نااهلان خودشيفته را با انقلابي ماندن چه كار؟! / حرف اول

حرف اول

مدير مسئول

انقلاب اسلامي همچون هر انقلابي ديگر از هر جنس و رنگي ديگر، داراي اصول و ضوابطي است که هرگز تخطي از آنها را جايز نمي‌شمرد. اساسا، هيچ انقلابي اجازه نميدهد اصولش زير پا گذاشته و يا حتي ناديده گرفته شود. همه انقلابيون جهان پذيرفتهاند که براي انقلابيماندن بايد تا آخرين رمق حيات خويش به همة اصول و ضوابط مورد نظر انقلاب پايبند و متعهد بمانند. در فضاي انقلاب اسلامي ايران بدين ترتيب معيار انقلابيماندن هواداران انقلاب به ميزان تعهد و التزام آنان به اصول انقلاب بستگي دارد. افراد در تداوم انقلاب اسلامي و انقلابيماندن، رفتارهاي متفاوتي از خود بروز ميدهند، همانگونه که در اصل ايجاد انقلاب افراد متفاوت عمل ميکردند. در اين ميان، برخي تا پاي جان در راه آرمانهاي انقلاب پايدار ميمانند و برخي تا آنجا که کمترين خطري آنان را تهديد نکند و کوچکترين زياني به حيثيت و اعتبار و آرامش و آسايش و دنياي آنان وارد نشود، پاي انقلاب ميمانند و به محض اينکه کمترين زحمتي از جانب انقلاب متوجه آنان شود، اصول انقلاب را زير پا ميگذارند.

اصول مورد نظر انقلاب اسلامي، خواه اصول مربوط به هويت اسلامي انقلاب و خواه اصول مرتبط با کيان ملي و هويت ايراني انقلاب، تمام جوهرۀ انقلاب اسلامي را تشکيل ميدهند و از اين رو، به هيچ وجه خدشهپذير نخواهند بود. کوچکترين خدشه و حتي کمترين بياعتنايي به اصول مزبور ميتواند عامل تحليلبرندة انقلاب اسلامي و چهبسا موجب نابودي آن باشد. از سويي، وقتي از دوران جاري به مثابة عصر انقلاب اسلامي ياد ميشود، در حقيقت عصر انقلاب اسلامي نهتنها به سالهاي پيروزي و ايجاد و شکوفايي انقلاب اختصاص ندارد، بلکه فراتر از آن تا رسيدن به هدف اعلاي انقلاب اسلامي همچنان عصر جاري عصر انقلاب اسلامي باقي خواهد ماند.

افزون بر اين، حتي پس از تحقق آثار و نتايج انقلاب، عصر انقلاب اسلامي همچنان به قوّت و حيات خود باقي است. ما انقلاب پيامبر اعظم(ص) پس از بعثت را انقلابي پايدار براي همة اعصار و قرون ميدانيم، همچنانکه قيام حضرت سيدالشهدا(ع) را قيامي براي همه دورانها ميشماريم و معتقديم «کلّ يوم عاشورا و کل ارض کربلا»؛ زيرا آن انقلاب نبوي و اين قيام حسيني داراي اصولي خدشهناپذير و ماندگار در همۀ عصرهايند. پايبندي دين مبين و مقدس اسلام نيز به پايداري و استواري همين اصول است که فرمودهاند: «الاسلام نبوي الحدوث و حسيني البقاء»؛ اسلام، پيدايش نبوي و بقاي حسيني دارد. انقلاب اسلامي ايران نيز ادامة همان انقلاب نبوي و قيام حسيني است و بنابراين استواري و بقائش درگرو بقا و ماندگاري آن دو جريان الاهي است. انقلاب اسلامي از اين رو، باقي و برقرار و بادوام است، خواه افراد و جوامع بر انقلابي ماندن خويش متعهد باشند و خواه نباشند.

حيات چند دهة انقلاب اسلامي گواهي ميدهد آنان که ميانة راه از انقلاب بريدند، بهواقع از اول هم انقلابي نبودند، بلکه همچون کنه به پيکر انقلاب چسبيدند تا خون انقلاب را بمکند و به هواهاي نفساني خود دست يابند. اين قماش افراد تا آنجا که اوضاع برايشان مساعد بود و توانستند با سوءاستفاده از نام و نشان انقلاب به فکر تأمين منافع و مصالح شخصي و گروهي و حزبي باشند، خود را انقلابي و حتي در مواردي صاحب انقلاب جا زدند. اما همين که ايام و حرکت انقلاب بر مرادشان نگشت، دست از انقلابي بودن شستند و گاه تا آنجا کجانديش شدند که گويي هيچ انقلابي در بين نبوده و هيچ امامي اين انقلاب را رهبري نکرده و هيچ وليَ امري هدايت امت را بر عهده نگرفته است. انسان انقلابي کسي است که وقتي با خداوند بر استقامت در راه او پيمان بست، تا پاي جان بر پيمان خويش ميايستد.

انقلابيون راستين، مصداق بارز اين آيه هستند که فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ» ﴿فصلت،٣٠﴾. در مسير انقلاب الاهي و قيام براي خدا سخن از استقامت است که نتيجة بارز آن نزول فرشتگان الاهي بر پايداران در راه خداوند است که به وضوح، آنان را از ترس و حزن و اندوه ايمني ميبخشند و به بهشتي که وعده داده شدهاند بشارت ميدهند. از قيام براي خدا تا استقامت در راه ايمان تا ورود به بهشت؛ يعني اين گروه از اهل ايمان در راه خداوند تا سرحدّ جان پايدار ميمانند، که اين نشان و شرط انقلابيماندن است. در بيان ويژگيهاي انقلابيون بر اساس سيره و رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري و در نقطه مقابل، در بيان ويژگيهاي کاهلان و سازشكاران سست عنصر، ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد:

ويژگيهاي انقلابيون

1. ايمان استوار به مقصد و راه و ابزار و شيوههايي که بايد به کمک آنها راه را تا رسيدن به مقصد بپيمايند، همراه با تقواي الاهي؛

2. تحرک و پويايي لازم براي تحقق آرمانها و مقاصد انقلاب و منويات امام راحل و رهبر معظم انقلاب و شهيدان عالي مقام؛

3. بصيرت کافي و نافذ در تشخيص دوست از دشمن و دشمن از دوست، حق از باطل و باطل از حق و بازشناسي صف مجاهدان از صف قاعدان و کاهلان؛

4. موقعيتشناسي در همة احوال و اوضاع بهويژه هنگام تصميمسازي و تصميمگيري و اقدام؛

5. عشق به جهاد در راه خداوند با هر امکان و در هر فرصت و به هر صورت بدون کوچکترين چشمداشت مادي؛

6. زندگي با روحية ايثار و شهادتطلبي در راه تحقق آرمانهاي الاهي؛

7. فراهمکردن اسباب تقويت روحية مقاومت و شکستناپذير در وجود خويش؛

8. حضور در صحنههاي انقلاب با آمادگي روحي‌‌ ـ رواني کامل؛

9. تعلّق خاطر و وابستگي روحيـ رواني و اعتقادي ـ‌‌ ايماني به مهد و سرآغاز انقلاب الاهي حضرت نبي اکرم(ص)، به منظور ايجاد آمادگي براي انقلاب جهاني اسلام؛

10. تقويت صف انقلابيون و مجاهدان راستين؛

11. تلاش براي حفظ و تثبيت آرمانها و ارزشهاي والاي انقلاب اسلامي؛

12. جديت در نشر و ترويج ارزشهاي انقلابي در هر جا و هر زمان؛

13. تدارک عِدّه و عُدّة لازم و کافي بهمنظور فراهمسازي زمينه براي فرج جزئي و کلي جهاني اسلام؛

14. مستقر شدن در صف واقعي منتظران ظهور حضرت صاحبالزمان عجلالله تعالي فرجهالشريف و آمادهشدن براي ياري ايشان تا پاي جان؛

در مجموع، انقلابيون کساني هستند که همة وجود خود را از خدا ميدانند و با استعانت از او و با انگيزة کسب رضايت او و  تقرب به درگاهش همواره در شرايط هجرت و جهاد و شهادت به سر ميبرند.

ويژگيهاي کاهلان و سازشكاران سست عنصر:

1. ضعف و سستي ايمان و تقوا؛

2. بيبصيرتي و غفلتزدگي؛

3. سياسيکاري و نان به نرخ روز خوري؛

4. پز حق به جانبي و در عين حال گرايش فکري و قلبي به باطل؛

5. عشق به آسايش و آرامش دنيايي همراه با خودشيفتگي و تنپروري؛

6. ترس از رخدادهاي به ظاهر ناخوشايند و آسايش و عيش بر هم زن؛

7. فرار از صحنههاي جهاد و مبارزه با دشمن؛

8. تعلق خاطر و وابستگي به موقعيتهاي زندگاني مادي؛

9. تضعيف صف انقلابيون با برچسبها و انگهاي ظالمانه و دور از انصاف؛

10. تدارک عِدّه و عُدّه براي حفظ موقعيت خويش.

در مجموع، کاهلان و سازشكاران سستعنصر به مثابة صف و جرياني در برابر انقلابيون، کساني هستند که توانايي و دانش و همة وجودشان را از خويشتن ميدانند و در راه مقاصد و منافع خويش و يا گروه و حزب و جريان منسوب به خود براي تأمين هواهاي نفساني خويش در تلاش و تکاپو هستند. اين نااهلان سازشكار در انديشۀ دستيابي به مطامع خويش، دغدغهاي ندارند که در اثر سستي و  کجانديشي و خودشيفتگي و خودباختگي آنان در برابر دشمن، چه بر سر انقلاب و انقلابيون خواهد آمد. 

اصول فوقالذکر، معيار سنجش و بازشناسي صف انقلابيون از نااهلان و سازشكاران سستعنصر است. هر شخص و هر گروهي ميتواند با مروري بر خويشتن به داوري درباره خود بپردازد و باز بيند و بازگويد که آيا انقلابي است و يا اينکه به صف و جريان نااهلان و سازشكاران خودشيفته تعلق خاطر دارد. نظر به اهميت موضوع، انقلابيون فرهنگباور ارزشمدار و فرهنگباوران انقلابي و استوار، اين شماره از فرهنگ پويا را با قلم رساي خويش آذين بستند؛ باشد تا به سهم خود، صف انقلابيون را از سازشكاران متمايز سازند، مباد آنکه انقلاب به دست نااهلان خودشيفته بيفتد.