ريشه كن شدن استكبار، مقصد انبيا

 

ريشهكن شدن استكبار، مقصد انبيا

ما هيچ نبى‏اى را سراغ نداريم كه با يك قلدرى ساخته باشد به ضد ملت خودش. و هيچ وصى نبى‏اى را سراغ نداريم كه ساخته باشد به ضد ملت خودش. اين سيره انبيا از صدر عالم تا زمان خاتم همين بوده است كه در مقابل اين قدرتهايى كه ظالم بودند- منتها هر كدام در يك محيطى بودند- از آنجا شروع كردند. حضرت موسى در يك محيطى بوده از آنجا شروع كردند. لكن مقصد اين بوده است كه ريشه استكبار را از جهان بكنند و مردم را از اين ظلمهايى كه بر ايشان مى‏شود نجات بدهند. از اين جهت، دو طايفه به شما توجه دارند: يك طايفه مستكبرين و سودجوها و طوايفى كه به آنها وابسته هستند. آنها را توقع نداشته باشيد كه با شما صلح بكنند، آنها هم نخواهند صلح كرد. آنها همه‏شان همان برنامه «فرعون» ها را دارند كه سر سازش هيچ ندارند و يك دسته هم مستضعفين جامعه هستند كه اكثريت و يك اكثريت محروم هستند، اين دسته هم با شما هستند ..

صحيفه امام، ج‏15، ص: 507

نظام بينالملل در قرنطينه استكبار

واقعيت اين است كه دوَل استكبارى شرق و غرب و خصوصاً امريكا و شوروى، عملًا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطينه سياسى تقسيم كرده‏اند. در بخش آزاد جهان، اين ابرقدرتها هستند كه هيچ مرز و حد و قانونى نمى‏شناسند و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و كاملًا توجيه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازين خود ساخته و بين المللى مى‏دانند. اما در بخش قرنطينه سياسى كه متأسفانه اكثر ملل ضعيف عالَم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زندانى شده‏اند، هيچ حق حيات و اظهار نظرى وجود ندارد؛ همه قوانين و مقررات و فرمولها همان قوانين ديكته شده و دلخواه نظامهاى دست نشاندگان و در برگيرنده منافع مستكبران خواهد بود.

ترويج اسلام در برابر نظام استكباري

ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامى‏مان بارها اعلام نموده‏ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران امريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مى‏گذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مى‏كنيم. ما درصدد خشكانيدن ريشه‏هاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفته‏ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديده‏اند نابود كنيم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترويج نماييم.

استكبار: دشمن مستضعفين و روحانيت

آنهايى كه بر ضد روحانيت حرف مى‏زنند، قلمفرسايى مى‏كنند، و حالا بيشتر، براى اينكه مى‏بينند اين روحانيت است كه اسلام را نگه داشته؛ و اين اسلام است كه با منافع آنها مخالف است. اين اسلامى است كه طرفدار «مستضعفين» است: و نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اْستُضْعِفُوا فِى الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الوارِثِينَ وعده فرموده، و عمل خواهد شد. اين طبقه‏اى كه آن بالانشينها اينها را پست مى‏شمردند مى‏گفتند طبقه پايين. منطق مستكبرين همين بود كه استكبار [مى‏كردند] تكبر مى‏فروختند بر جامعه؛ ملت ما را طبقه پايين حساب مى‏كردند. بالا كى بود؟ آقاى «آريامهر» و آن دستجات خودش! آنها بالاها بودند؛ و همه شما را و همه ما را و همه ملت را حساب نمى‏آوردند. چيزى نيستند اينها!.

صحيفه امام، ج‏10، ص: 121

استكبار درون، خصلت قابل مراقبت

ما مستقل شديم و خداوند به ما اين مرحمت را فرمود تا ما چه بكنيم: آيا ما هم از مستكبرين باشيم يا از مستضعفين؟ هر فرد، مى‏شود كه مستكبر باشد و مى‏شود مستضعف باشد. اگر من به زير دستهاى خودم، ولو چهار نفر باشد، تعدى و تجاوز كردم و آنها را كوچك شمردم، بنده خدا را كوچك شمردم، من مستكبرم و او مستضعف؛ و مشمول همان معنايى است كه مستكبرين و مستضعفين هستند. اگر شما كسانى كه زير دستتان هست ضعيف شمرديد و به آنها خداى نخواسته تعدى كرديد، تجاوز كرديد، شما هم مستكبر مى‏شويد. و آن زيردستها مستضعف. ببينيم ما از اين امتحان، از اين بوته امتحان چطور بيرون مى‏آييم. آيا سرفراز بيرون مى‏آييم يا گردن كج و شكسته؟ آيا ما با بندگان خدا به طورى كه خداى تبارك و تعالى امر فرموده است رفتار مى‏كنيم؟ حالا كه آزاد شديم، آزادى را وسيله براى خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار مى‏دهيم. يا آزادى را براى مخالفت با خدا و استكبار بر مردم؟.

صحيفه امام، ج‏7، ص: 488

جدايي دين از سياست، شعار استكبار

استكبار وقتى كه از نابودى مطلق روحانيت و حوزه‏ها مأيوس شد، دو راه براى ضربه زدن انتخاب نمود؛ يكى راه ارعاب و زور و ديگرى راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتى حربه ارعاب و تهديد چندان كارگر نشد، راههاى نفوذ تقويت گرديد. اولين و مهمترين حركت، القاى شعار جدايى دين از سياست است كه متأسفانه اين حربه در حوزه و روحانيت تا اندازه‏اى كارگر شده است تا جايى كه دخالت در سياست دون شأن فقيه و ورود در معركه سياسيون تهمت وابستگى به اجانب را به همراه مى‏آورد؛ يقيناً روحانيون مجاهد از نفوذ بيشتر زخم برداشته‏اند. گمان نكنيد كه تهمت وابستگى و افتراى بى دينى را تنها اغيار به روحانيت زده است، هرگز؛ ضربات روحانيت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب كاريتر از اغيار بوده و هست ..

صحيفه امام، ج‏21، ص: 278

كاخ استكبار، لانه عنكبوت 

مسلمانان از هياهو وطبلهاى توخالى و تبليغاتِ ظالمانه نهراسند كه كاخها و قدرتهاى نظامى و سياسى استكبار جهان، همانند لانه عنكبوت سست و در حال فرو ريختنند. مسلمانان جهان بايد به فكر تربيت و كنترل و اصلاح سران خود فروخته بعض كشورها باشند و آنان را با نصيحت يا تهديد از اين خواب گرانى كه هم خودشان و هم منافع ملتهاى اسلامى را به باد فنا مى‏دهد، بيدار نمايند و به اين سرسپردگان و نوكران هشدار بدهند و خودشان هم با بصيرت كامل از خطر منافقين و دلالان استكبار جهانى غافل نشوند و دست روى دست نگذارند و نظاره‏گر صحنه شكست اسلام و غارت سرمايه‏ها و منابع و نواميس مسلمين نباشند ..

صحيفه امام، ج‏20، ص: 319