطلب، اهميت آن را نزد مخاطب افزايش ميدهد. در اين شيوه، رسانههاي عمليات رواني آنقدر يک موضوع را تکرار ميکنند که به طور ناخودآگاه جزو حافظه شنوندگان و مخاطبان قرار ميگيرد.

4. تاکتيک سلبي: در اين تاکتيک، مجريان ميکوشند افکار منفي، تضعيفکننده و حوادث دهشتناک را به مخاطبان القا کنند و با تهييج و ارعاب، اراده آنها را تغيير دهند.

در «عمليات رواني راهبردي سلبي» شامل فعاليتهاي گسترده و بلندمدت، تلاش ميشود با استفاده از نقاط آسيبپذير سياسي، عمليات رواني عليه مردم يک جامعه به کار رود. اين مساله باعث سستي عقايد و آرمانها شده، اراده يا روحيه ملي را شکننده ميسازد. يکي از مهمترين آثار اين نوع عمليات، بروز ترديد نسبت به شخصيتهاي  فکري، سياسي و فرهنگي است.

به نظر ميرسد بسترسازي و تغيير نظام باورهاي  مردم کشورهاي هدف، از طريق عمليات رواني راهبردي دستيافتني  است. فراهمکردن زمينههاي گرايش به تغيير رفتارها، تصميمها و حتي نظام سياسي از طريق تهاجم به ارزشها و آرمانهاي سياسي، کمرنگساختن عقايد و باورهاي مذهبي بهويژه در کشورهايي که در آن مباني مشروعيت سياسي به شمار ميرود، انفعال سياسي مردم در قبال مداخله بيگانگان در امور داخلي و...، از اهدافي است كه در چارچوب عمليات نفوذ راهبردي معنا مييابد.

نتيجهگيري

با نگاهي دوباره به آنچه گذشت و آنچه مردم در اسفند 94 پيش رو دارند، بايد گفت جريان نفوذ، بيش از هر زمان ديگري فرصت دارد تا تور نفوذ را بگستراند و با گلآلودكردن فضاي انتخابات به صيد طعمه بپردازد. هوشمندي مردم و مسؤولان و توجه به رهنمودهاي رهبري معظم انقلاب ميتواند رود هميشه جاري مشاركت مردمي را از گزند تورهاي نفوذ محفوظ دارد.