معامله بُرد ـ بُرد با استكبار اعلان بردگي فكري و اعتقادي

 

معاملة بُرد ـ بُرد با استكبار اعلان بردگي فكري و اعتقادي

به قلم سردبير

¤ سركشي از فرمان الاهي و رويارويي با انبيا و اولياي الاهي، تنها ويژگي مستكبران عالم نيست، خودخدابيني و هواي خدايي كردن و دعوت انسانها به كُرنش در برابر خود و آيين خود نوشت، خميرماية مستكبران و هر آن كسي است كه خوي استكباري در خونش جاري است. نمرود و فرعون و ديگر مستكبران عالم، تنها به دنبال به بردهگرفتن انسانها و بهرهكشي از آنان براي رفع نيازهاي مادي خود نيستند، آنها مدعي الوهيت و به دنبال واداركردن انسانها به عبادت و آيين خود براي ارضاي حس خودبرتربيني و خودشيفتگي خويش هم هستند.

¤ در برابر اين روح سركشي و خودخدابيني و خويشبرتربيني مستكبران و دعوت بشريت به خود و آيين خويش، اين انبياي الاهي و ائمه معصومين(صلواتالله عليهم اجمعين) و اوليا و بزرگان دين هستند كه بشريت را به سوي بندگي و دوري از خودبيني و خودمحوري فراميخوانند و در مسير اين دعوت الاهي گاه به فرمان الاهي به سوي مستكبران و طاغيان و ياغيان  زمانه حركت ميكنند و ضمن دعوت آنان به دستبرداشتن از ظلم به خود و انسانها، بشريت را به سوي فطرت الاهي خود فراميخوانند.

¤ برخورد مستكبران با انبياي الاهي و معصومين(صلواتالله اجمعين) و رهبران آسماني، همواره برخوردي قهرآميز و خونين بوده است كه تاريخ به آن گواهي ميدهد، اما برخورد اين خودبزرگبينان عالم با مردم، شيوهها و شگردهاي خاص به خود را داشته است كه خداوند سبحان در نقل اين شيوهها به تقسيم مردم به دو دسته از سوي فرعون اشاره ميكند، تا آيندگان، ضمن آشنايي با فضاي حاكم بر زمانه حضرت موسي(ع) و پيروانش با تكرار آن در زمانهاي ديگر آشنا شوند.

خداوند در قرآن كريم، برخورد فرعون با قوم موسي(ع) را به حذف فيزيكي برخي و بهرهوري از برخي ديگر تقسيم ميكند، كشتن مردان به دليل قدرت بالفعل و يا بالقوة ايستادگي در برابر استكبار و زنده نگه داشتن زنان براي استمرار فلسفه لذت و توليد نسلي جديد براساس باورمندي به بردهبودن و بردگيزيستن در برابر الوهيت فرعون بوده است. براساس چنين بينش و روشي، هر كس بالفعل و يا بالقوه قدرت ايستادگي در برابر استكبار را داشته باشد به سرنوشت محتوم مرگ محكوم است و هر كس قابليت باور کردن انديشة بردگي و بردهشدن را دارا باشد، ميتواند به حيات خود ادامه دهد.

¤ انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) حركتي الاهي در ادامة حركت انبياي الاهي و معصومين (صلوات الله اجمعين) در برابر مستكبران عالم و خيزش در دفاع از مستضعفان عالم بود كه توانست استكبار و روح استكبارستيزي حاكم بر نظام بينالملل و روابط آن با ملتها و مردم ديگر را به چالش كشاند و به يُمن جانشين ايشان، امام خامنهاي(دامظله) اين راه را تا به امروز به منزلگه مقصود برساند؛ انقلابي كه هرگز با استكبار و نماد آن يعني آمريكا سازش نكرد و براي ايستادگي خود هزينههاي بسيار سنگيني را پرداخت و به‌‌رغم همة توطئههاي خارجي و داخلي با سربلندي تمام در حال به پايان رساندن دهة چهارم خود است.

¤ انقلاب اسلامي ايران در حالي به پايان دهه چهارم حيات نوراني خود ميرسد كه استكبار با ابزارهاي بيروني و عوامل داخلياش درصدد بزككردن چهرة فرعونيت خود براي رقم زدن بزرگترين فريب تاريخ در برابر جبهه مؤمنان و مستضعفان جهان است تا شايد به حركت بتشكنانه امام و رهبري و مردم مؤمن پايان دهد.

¤ ناميدن آمريكا از سوي امام راحل(ره) به «شيطان بزرگ» و از «ابليس بدتر» خواندن اين نماد استكباري از سوي رهبري معظم انقلاب و هشدارهاي اين دو بزرگمرد تاريخ توحيدي  براي نزديك نشدن به آمريكا و اعتمادنکردن به وعدهها و وعيدهاي آن، متأسفانه پرده خوشبيني را از چشم برخي برنداشته و اين عده همچنان در مسيري گام برميدارند كه گويي حق و باطل و نور و ظلمت و استكبار و استضعاف قابل جمع است. آمريكا اين نماد استكبار، امروز در چهرة فرعونهاي خود در كنار به ميخ كشاندن موحّدان و مستضعفان جهان، سحرة خود را با ابزارهاي مختلف در لباسهاي متفاوت به ميدان فرستاده است تا اعجاز موساي انقلاب در ناميدن فرعون زمان به «شيطان بزرگ» را به حاشيه براند و راه را براي اسارت و بردگي دوباره مؤمنان فراهم سازد. در ميان اين نمايش سحرههاي استكبار، اين ياران امام خامنهاي هستند كه با همان آموزههاي قرآني به شيوه و شگرد فرعون و فرعونهاي زمان مينگرند. استكبار براساس روحيه خودخداپنداري خود، هرگز هيچ فرد و حزب و جريان و دولت و تمدني را در عرض خود برنخواهد تافت و آناني كه گمان ميكنند استكبار از خداييكردن خود دست برميدارد و معاملهاي بُرد ـ بُرد را با ديگران خواهد داشت، بهشدت در اشتباه ستند؛ چراكه شيوة استكبار با غير خود، يا «مرگ» است و يا «بهرهوري» و اگر روزي استكبار از فرد، حزب، جريان، دولت و تمدني تعريف كرد، لاجرم در رديف بردگان فكري، اعتقادي و سياسي اوست.

حرف آخر