يكي «مَحرم» ديگري «اجنبي»

«خودي» و  غير خودي»  از منظر مقام  معظم  رهبري

علي اكبر عالميان

اشاره

بحث «خودي» و «غير خودي» كه حدود ده سال پيش از سوي رهبر معظم انقلاب مطرح شد، سبقه‌اي ديرينه دارد. با رشد قارچ گونه جريانات ضد انقلابي، يعني همان غير خودي‌ها و نفوذ در لايه‌هاي جريانات وفادار به انقلاب، حضرت آيت الله خامنه‌اي با احساس خطر نسبت به استحالة جريان خودي، جناح ها و جريانات سياسي معتقد به نظام را از نفوذ غير خودي‌هاي برحذر داشتند. در اين مقال سعي شده است تا ديدگاه‌هاي رهبر فرزانه انقلاب در بحث خودي و غير خودي، مورد واكاوي دوباره قرار گيرد.

مستندات قرآني و روايي بحث «خودي و غير خودي»

خودي و غير خودي را داراي قدمتي طولاني است؛ چه آن‌كه جنگ بين حق و باطل، كفر و ايمان، مَحرم و اجنبي، دوست و دشمن و ... قدمتي ديرينه دارد. مراجعه به مستندات قرآني و روايي بر اين مهم صحّه مي‌گذارد كه خودي و غير خودي، مفاهيمي ريشه‌دار و داراي سابقه‌اي طولاني به وسعت تاريخ بشريت است.

1.مستندات قرآني: قرآن، مرزبندي بين حق و باطل، جبهة مؤمنين و كفار و تقسيم افراد به دو گروه خودي و غير خودي را به صراحت مورد اشاره قرار مي‌دهد. استفاده از اصطلاحاتي از قبيل «معه» و «مَعِيَ» و ... دلالت بر مبحث خودي بودن و اصطلاحاتي نظير «دونكم» و ... بيانگر بحث غيرخودي در تقسيم‌بندي انسان‌هاست. حضرت نوح   (ع) ضمن تقسيم مردم زمان خود به دو گروه فوق الذكر، از خداوند متعال نجات از شرّ و غير خودي‌ها را طلب مي‌كند و خداوند هم دُعاي او را مستجاب كرده، مي‌فرمايد: «فَاَنجيناهُ و مَنْ معه».1 خدا همچنين هود و امت او را به دو دسته تقسيم نموده و دربارة آن‌ها مي‌فرمايد: «فَاَنْجَيْناهُ و الذين مَعه برحمةٍ مِنّا و قَطَعْنا دابِرَ الذين كذّبوا بِاياتنا و ما كانوا مؤمنين»؛2 ما هود و كساني را كه با او بودند، به رحمت خود نجات داديم و آن‌هايي كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نداشتند، به هلاكت رسانديم. همچنين قرآن دربارة امت پيامبر اسلام (ص) خودي‌ها را كساني مي‌داند كه در برابر كفار سخت‌‌گيرند، در حالي كه با خود مهربانند؛ «محمدٌ رسولُ الله و الذين مَعَهُ اَشّدِاءُ علي الكفّار رُحَماءُ بَينَهمْ»؛3 محمد فرستاده خدا و كساني كه با او هستند [خودي‌ها] بر كافران [غير خودي‌ها] سخت دل و شديد و با يكديگر [خودي‌ها] مهربانند. خداوند در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لا تَتَّخِذوا بطانَةً مِن دونكم لا يَألونَكُم خبالاً»؛4 اي مؤمنين! از غير خودي، كسي را به دوستي نگيريد كه آن‌ها از هرگونه شرّ و فسادي دربارة‌ شما كوتاهي نمي‌كنند.

2. مستندات روايي:  احاديث و روايات نيز بر وجود دو دستة خودي و غير خودي تأكيد دارند. در زمان ائمه طاهرين (عليهم السلام) شيعيان جهت اشاره به دو گروه خودي و غير خودي از الفاظ و اشاراتي نظير «نحن» و «هولاء» بهره مي‌گرفتند. ائمه (عليهم السلام) نيز در تبيين دسته‌بندي فوق، جبهة خودي را با عنوان «دوستان خدا» و جبهة غير خودي را با عنوان «دشمنان خدا» مخاطب قرار مي‌دادند؛ به عنوان نمونه، امير مؤمنان، علي (ع) در فرمايشي تأكيد مي‌كنند:‌ «دوست پيامبر خدا، حضرت محمد (ص) كسي است كه اطاعت پروردگار كند، هر چند كه با آن حضرت نسبت فاميلي نداشته باشد و دشمن حضرت، كسي است كه معصيت خدا كند، اگرچه از اقوام نزديك آن گرامي باشد.»5 همچنين از منظر اهل بيت (عليهم السلام) مرز بين خودي و غير خودي، همان كفر و ايمان است؛ چنانكه وقتي معاوية بن ابي‌سفيان مي‌كوشيد تا با استفاده از عباراتي مانند «ما و شما از يك قبيله‌ايم» خود را جزء جبهة خودي معرفي مي‌كند، حضرت علي (ع) در پاسخي حكيمانه خاطرنشان كردند: «چنان‌كه گفتي ما و شما پيش از اسلام دوست بوده و با همه بوديم، اما آنچه ديروز ما را از هم جدا كرد، اين بود كه ما ايمان آورديم و شما به كفر گراييديد و عامل جدايي امروزمان اين است كه ما پايداري ورزيده‌ايم و شما به انحراف كشيده شده‌ايد.»6

تأكيد ائمه اطهار(عليهم السلام) بر وجود دو دسته خودي و غير خودي، حتي در زيارتنامه‌ها و ادعيه مهم نيز مورد توجه قرار گرفته است؛ به گونه‌اي كه در فرازي از زيارت عاشورا بر وجود اين دسته‌بندي تأكيد شده است: «اِنّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ و حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُم»؛ من دوست و خواهان كسي هستم كه دوست و خواهان شماست [خودي] و دشمن كسي هستم كه با شما دشمني كند [غير خودي].

محور جريان خودي و غير خودي در كلام مقام معظم رهبري

با توجه به بيانات رهبر معظم انقلاب، مي‌توان جريان خودي و غير خودي‌ را بر محور جريانات سياسي كشور – نه آحاد ملت – استوار دانست. ايشان در اين مورد خاطرنشان مي‌كنند: «گفته مي‌شود خودي و غير خودي، حالا خودي و غير خودي داريم يا نداريم؟ اگر بخواهيم ملت را حساب كنيم، نه؛ آحاد ملت همه خودي‌اند، اما جريانات سياسي، بله؛ جريانات خودي داريم، جريانات غير خودي داريم.»7 رهبر معظم انقلاب بر همين مبنا، مخاطب تعبير خودي و غير خودي را فعالان عرصه سياسي كشور كه موجب جريان‌سازي سياسي مي‌شوند، مي‌دانند و مي‌فرمايند: «منظور از اين تعبير [خودي و غير خودي] عموم مردم نيستند، بلكه مخاطب آن فعالان و تأثيرگذاران در عرصة سياسي كشور هستند.»8

ايشان با توجه به احتمال سوء برداشت برخي فرصت‌طلب از اين تعبير و سوء استفادة آنان در دامن زدن به اختلاف بين جناح‌هاي معتقد به نظام و انقلاب، تأكيد مي‌كنند: «... عده‌اي از روي كج سليقگي يا بد فهمي يا موذي‌گري، بحث خودي و غير خودي را با جناح‌هاي كشور تطبيق مي‌كنند كه خيلي حرف بي‌ربطي است. نه؛ همة جناح‌هاي انقلاب، جزء مجموعه‌هاي خوديِ كشورند.»9 از مجموع بيانات رهبري مي‌توان به سه نتيجه مهم دست يافت: اول آن‌كه همة آحاد ملت خودي‌اند و نمي‌توان آنان را غير خودي دانست؛ دوم آن‌كه محور بحث جريان خودي و غير خودي را بايد در جريانات سياسي جست‌وجو كرد و سوم آن‌كه جريانات و جناح هاي معتقد به نظام، انقلاب و آرمان‌هاي امام (ره) جزء جبهه خودي محسوب مي‌شوند و جرياني كه مي‌توان آن را مخاطب بحث غير خودي دانست، جريان بي‌اعتقاد به نظام، انقلاب و امام است.

شاخصه‌هاي خودي و غير خودي

رهبر معظم انقلاب در بيان شاخص‌هاي نيروهاي خودي و غير خودي به مؤلفه‌هايي اشاره مي‌نمايند كه مي‌توان آن‌ها را تبيين كننده معناي اين دو مقوله دانست:

1.خودي: ايشان در بيان معناي مقولة خودي مي‌فرمايند: «خودي آن‌ است كه دلش براي اسلام مي‌تپد؛ دلش براي انقلاب مي‌تپد؛ به امام ارادت دارد؛ براي مردم به صورت حقيقي – نه ادعايي – احترام قائل است.»10 و در جاي ديگر در بيان شاخصه‌ها و اصول نيروهاي خودي، خاطرنشان مي‌شوند: «... اعتقاد به حاكميت اسلام، راه امام (ره)، استقلال كشور، پاسداري از نظام جمهوري اسلامي، تلاش براي حلّ مشكلات مردم و تأمين عدالت و ايستادگي در مقابل نفوذ مستكبران، به ويژه آمريكا، معيارهاي تشخيص حقانيت افراد و جناح‌ها است.»11

اشاره رهبري به مؤلفه‌هايي از قبيل موارد فوق، بيانگر شاخصه‌هاي اساسي نيروهاي خودي است. غير از اين – با توجه به مجموعه بيانات رهبري – مي‌توان اجمالاً موارد ذيل را به عنوان اساسي‌ترين شاخصه‌هاي جريان خودي مورد اشاره قرار داد:

1 – 1- التزام عملي به اسلام: التزام عملي به اسلام و آموزه‌هاي آن را بايد اصلي‌ترين شاخصة جريان خودي به شمار آورد؛ چه آن‌كه نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي شاكله‌اي كاملاً ديني و مذهبي دارد. بنابر تأكيد رهبر انقلاب «… همة كساني كه در صحنه سياسي كشور حضور دارند، به ارزش‌ها و پايه‌هاي اساسي اين انقلاب اعتماد كنند. بدانيد آن چيزي كه مي‌تواند اين كشور را نجات بدهد، همان چيزهايي است كه همه در اسلام مندرج است و اسلام است كه مي‌تواند…».12

اشارة مقام معظم رهبري درباره نجات بخش بودن اسلام براي ملت ايران و لزوم پايبندي جريان خودي به آموزه‌هاي اسلام بر اهميت نقش «التزام عملي به اسلام» به عنوان يك شاخصة بسيار مهم براي جريان خودي تأكيد دارد. به اعتقاد ايشان «نظام اسلامي به ايمان اين خيل عظيم مردم متكي است. ممكن است از لحاظ سياسي، يك عده از مردم به يك جناح، يك عده هم به يك جناح ديگر معتقد باشند – باشند – اما به اسلام معتقدند. خيال نكنند آن روزي كه آن جناح در انتخابات برنده مي‌شود، طور ديگري است، نه؛ اين‌ها مذاق‌ها و مسلك‌هاي سياسي و تشخيص‌هاي سياسي است. اعتقاد به اسلام متعلق به اين مردم است. مردم آن كسي را انتخاب مي‌كنند… كه معتقدند براساس ارزش‌هاي اسلامي مي‌خواهد اين مملكت را از فقر و تبعيض و بي‌عدالتي و بقية ضعف‌هايي كه دارد، نجات بدهد. مردم دنبال اسلامند.»13 در مقابل مي‌توان، شاخصة ‌مهم جريان غير خودي را نيز عدم التزام اين جريان به اسلام و آموزه‌هاي آن دانست؛ همان‌گونه كه در طول مدت عمر سي ساله نظام، عدم پايبندي غير خودي‌ها به اسلام كاملاً آشكار بوده است.

1 – 2 – پيروي از خط امام: پيروي از خط امام، خط قرمزي است كه جريان خودي را از جريان غير خودي جدا مي‌سازد. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي: «آنچه كه امروز متن جامعه ماست، همان خط و راه امام است. آنچه كه ما آن را به صلاح دين و دنياي خودمان مي‌دانيم، همان چيزي است كه با انگشت اشارة امام در مقابل ما باز شد و قدم در آن گذاشتيم… و در آن حركت كرديم و باز هم تا جان در بدن داريم، آن راه را ادامه خواهيم داد… خط جمهوري اسلامي اين است. غير از اين، ما راهي نداريم؛ غير از اين ما راه نجاتي نمي‌شناسيم؛ غير از اين، هيچ تكليف شرعي بر دوش خودمان احساس نمي‌كنيم. تكليف شرعي ما اين است.»14

پس از رحلت امام خميني (ره) آن‌هايي كه تا پيش از اين، همواره سنگ تبعيت از امام را به سينه مي‌زدند، به يك باره رنگ عوض كردند و با زير سؤال بردن انديشه‌ها و آرمان‌هاي ايشان، افكار متعاليِ محبوبِ ميليون‌ها ايراني و غير ايراني را شايسته سپرده شدن به موزة تاريخ دانستند! انديشة تخطي از خط و آرمان امام، افتادن در ورطة غير خودي است؛ ورطه‌اي كه به علت دوري از انقلاب و ملت ايران، به مهلكه‌اي جانكاه شباهت بيشتري دارد.

1 – 3 – عمل به قانون: قانون‌گرايي و التزام به قانون اساسي كه بسيار مستحكم و مترقي است، خط جدايي بين جريان خودي با غير خودي است. به تعبير حضرت آيت الله خامنه‌اي: «قانون اساسي ما يك قانون مترقي، بسيار مستحكم و بسيار هوشمندانه نوشته شده است. براساس اين قانون، همه چيز در جاي خود قرار دارد و قرار گفته است. توصيه من به همه… رعايت قانون است. اگر ما قانون را رعايت بكنيم، دشمن نمي‌تواند به طمع‌ورزي خود ادامه دهد.»15 قانون اساسي جمهوري اسلامي كه به دستور حضرت امام خميني (ره) و براساس جهان‌بيني اسلامي تدوين گرديد، نه تنها به عنوان يك ميثاق ملي بين همه جريانات سياسي مطرح مي‌گردد، بلكه به علت محتواي ديني آن، همان مبحث «التزام عملي به اسلام» را يادآور مي‌شود و مي‌تواند به عنوان يك شاخصة بسيار مهم براي جريان خودي مطرح گردد.

1 – 4 – رعايت خطوط قرمز: جريان خودي، به خطوط قرمز نظام و انقلاب توجه دارد و تخطي و تجاوز از آن را به هيچ عنوان جايز نمي‌داند. رهبر انقلاب اسلامي در اين مورد خاطرنشان مي‌كنند: «علاقه به كشور، پرورش يافتن در دامان انقلاب، برخورداري از نعمت بزرگ نظام اسلامي، دلسوزي نسبت به آينده، علاقه‌مندي به مردم؛ اين‌ها مشتركات است و بايد آن‌ها را حفظ كرد؛ به خاطر اختلاف جزيي نبايد به اين‌ها خدشه وارد كرد؛ اين براي ما يك فريضه و ضرورت است؛ اين فقط امري نيست كه «بهتر است» آن را مراعات كنيم؛ نه، «بايد» آن را مراعات كنيم؛ هر كس مراعات نكند، به منافع كشور و مردم و به سرنوشت انقلاب ضربه زده است.»16

اشارة رهبري بر لزوم رعايت خطوط قرمز و نه رجحان آن، بر اهميت نقش رعايت خطوط قرمز به عنوان تشكيل شاكلة‌ جريان خودي صحّه مي‌گذارد و در مقابل، نقش هنجارشكنان و متجاوزان از حريم خط قرمز را در تشكيل جريان غير خودي مورد تأكيد قرار مي‌دهد. جريان غير خودي هيچ‌گاه مقيد به خط قرمزهاي نظام نيست؛ چرا كه هيچ‌گونه اعتقادي به التزام به اسلام و رعايت قانون و مصالح و منافع كشور ندارد و خود را به اين اصول مهم مقيد نمي‌داند.

1-5- دشمن شناسي: مسئله مهمي كه بارها از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي مورد تأکيد فراوان قرار گرفته بحث «دشمن‌شناسي» است. ايشان در ابتدا با تعريف شاخصه‌هاي دشمن خاطر نشان مي‌كنند: «... دشمن كيست؟ هر كسي كه با حاكميت نظام مستقل مردمي ديني مخالف است، دشمن است. طمع ورزان، غارتگران، سودجويان، زراندوزان، زورگويان، وابستگان، مايلين به فساد و كساني كه از حاكميت فرهنگ ديني زيان شخصي ببينند، دشمن‌اند.»17 و سپس با اشاره به گروه‌هاي سياسي معتقد به نظام و متعلق به جبهة خودي تأكيد مي‌كنند: «من از همة‌ گروه‌ها ... خواهش مي‌كنم كه مراقب فريب دشمن باشيد.»18 ايشان با توجه به خطر نفوذ دشمن در بدنه نظام و تلاش آنان جهت استحالة نظام و انقلاب، دشمن‌شناسي را يكي بايدهاي جريان خودي دانسته، مي‌گويند: «... آنچه كه امروز بر دوش همة مردم است ... اين است كه تشخيص بدهند و بدانند كه اين نظام اسلامي، همچنان از آغاز ولايت خود با سرسخت‌ترين و وحشي‌ترين دشمنان مواجه بود. در ادامه كار هم با همان دشمنان روبه‌روست. مسئولان كشور... هيچ حرف و عملي از آن‌ها صادر نشود كه گرايش به اين دشمن قدار را نشان بدهد. هشيار باشند... دشمن بيدار است، شما هم بايد بيدار باشيد...»19

حضرت آيت الله خامنه‌اي هشياري در برابر دشمنان را از شاخصه‌هاي نيروهاي خودي و معتقد به نظام و انقلاب دانسته و مي‌فرمايند: «... امروز اگرچه ما همة مردم را به دقت و هوشياري در مقابل توطئه‌هاي پيچيدة‌ دشمن توصيه مي‌كنيم، اما آن كساني را كه با مسئوليت‌هاي گوناگون سر و كار دارند بيشتر توصيه مي‌كنيم؛ چون امروز دشمن با ملاحظة شوكت و اقتدار روزافزون جمهوري اسلامي، آهنگ حملات خود را نسبت به اين نظام، پرشتاب و تندتر كرده است... دشمن هنوز توطئه مي‌كند و تا مدت‌ها توطئه خواهد كرد. ما بايد بيدار باشيم و همچنان كه دشمن روش‌هاي دشمني خود را تغيير مي‌دهد، هوشياري‌هاي خودمان را زياد كنيم.»20 هشدار رهبر انقلاب به جبهة خودي مبني بر بيداري و هشياري در برابر دشمنان و تلاش در جهت خنثي‌سازي توطئه‌هاي آنان، نه تنها جريان خودي را نسبت به اين وظيفة مهم آگاه مي‌سازد، بلكه به شاخصة مهم جريان غير خودي كه همان «بي‌تفاوتي در برابر دشمن» است، اشاره مستقيم دارد.

1 – 6 – تهديد شناسي: مي‌توان يكي ديگر از شاخصه‌هاي جريان خودي را «تهديد شناسي» آنان دانست. جريان خودي بايد همان‌گونه كه دشمن را شناخت و به وجود آن باور پيدا كرد، تهديد‌ها را هم بشناسد و برآيند شكل‌گيري آن در جامعه را نيز ارزيابي نمايد و جهت خنثي‌سازي اين تهديدها تمام مساعي خود را به كار گيرد. رهبر انقلاب در اين مورد مي‌فرمايند: «... تهديدهايي هم هست؛ اين تهديدها را بايد شناخت. اين‌كه من اصرار دارم در همه گفته‌ها و اظهارات، چه در خطاب به نسل جوان، چه در خطاب به عموم ملت، تهديدهاي متوجه به كشور و ملت و به خصوص نسل جوان را تذكر بدهم، به اين خاطر است كه اهميت اين تهديدها خيلي زياد است. ... به سهم خودتان در مقابله با اين تهديدها كوشا باشيد.»21 ايشان با تبيين اين موضوع كه تهديدهاي آيندة ما عبارت از تهديدهاي خارجي و داخلي مي‌باشند، در بيان مؤلفه‌ها و مفاهيم تهديد در نظام جمهوري اسلامي خاطرنشان مي‌شوند: «... هر چيزي كه به سلامت و ايمان و عزم و نشاط لطمه بزند و كار و كوشش و تحصيل جوانان را معوق بگذارد، تهديد است. سرگرم شدن به مناقشات اجتماعي بيهوده، تهديد است. درگيري‌هاي داخلي تهديد است. بي‌اعتمادي به نظام و مسئولان تهديد است. البته غفلت مسئولان هم تهديد است. برنامه‌ريزي دشمن بيروني هم تهديد است. يك ملت بيدار، يك ملت آگاه، يك ملت زنده، يك ملت جوان، يك ملت انقلابي مثل ملت ما، بايد همه اين تهديدها را از سر راه خودش بردارد. »22

1 – 7 – زمان‌شناسي: زمان شناسي و آشنايي آن‌ها با بزنگاه‌هاي مهم و راه‌هاي برون رفت از حوادث دوران، يكي از مهم‌ترين شاخصه‌ها و بايدهاي جريان‌هاي خودي است. از علل و عواملي كه در طول تاريخ موجب عقب‌ماندگي ملت‌ها شد، عدم آشنايي آنان با نيازهاي زمانه و جريانات روز است. به تعبير رهبر معظم انقلاب: «... اشكال كار ملت‌ها و اشخاصي كه توسري خور زمانه باقي مي‌مانند و مغلوب حوادث دوران خود مي‌شوند، اين است كه زمان و جريانات خود را نمي‌شناسند، آنچه را كه اقتضا و نياز زمان است، درك نمي‌كنند. اگر هم درك مي‌كنند، گاهي شجاعت ابراز آن را ندارند. لذا زمانه و عوامل معاند بر آن‌ها غلبه مي‌كند.»23 از اين رو با اشاره به زمان‌شناسي و موقعيت‌شناسي ملت ايران و ذكر اين مسئله كه «هنر ملت ايران تا امروز اين بوده كه پاتك دشمن را در همه جا خنثي كرده است، نه اين‌كه دشمن نمي‌خواسته پاتك كند، دشمن هميشه در صدد ضربه زدن به ما بوده است.» اين مهم را شاخصه و يكي از بايدهاي جريان‌هاي خودي مي‌دانند تا بتوانند نظام را در مواجهه با امواج سهمگين توطئه‌ها و آسيب‌ها ياري رسانند.

1 – 8 – تعيين مرزهاي دوستي و دشمني: «گاهي اتفاق افتاده كه راديوهاي بيگانه به مناسبتي از مسئولان بلند پاية‌ كشور و مديران سطح بالا، از شخص‌شان، از مجموعه‌شان، از جناح‌شان، از حزب‌شان، تمجيد و تعريف و طرفداري كرده‌اند؛ من به آن‌ها گفته‌ام كه شما كاري كنيد كه با آن‌ها اشتباه نشويد؛ يعني فاصله خودتان را با آن‌ها صريحاً روشن كنيد. اگر اين كار انجام بگيرد، آن‌ها به هدف خود نمي‌رسند و توطئه‌هاي آن‌ها خنثي خواهد شد... وقتي در خصوص مسئله‌اي بين دو جناح و دو گروه فكري در جامعة‌ ما اختلاف وجود دارد ... آن‌ها يك طرف را مورد حمايت قرار مي‌دهند و يك طرف ديگر را مي‌كوبند، راه خنثي كردن توطئه آن‌ها اين است كه آن طرفي كه مورد حمايت آن‌ها قرار گرفته، صريحاً و علناً از آن‌ها برائت بجويد. اگر اين كار را بكنند، دشمن به هدف خود ... نمي‌رسد، اگر اين كار نشد، دشمن به هدف خود اميدوار مي‌شود.»24

معظم له در همين راستا جريان‌هاي خودي و معتقد به نظام، انقلاب و امام را مورد خطاب قرار داده و تأكيد مي‌كنند: «حرف من خطاب به جناح‌ها اين است: «برادران عزيز! خويشاوندان! بياييد مرزهاي جديد و نويي را تعريف كنيد... اين دو جناحي كه در داخل نظام قرار دارند، مرزهاي جديدي را تعريف كنند. اولاً مرز بين خودشان را كمرنگ كنند و قدري بيشتر با هم گرم بگيرند، ثانياً مرزشان را با آن بيگانه‌ها آشكارتر و واضح‌تر كنند!»25

2. غير خودي: «غير خودي كسي است كه دستورش را از بيگانه مي‌گيرد؛ دلش براي بيگانه مي‌تپد؛ دلش براي برگشتن آمريكا مي‌تپد. غير خودي آن كسي است كه از اوايل انقلاب در فكر ايجاد رابطة دوستانه با آمريكا بود؛ به امام اهانت مي‌كرد، اما براي آمريكا اظهار عقيده مي‌كرد؛ كسي به امام اهانت مي‌كرد، ناراحت نمي‌شد، اما اگر كسي به دشمنان بيرون از مرز يا همدستان آن‌ها اهانت مي‌كرد، ناراحت مي‌شد. اينها غريبه‌اند... هر كسي اين طور باشد، غريبه است؛ خدا كند اين طوري نداشته باشيم...»26 ايشان همچنين در تبيين اصلي‌ترين شاخصة جريان غير خودي، تأكيد مي‌كنند:

«يك عده... نشان دادند كه به اداره كشور بر طبق احكام اسلام از بُن دندان عقيده‌اي ندارند؛ آن‌ها اسم اسلام را مي‌خواهند و اسم اسلام را دوست مي‌دارند؛ دشمن اسلام به آن معنا هم نيستند، اما مطلقاً اعتقادي به فقه اسلامي ندارند؛ معتقد به همان روش‌هاي فردي‌اند... اين‌ها هم دم از اصلاح مي‌زنند. گاهي دم از اسلام هم مي‌زنند، اما در كنار كساني قرار مي‌گيرند كه صريحاً عليه اسلام دارند شعار مي‌دهند و با آن‌ها اظهار همبستگي مي‌كنند؛ گاهي دم از اسلام مي‌زنند، اما در كنار كساني قرار مي‌گيرند كه شعار ضديت با حكومت اسلامي، شعار سكولاريزم و حكومت منهاي دين و حكومت غير ديني و حكومت ضد ديني و لائيسم را مي‌دهند! پيداست كه اين‌ها نفوذي‌اند؛ اين‌ها جزو آن دسته‌اي نيستند كه ارزش‌ها را قبول دارند و معتقد به تحول‌اند؛ نه، اين‌ها نفوذي‌اند؛ اين‌ها بيگانه و غريبه‌اند... اين‌ها غير خودي‌اند؛ اين‌ها انقلاب و اسلام و ارزش‌ها را قبول ندارند؛ جناح‌هاي خودي بايد حواس‌شان را جمع كنند.»27

بنابر اين با توجه به اين بيانات رهبر معظم انقلاب، مي‌توان مؤلفه‌ها و شاخصه‌هاي مهم جريان غير خودي را از اين قرار دانست:

2 – 1 بيگانه پرستي: رهبر انقلاب، غير خودي را جرياني مي دانند كه كاملاً در خدمت بيگانه است. كشور را فداي اميال بيگانگان و در رأس آنان ايالات متحده مي‌كند. دل در گرو بازگشت مجدد استيلاي آمريكا بر منافع و استقلال كشور دارد. جريان غير خودي با دارا بودن اين ويژگي و شاخصه، همواره خواهان تسلط دوبارة يانكي‌ها هستند. امام خميني (ره) در سخنراني خود در تاريخ 13/4/1360 خطر بازگشت اين جريان را متذكر شده و مي‌فرمايند: «يك مسئله‌اي بود و يك جرياني. اين جريان هست همواره با اين انقلاب و همزاد با اين انقلاب و الان هم هست و بعدها هم خواهد بود... جريان، جريان آمريكايي در مقابل اسلام [است]... يك جرياني بود كه بايد افراد متعهد نباشند... اين يك جرياني بود و هست كه مي‌خواهند اين كشور را با اين جريان بكشند به طرف آمريكا.» اين جريان از طريق عقبة رسانه‌اي خود نيز در نشريات گوناگون، اين شاخصه را ترويج كرد و با القاي مطالب بيگانه شاد كن از قبيل: «حل مشكلات كشور در گرو ارتباط با آمريكاست»28 و «مذاكره با آمريكا، تنها راه حل مشكلات است.»29 در صدد بازگشت دوباره بيگانگان به كشور است.

2 - 2 بي‌اعتقاد به اسلام: مقام معظم رهبري شاخصة ديگر جريان غير خودي را بي‌اعتقادي و عدم التزام به اسلام مي‌دانند؛ جرياني كه هيچ اعتقادي به فقه اسلامي ندارند... اين جريان در سال 1360 با صدور اطلاعيه‌اي، لايحة قصاص كه يك مسئله مسلّم و مصرّّح فقهي است را غير انساني ناميد(!) كه با واكنش تند امام خميني مواجه شد. ايشان در پاسخ به اين ابراز نظر غير منطقي و غير شرعي خاطرنشان كردند: «... قضية قصاص در جاهايي از قرآن تصريح شده است. اين‌كه كسي بگويد حكم خدا غير انساني است [يعني] اسلام غير انساني است، اين كافر است.»30 سال‌ها بعد نيز برخي نشريات شبهه‌افكن به عنوان مروّجان همان انديشه‌هاي ضد اسلامي به القاي مجدد «ناكارآمدي فقه و احكام اسلامي» پرداختند و با هجويّاتي از قبيل «احكام كيفري اسلام كارآيي ندارد و موجب رواج خشونت مي‌گردد.»،31 «قتل مرتد خلاف قرآن و عقل است(!) در قرآن اين حكم نيامده و فقط وعدة عذاب اخروي داده است»،32 «اعدام، مجازاتي خشن، ناانساني و موهن است كه با حذف بدون استثناي آن به عنوان خشونت، مي‌توان به گسترش فرهنگ جامعه مدني اميد بست»33 و با استفاده از نظريه‌پردازان خود كه ادعاهايي از قبيل: «به نظر من اين نكتة فوق‌العاده مهمي است كه احكام و قواعد و مقررات براي مردم و در خور مردم هستند، نه مردم براي آن‌ها»34

ا مطرح مي‌كردند، بر طبل عدم التزام و اعتقاد خود به احكام و فقه اسلامي كوبيدند.

2 – 3 – ضديت با انقلاب: از ديدگاه رهبري «... دو خط بيشتر نيست: يك خط، خط انقلاب و طرفداران انقلاب و امام است؛ يك خط هم، خط دشمنان اين انقلاب است»35 ايشان عملاً جبهة خودي را در خط انقلاب و جبهة غير خودي را جرياني عليه انقلاب مي‌دانند. اين جريان در صدد القاي ناكارآمدي انقلاب و خستگي مردم از تداوم آن است. جريان غير خودي جهت نهادينه كردن اين تز خود، از طريق نشريات وابسته به خود، كوشيدند تا مردم را دلزده از انقلاب بخوانند و با طرح شبهات و هجوياتي از قبيل: «اكنون، پس از سال‌ها جنگ و خونريزي و تورم و بحران اقتصادي و بيكاري و ناامني، مردم خسته و فرتوت به ضرورت ايجاد حكومت دموكراتيك و نزديكي با خارجيان پي برده‌اند»36 به زعم خود، ملت را به سمت دلزدگي از انقلاب سوق دهند؛ غافل از اين‌كه مردم هيچ‌گاه توجهي به اين القائات جريان غير خودي نكردند و ثابت قدم‌تر از قبل، در راه آرمان‌هاي انقلاب و بالندگي آن، تمام مساعي خويش را به كار بستند.

2 – 4 – ضديت با امام: افراد غير خودي هيچ‌گاه رهبري امام را برنتابيدند و همواره مواضع مخالف خود را بر ضد ايشان شدت بخشيدند. يكي از افراد همين جريان، يك ماه پس از رحلت امام (ره) در اظهار نظري عنودانه، عمق كينه خود را نسبت به ايشان ابراز داشت و گفت: «عاملي كه باعث مي‌شد رشد نكنيم، آقاي خميني بود... آقاي خميني باعث عدم رشد مملكت شد و به خاطر آن قاطعيت و ديكتاتوري كه داشت و كسي نمي‌توانست به او حرف بزند... چرا رهبري را مشخص نكردند؟ چون به علت خودخواهي ايشان بوده.»37 از اين دست اظهارنظرهاي موهنانه و كينه‌توزانه، سال‌ها بعد نيز از سوي افراد شاخص جريان غيرخودي مطرح شد كه ذكر همه اين موارد، نه تنها از دايرة مقال و مجال خارج است، بلكه موجب جريحه‌دار شدن احساسات علاقه‌مندان به امام و انقلاب خواهد شد.

2 – 5 – قانون‌ستيزي: اين جريان در ستيز با قانون اساسي به دو رويكرد روي آورده است. اولين رويكرد، ايجاد شبهه در اصول اين قانون و وهن آن است. سركردگان اين جريان با استدلال به اين مدعا كه «قانون اساسي ما با نارسايي‌هاي متعددي روبه‌‌روست...»38 به هجو اصول آن روي آوردند؛ به عنوان نمونه، يكي از نشريات وابسته به اين جريان در راستاي ترويج فمينيسم و جهت زير سؤال بردن قانون اساسي، مي‌نويسد:«آيا قانون اساسي تنها براي نيمه مذكر جمعيت ايران وضع شده است؟» و سپس نتيجه مي‌گيرد كه: «... زن آزاد است، قانون اشتباه است و اشكال دارد.»39 جريان غير خودي در رويكرد بعدي، با تخطي از قانون اساسي به هنجارشكني دست زده و همواره در پي ايجاد تشويش اذهان عمومي مي‌باشند.

خودي‌ها مراقب آسيب‌ها باشند «آسيب‌شناسي جريان خودي»

رهبر معظم انقلاب صريحاً از جريان خودي خواسته‌اند تا مراقب افراد غير خودي باشند و از آنان دوري نمايند: «... محيط‌هاي سياسي بايد از چنين عناصري(غير خودي) كه به فكر مصالح نيستند، بر حذر باشند»40 اين هشدار جدي رهبري، بيانگر وجود آسيب‌ها و چالش هاي گوناگون در مقابل جريان خودي است كه هرگونه غفلت از آن، نظام و انقلاب را با مشكلات جبران‌ناپذيري مواجه خواهد ساخت. آنچه از منظر رهبر معظم انقلاب به عنوان آسيب‌شناسي در جريان خودي خوانده مي‌شود، عبارتند از:

1. غفلت: به اعتقاد رهبر انقلاب «يكي از كارهاي مهم دشمن همين است كه شما و ما را از وجود خود غافل كند تا ما دشمن را در ميان خود جستجو كنيم.»41 غفلت و سهل‌انگاري در امور توسط جريان خودي موجب رشد تفكر جريان غير خودي خواهد شد؛ به گونه‌اي كه به تعبير ايشان «گاهي يك غفلت، يك بي‌توجهي، يك سستي، يك سهل انگاري ممكن است يك محصول عظيم را از دست ملتي بگيرد. نبايد اجازه داد.»42 از منظر رهبري «خودي‌هاي غافل» ناخواسته به پياده نظامان دشمنان قسم خورده تبديل مي‌شوند. از اين رو بايد جريانات خودي با آگاهي تمام از هرگونه غفلت پرهيز نمايند: «... جبهة دشمن، غير از آن آدم غافلي است كه خودي هم هست؛ منتها بيچاره دچار غفلت و اشتباه و فريب مي‌شود؛ بر اثر حادثه‌اي، عقده و كينه‌اي پيدا مي‌كند و در مقابل نظام مي‌ايستد؛ در مقابل سخن حق مي‌ايستد، در مقابل امام و راه امام مي‌ايستد؛ اين آن دشمن اصلي نيست؛ اين يك آدم فريب خورده است؛ اين يك آدم قابل ترحم است! دشمن اصلي آن كسي است كه پشت سر اين قرار مي‌گيرد، اما خودش را نشان نمي‌دهد؛ در داخل كشور، خودش را نشان نمي‌دهد؛ در خارج كشور چرا؛ در جبهة‌ جهاني، در جبهة بين المللي، به عنوان يك عضو وفادار سازمان جاسوسي سياسي آمريكا يا موساد صهيونيست‌ها چرا؛ كاملاً چهرة او آشكار است... اما آن دنبالة او كه داخل كشور است، خود را دم چك و اقتدار حكومت قرار نمي‌دهد؛ ... حرف‌شان را با يك واسطه، با دو واسطه، با سه واسطه، از زبان آدم‌هاي غافل مي‌زنند.»43

2. فساد: فساد و تمايل به محرّمات، مي‌تواند عاملي براي تهي شدن جريان خودي از التزامات اخلاقي باشد. از جمله اين فساد‌ها مي‌توان به گرايش به مال حرام از قبيل رشوه و ... اشاره نمود. رهبر معظم انقلاب در اين مورد معتقدند: «وقتي پول و لقمة حرام در بين مردم و نخبگان و زبدگان رايج شد، گناه رايج مي‌شود... وارد شدن در ميدان فساد مالي، مقدمة ورود به ميدان فساد اخلاقي و فساد جنسي و فساد شهواني و انواع و اقسام فسادهاست.»44

بي‌گمان، گرايش جريان خودي به مفاسد، زمينه را براي نفوذ جريان غير خودي فراهم خواهد ساخت؛ چرا كه انسان‌هاي سست عنصر و بي‌ايمان هيچ مقاومتي در برابر وسوسه‌هاي شياطين دوران ندارند. جريان غير خودي و دشمنان قسم خورده اين انقلاب و نظام نيز مترصد لغزش نيروهاي خودي هستند تا اهداف خود را عملي سازند. حضرت آيت الله خامنه‌اي در اين مورد مي‌فرمايند: «وقتي مديران مردمي فاسد شدند، اين مي‌شود پايگاه دشمن خارجي. دشمن خارجي از آدم‌هاي فاسد براي اهداف سياسي خود در كشور، خوب استفاده مي‌كند.»45

3. اختلافات بي‌ثمر سياسي: دشمن همواره در صدد است تا با استفاده از برخي اختلاف نظرها، نيروهاي خودي را به جان همديگر بيندازد: «اين اختلافات سياسي و جناحي كه گاهي خيلي بزرگ نشان داده مي‌شود، به اين بزرگي نيست؛ به اين اهميت نيست. ...مردم با اين خط‌كشي‌هاي تصنعي و مصنوعي كاري ندارند. دشمن دوست مي‌دارد جناح‌ها را بيشتر به جان خود بيندازد... چرا بايد كساني وحدت ملي را، منافع ملي را، مصالح اين كشور را قرباني اغراض جناحي بكنند؟»46

دقيقاً بر همين اساس است كه ايشان با آسيب‌شناسي دقيق از اين موضوع، جريان خودي را به رهيدن از اين بزنگاه مهم تشويق نموده و به آنان توصيه مي‌نمايند مراقب اين چالش عظيم باشند: «گروه هاي سياسي و جريان‌هاي سياسي با هم كنار بيايند و با هم كار كنند. بدبيني، اهانت به يكديگر و قهر از يكديگر نداشته باشند.»47 ايشان از همة نيروهاي خودي مي‌خواهند تا جهت دوري جستن از اين آسيب بزرگ با هم اتحاد داشته باشند و حلقة همدلي تشكيل دهند؛ «مرزي كه بين اين‌ها [گروه‌هاي سياسي] وجود دارد، يك مرز واقعي و يك مرز تعيين كننده نيست. مي‌توانند با هم يك وحدت عمومي را تشكيل بدهند؛ هويت كلي جامعه اسلامي و انقلابي را تشكيل بدهند. در واقع مثل دو «جناح» عمل كنند. دو جناح، يعني دو بال پرنده. اگر هر دو بال يك پرنده خوب حركت بكند، اين پرنده بالا و پيش خواهد رفت.»48

4. نفوذپذيري در برابر دشمن: حضرت آيت الله خامنه‌اي ضمن هشدار به جريان خودي در اين مورد مي‌فرمايند: «... حرف امروز من و حرف هميشه من به جناح‌هاي سياسي و شخصيت‌هاي سياسي در اين كشور اين است كه در مقابل دشمن، جوري نباشيد كه دشمن احساس كند از اين طريق مي‌تواند در دل انقلاب رخنه كند و نفوذ خودش را گسترش بدهد... كاري نكنند كه اين احساس را به دشمن بدهند كه مي‌شود از اين جا در داخل نظام رخنه كرد و نفوذ خود را گسترش داد.»49

دشمنان از هر راهي جهت نفوذ در ميان جريان خودي استفاده مي‌كنند و بنابر فرمايش رهبري: «... دشمن امروز اميدوار است شايد بتواند از ضعف‌ها استفاده كند، از ساده‌انديشي استفاده كند، جاي پاي خود را در دستگاه‌هاي سياسي كشور و دستگاه‌هاي فرهنگي كشور، باز هم باز كند»50 اما جريان خودي و نيروهاي وفادار به نظام و انقلاب بايد مراقب نفوذ جريان غير خودي باشند و جهت رهيدن از اين چالش بزرگ، بسيار هشيارانه عمل كند. تسامح در برابر نفوذ اغيار، نه تنها جريان خودي را با خطر اضمحلال مواجه خواهد ساخت، بلكه موجب آسيب‌پذيري نظام و انقلاب خواهد شد.

5. تخريب: «يكي از بدترين كارها اين است كه مسئولان موظف نظام، به وسيلة اشخاص ديگر صرفاً به خاطر اين‌كه تريبوني در اختيارشان قرار گرفته، مورد تخريب واقع شوند.»51 از اين‌رو، همواره آنچه در بيانات معظم له مورد اشاره و تأكيد قرار مي‌گيرد، لزوم پرهيز جريان خودي از تخريب همديگر است؛ چرا كه تخريب نيروهاي خودي به تضعيف آنان منتج خواهد شد و تضعيف نيروهاي خودي، به تضعيف و تهديد نظام و انقلاب منجر مي‌شود: «دستگاه‌هاي مختلف و قواي سه گانه بايد حيثيت، شخصيت و حدودِ قانونيِ هم را حفظ كنند و همديگر را تضعيف نكنند؛ كه متأسفانه گاهي درگوشه و كنار، چيزهايي در اين زمينه ديده مي‌شود.»52

6. التهابات سياسي: «مراقب باشيد كه تهييج سياسي براي كشور مضرّ است... در شرايط متهيّج و متشنج سياسي،  آسان‌ترين كارهاي جاري هم دشوار خواهد شد. هيچ كس به تهيّج سياسي كمك نكند. يكي از بدترين عيوب براي فعالان سياسي اين است كه در صدد اشتقاق و جدايي و بهانه‌گيري از يكديگر باشند.»53 بي‌شك وجود يك محيط غير ملتهب و بي‌تشنج و آرام، موجب پيشرفت و رستگاري يك جامعه خواهد شد و تشنج فضاي جامعه و ايجاد التهاب در آن، حركتي در جهت خدمت به جريان غير خودي و دشمنان نظام و انقلاب است. به تعبير حضرت آيت الله خامنه‌اي: «اگر كشور بخواهد به سمتي كه براي آن مطلوب است... پيشرفت بكند، به محيط آرام و بي‌تشنج احتياج دارد. آن كساني كه به پيروي از تبليغات راديوهاي بيگانه سعي مي‌كنند فضاي سياسي جامعه را متشنج بكنند، به كشور خدمت نمي‌كنند.»54

7. بي‌اعتمادي نيروهاي خودي نسبت به هم: شايد بتوان حس عدم اعتماد نيروهاي وفادار به نظام و جريانات خودي نسبت به همديگر را يكي از بزرگ‌ترين چالش‌هاي پيش روي اين جريان دانست كه به تعبير رهبري، يك «داستان واقعاً غم انگيز» است: «... البته خود اين واقعاً داستان غم‌انگيز است كه من نمي‌خواهم حالا وارد آن بشوم. اين‌كه بعضي‌ها به دشمن بيشتر اعتماد مي‌كنند تا به دوست، به بيگانه بيشتر روي خوش نشان مي‌دهند تا به دوست، حرف بيگانه را تكرار مي‌كنند، علي‌رغم دوست، اين داستان خيلي غم انگيز و ماجراي تلخي است.»55

ايشان همچنين اين آسيب را يك عيب و بليّه بسيار بزرگ دانسته و تأكيد مي‌كنند: «... اين عيب و بليّه بسيار بزرگي است كه برخي افراد، همه بدي‌ها و سيّئات را از بيگانگان نفي و به خودي منتسب كنند و همة مصالح و خيراتي كه اميد آن بايد از درون جامعه بجوشد، متوجه رفاقت و ارتباط با بيگانگاني بدانند كه دشمني خود را پنهان نمي‌كنند.»56

 

پي‌نوشت‌ها:

 1. سورة‌ شعرا، 119.

 2. سورة اعراف، 72.

 3. سورة فتح، 29.

 4. سورة آل عمران، 118.

 5. نهج البلاغه، حكمت 96.

 6. همان، نامة 64.

 7. سخنراني در خطبه‌هاي نماز جمعة تهران، 8/5/1378.

 8. در ديدار اعضاي تشكل‌هاي مختلف دانشجويي، 18/9/1379.

 9. در ديدار با كارگزاران نظام، 21/9/1380.

 10. سخنراني در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 8/5/1378.

 11. در اجتماع جوانان استان مركزي، 26/8/1379.

 12. سخنراني در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 23/2/1379.

 13. پيشين.

 14. در جمع مسئولان وزارت خارجه و سفرا و كارداران جمهوري اسلامي، 1/5/1369.

 15. در اجتماع مردم قم، 14/7/1379.

 16. در ديدار با كارگزاران نظام اسلامي، 25/9/1380.

 17. در ديدار با جمع كثيري از مردم قم، 19/10/1379.

 18. سخنراني در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 26/1/1379.

 19. در ديدار با جمع كثيري از مردم قم، 19/10/1379.

 20. سخنراني در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 26/12/1379.

 21. در اجتماع جوانان در مصلاي تهران، 1/2/1379.

 22. پيشين.

 23. در ديدار با جمع كثيري از مردم قم، 19/10/1379.

 24. خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 26/12/1379.

 25. همان، 23/2/1379.

 26. همان، 8/5/1378.

 27. همان، 23/2/1379.

 28. هفته نامة راه نو، 3 مرداد 1377، ش 14، ص 32 و 30.

 29. هفته نامة ‌پيام هامون، 10 آبان 1378، ص 7.

 30. صحيفة نور، ج 14، ص 458.

 31. ماهنامة‌ كيان، بهمن 1377.

 32. هفته نامة پيام هاجر، ش 276، ص 4 و 1.

 33. روزنامة نشاط، 2 شهريور 1378.

 34. عبدالكريم سروش، ماهنامة‌ كيان، بهمن 1377، ص 32 و 31.

 35. ديدار با كارگزاران نظام اسلامي، 14/9/1369.

 36. ماهنامة پيام امروز، فروردين 1378.

 37. ستون پنجم، به كوشش كانون پژوهش‌هاي دانشجويي دانشگاه شهيد عباسپور، 1377، ص 75.

 38. روزنامة صبح امروز، 21 بهمن 1377.

 39. روزنامة‌ زن، 7 دي 1377.

 40. در ديدار اعضاي تشكل‌هاي مختلف دانشجويي، 18/9/1379.

 41. در اجتماع مردم آمل، 21/3/1377.

 42. در اجتماع جوانان، 1/2/1379.

 43. خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 26/9/1378.

 44. در اجتماع مردم قم، 19/10/1380.

 45. پيشين.

 46. در اجتماع مردم قم، 14/7/1379.

 47. خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 8/5/1378.

 48. خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 23/2/1379.

 49. ديدار با اقشار مختلف مردم، 11/8/1379.

 50. در اجتماع مردم قم، 14/7/1379.

 51. در مراسم تنفيذ رياست جمهوري، 11/5/1380.

 52. در جمع اعضاي مجلس خبرگان، 27/11/1379.

 53. در مراسم تنفيذ رياست جمهوري، 11/5/1380.

 54. در اجتماع مردم اراك، 24/8/1379.

 55. خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، 27/1/1379.

 56. سخنراني در پايان درس خارج فقه، 16/1/1379.