مستكبر و استكبار (با نگاهي به خطبه قاطعه)

مستکبر و استکبار

(با نگاهي به خطبه قاصعه)

حسين فلاح‌زاده ابرقويي

با مروري بر خطبه قاصعه(خطبه292 نهجالبلاغه) درمييابيم که استكبارورزيدن، منش ابليس و شيطانصفتان است و موجب تباهي اعمال و زيان دنيا و آخرت ميشود. زمينههاي تكبر در انسانها وجود دارد و هر كسي به گونهاي به آن آزمايش ميشود و خداوند با فراهمآوردن زمينههاي گوناگون و آزمونهاي دشوار، اهل فروتني را از گردنكشان جدا ميكند تا هر يك به پاداش حقيقي اعمال و نيات خود دست يابد. بايستي با ياري جستن از خداوند با تكبر دروني و مستكبر بيروني به مبارزه برخاست؛ چه اينکه همراهي و تسليم در برابر استكبار، موجب ميشود به آنان ملحق و در دنيا و آخرت خوار شويم.

از قديم گفتهاند که "به اندازه بود بايد نمود"! بنده ناچيزي چون بنده و جنابعالي را که فقر محضيم و جز احتياج در انبان خود نيندوختهايم با تکبر و خودبيني و خودبرتربيني چه کار؟ بزرگي برازنده خداي بزرگ است و بس! پس "ستايش خداوندى را سزاست كه لباس عزّت و بزرگى پوشيد و آن دو را براى خود انتخاب و از ديگر پديده‏ها بازداشت. آن دو را مرز ميان خود و ديگران قرار داده، آن دو را براى بزرگى و عظمت خويش برگزيد.1 تو گويي خداوند بر اين تکبر، غيرت دارد که اَحَدي را با خود در آن شريک نميکند! و لعنت ميكند "آن كس را كه در آرزوى عزّت و بزرگى با خداي به ستيزه برخيزد"2  او باب امتحان را باز کرد تا سره از ناسره جدا شده، مطيع از گردنفراز سوا گردد. حتي "فرشتگان مقرّب خود را آزمود و فروتنان را از گردنكشان جدا فرمود. هرچند از آنچه در دل‏ها ميگذرد و از اسرار نهان آنهاست آگاه بود، به فرشتگان فرمود: من بشرى را از گل و خاك مى‏آفرينم؛ آنگاه كه آفرينش او به اتمام رسيد، و روح در او دميدم، براى او سجده كنيد. [اما وقتي امر به سجده بر آدم صادر شد،] فرشتگان همگي سجده كردند مگر ابليس"3 که "به جهت خلقت آدم از خاك، فخر فروخت و با تعصب به اصل خود كه از آتش است، [نافرماني کرد].4 باري! راه از بيراهه هويداست؛ آنکه راه خودبرتربيني را انتخاب کرد، بر کرسي درس ابليس تلمذ کرده است؛ چرا که "شيطان دشمن خدا و پيشواى متعصّب‏ها و سرسلسله متكبّران است؛ همو كه اساس عصبيّت را بنا نهاد، و در لباس كبريايى و عظمت با خدا درافتاد، لباس بزرگى بر تن کرد و پوشش تواضع و فروتنى را از تن در آورد.5 بهراستي آيا مشخص نيست که برنده و بازنده اين درگيري کيست؟! لباس بزرگي تنها از آن خداست و اوست که بيني تعرضکنندگان به اين مقام را به خاک خواهد ماليد. آيا نمى‏نگري كه خدا به خاطر خودبزرگبينى و استکبار، چگونه ابليس را كوچك ساخت؟ و به سبب بلندپروازىاش او را خوار گردانيد؟ تا آنجا که او را در دنيا مطرود و آتش جهنّم را در قيامت برايش او مهيّا فرمود؟"6

تكبرزدايي از دل بندگان امتحان الاهي است

اما از حق نبايد گذشت! در وجود همه ما آدميان رگههايي از تفرعن، عزتطلبي، تکبر و استکبار وجود دارد؛ و از اين روست که دستکم بخشي از سختگيري خداوند در امتحاناتش تکبرزدايي از دل بندگان است! وگرنه براي خداوند که کاري نداشت؛ مثلا در آن امتحانِ فرشتگان "اگر اراده مى‏كرد، آدم عليهالسّلام را از نورى كه چشم‏ها را خيره كند و زيبايياش عقلها را مبهوت ساخته، عطر و پاكيزگى‏اش حس بويايى را تسخير كند مى‏آفريد! و اگر چنين مى‏كرد، گردن‏ها در برابر آدم فروتنى مى‏كردند و آزمايش فرشتگان براى سجده آدم عليهالسّلام آسان ميبود! امّا خداوند، مخلوقات خود را با امورى كه آگاهى ندارند آزمايش مى‏كند، تا بد و خوب تميز داده شود،  تكبّر و خودپسندى را از آنها زدوده، خود بزرگبينى را از آنان دور كند.7 اما شيطنت شيطان از هرکس سر زند، تفاوتي در فرجام آن نخواهد کرد؛ مهم اين است که از آنچه خداوند درباره ابليس انجام داد، عبرت بگيريم،8 چون استکبار و خودبرتربيني سم مهلکي است که اعمال فراوان و كوشش‏هاى مداوم را از بين برد"9 هر چند هزاران سال طول بکشد! چنانکه ابليس عبادت شش هزار سالهاش را با ساعتى تكبّر نابود كرد10 واين سرنوشت تمام متکبران است و هيچ کس تافته جدابافته نيست؛ "چگونه ممكن است پس از ابليس، فرد ديگرى همان اشتباه را تكرار كند و سالم بماند؟! نه، هرگز! خداوند هيچگاه انسانى را براى عملى وارد بهشت نمى‏كند كه براى همان عمل فرشته‏اى را محروم سازد! فرمان خدا در آسمان و زمين يكسان است‏، و بين خدا و خلق، دوستى خاصّى وجود ندارد كه به خاطر آن، حرامى را كه به جهانيان ابلاغ فرموده، حلال بدارد!11

باري! شيطان به عنوان نخستين مخلوق مستکبر باب دشمني با آدميان را گشود؛ او بزرگ‏ترين مانع براى ديندارى، و زيانبارترين و آتشافروزترين فرد براى دنياى ماست! شيطان از كسانى كه دشمن سرسخت ما هستند و براى درهمشكستنشان كمر بسته‏ايم خطرناك‏تر است.12 مردم! آتش خشم خود را بر ضد شيطان به كار گيريد و ارتباط خود را با او قطع كنيد. به خدا سوگند، شيطان بر اصل و ريشه شما فخر فروخت، و بر حسب و نسب شما طعنه زد و عيب گرفت... پس شراره‏هاى تعصّب و كينه‏هاى جاهلى را در قلب خود خاموش سازيد كه تكبّر و خودپرستى در دل مسلمان از آفت‏هاى شيطان، غرورها، و كشش‏ها و وسوسه‏هاى اوست. تاج تواضع و فروتنى را بر سر نهاده، تكبر و خودپسندى را زير پا بگذاريد؛ حلقه‏هاى زنجير خودبزرگبينى را از گردن باز كرده، تواضع و فروتنى را سنگر ميان خود و شيطان و لشكريانش قرار دهيد؛ زيرا شيطان از هر گروهى لشكريان و يارانى سواره و پياده دارد. همانا قابيل‏ نباشيد كه بر برادرش تكبّر كرد اما خدا او را برترى نداد! قابيل، خويشتن را بزرگ مى‏پنداشت و حسادت، او را به دشمنى واداشت، تعصّب آتش كينه را در دلش شعله‏ور كرد و شيطان باد كبر و غرور در دماغش دميد. اما سرانجام پشيمان شد، و خداوند، گناه قاتلان را تا روز قيامت بر گردن او نهاد.13

تكبر، جايگاه رشد وسوسههاي شيطاني است

"پناه برخدا! پناه بر خدا از تكبّر و خودپسندى و  تفاخر جاهلى! كه جايگاه بغض و كينه و رشدِ وسوسه‏هاى شيطانى است؛ چيزي كه ملّتهاى گذشته، و امّتهاى پيشين را فريب داده است، تا آنجا كه در تاريكى‏هاى جهالت فرو رفته، در پرتگاه هلاكت سقوط كردند، و به آسانى به همان جايى كه شيطان مى‏خواست، كشانده شدند؛ استكبار و خودپسندى چيزى است كه قلب‏هاى متكبّران را همانند كرده، تا قرن‏ها به تضاد و خونريزى گذراندند، و سينه‏ها از كينه‏ها تنگى گرفت.14

تقليد کورکورانه خَلق و اطاعت بيچون و چراي از پيشينيان، ما را به همان چاهِ ويلي رهنمون ميکند که آنها را در آن هُل داد؛ پيشينياني كه به اصل و حسب خود مى‏نازيدند؛15 بايد از آنچه بر ملّت‏هاى متكبّر گذشته، از كيفرها و عقوبت‏ها و سختگيرى‏ها، و ذلّت و خوارى فرود آمده عبرت گرفت. از قبرها و خاكى كه بر آنچه ره نهادند و زمين‏هايى كه با پهلوها بر آن افتادند پند پذيرفت؛ از آثار زشتى كه كبر و غرور در دل‏ها مى‏گذارد به خدا پناه برد؛ همانگونه كه از حوادث سخت به او پناه مى‏بريم!16 باري "اگر خدا تكبّرورزيدن را اجازه مى‏فرمود، حتما به بندگان مخصوص خود از پيامبران و امامان عليهمالسلام اجازه مى‏داد، در صورتى كه خداى سبحان تكبّر و خودپسندى را نسبت به آنان ناپسند، و تواضع و فروتنى را براى آنان پسنديد، كه صورت بر زمين‏گذارده، آن را بر خاك مى‏مالند، و در برابر مؤمنان فروتنى مى‏كنند. اوليايي که خود از قشر مستضعف جامعه بوده، خدا آنها را با گرسنگى آزمود و به سختى و بلا مبتلاشان كرد؛ با ترس و بيم امتحانشان فرمود و با مشكلات فراوان، خالصشان گردانيد.17

تدبير خدا را بنگر که "بندگان متكبّر را با نزديكان خود كه در چشم آنها ناتوانند مى‏آزمايد؛ وقتى موسى بن عمران و برادرش هارون با جامه‏هاى پشمين بر تنشان، و چوب دستى در دستشان بر فرعون وارد شده، با او شرط كردند كه اگر تسليم پروردگار شود، حكومت و ملكش جاودانه بماند و عزّتش برقرار، فرعون رو به اطرافيان کرده، گفت: آيا از اين دو نفر تعجّب نمى‏كنيد كه دوام عزّت و جاودانگى حكومتِ من را به خواسته‏هاى خود ربط مى‏دهند؟! در حالى كه ايشان خودشان در فقر و بيچارگى به سر مى‏برند! اگر چنين است چرا دستبندهاى طلا به همراه ندارند؟" اين سخن را فرعون براى بزرگشمردن طلا و تحقير پوشش پشمينه گفت آيا بر خداي قدير سخت بود که انبياي خود را به زيورآلات گرانسنگ مجهز کند؟ هرگز! بدون ترديد "اگر خداى سبحان اراده مى‏فرمود، هنگام بعثت پيامبران، درِ گنج‏ها، معادن جواهر، و باغهاي سرسبز را به روى پيامبران مى‏گشود و پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان به حركت درمى‏آورد. امّا اگر اين كار را مى‏كرد، آزمايش و امتحان مردم از بين رفته، پاداش و عذاب بى‏اثر مى‏شد؛ بشارت‏ها و هشدارهاى الاهى بى‏فايده مى‏بود، پاداش امتحانشدگان بر مؤمنان واجب نمى‏شد، ايمانآورندگان ثواب نيكوكاران را نمى‏يافتند، و واژه‏ها، معانى خود را از دست مى‏دادند! در صورتى كه خداوند، پيامبران را با عزم و اراده قوى، گرچه با ظاهرى ساده و فقير مبعوث كرد؛ با قناعتى كه دل‏ها و چشم‏ها را پر سازد، هر چند فقر و ندارىِ ظاهرى آنان چشم و گوش‏ها را خيره سازد! اگر پيامبران الاهى، داراى چنان قدرتى بودند كه مخالفت با آنان امكان نمى‏داشت؛ توانايى و عزّتى مى‏داشتند كه هرگز مغلوب نمى‏شدند؛ سلطنت و حكومتى مى‏داشتند كه همه چشم‏ها را خيره ميکرد، از راه‏هاى دور بار سفر به سوى آنان مى‏بستند، اعتبار و ارزش خودشان در ميان مردم اندك بود، اما متكبّران از روى ترس يا علاقه‏اى كه به مادّيات داشتند در برابرشان سر فرود مى‏آوردند و تظاهر به ايمان مى‏كردند! در آن صورت نيّت‏هاى خالص پيدا نشده، اهداف غير الاهى در ايمان مردم راه مى‏يافت و با انگيزه‏هاى گوناگون به سوى نيكى‏ها مى‏شتافتند. امّا خداى سبحان اراده فرمود كه پيروى از پيامبران، تصديق كتب آسمانى، فروتنى در عبادت، تسليم در برابر فرمان خدا و اطاعت محض فرمانبردارى، با نيّت خالص و تنها براى خدا صورت پذيرفته، اهداف غيرخدايى در آن راه نيابد، كه هر مقدار آزمايش و مشكلات بزرگتر باشد، ثواب و پاداش نيز بزرگتر خواهد بود.18

براي نمونه، آيا تا کنون به حج و چرايي آن انديشيدهايد؟ "همانا خداوند سبحان، انسان‏هاى پيشين از آدم عليهالسّلام تا آيندگان اين جهان را با سنگ‏هايى در مكّه آزمايش كرد كه نه زيان مى‏رسانند، نه نفعى دارند، نه مى‏بينند و نه مى‏شنوند! اين سنگ‏ها را خانه محترم خود قرار داده و آن را عامل پايدارى مردم گردانيد. سپس كعبه را در سنگلاخ‏ترين مكان‏ها، بى‏گياه‏ترين زمين‏ها، كمفاصله‏ترين درّه‏ها، در ميان كوه‏هاى خشن، سنگريزه‏هاى فراوان و چشمه‏هاى كمآب و آبادى‏هاى از هم دور قرار داد؛ سرزميني كه نه شتر و نه اسب و گاو و گوسفند، هيچكدام در آن  آسايش ندارد. سپس آدم عليهالسلام و فرزندانش را فرمان داد كه به سوى كعبه برگردند و آن را مركز اجتماع و سرمنزل مقصود و باراندازشان گردانند، تا مردم با عشق و از صميم قلب، به سرعت از ميان فلات و دشت‏هاى دور و از درون شهرها، روستاها، درّه‏هاى عميق و جزاير از هم پراكنده درياها به مكّه روى آورند، شانه‏هاى خود را بجنبانند، و گرداگرد كعبه "لا اله الا اللّه" بر زبان جارى ساخته، در اطراف خانه طواف كرده، با موهاى آشفته و بدن‏هاى پر گرد و غبار در حركت باشند. لباس‏هاى خود را كه نشانه شخصيّت هر فرد است در آورده، با اصلاحنكردن موهاى سر، قيافه خود را تغيير دهند، كه آزمونى بزرگ و امتحانى سخت و آزمايشى آشكار براى پاكسازى و خالصشدن است، كه خداوند آن را سبب رحمت و رسيدن به بهشت قرار داد. اگر خداوند، خانه محترمش و مكان‏هاى انجام مراسم حج را، در ميان باغ‏ها و نهرها، سرزمين‏هاى سبز و هموار و پردرخت و ميوه، مناطقى آباد و داراى خانه‏ها و كاخ‏هاى بسيار، و آبادى‏هاى به هم پيوسته، در ميان گندمزارها و باغهاي خرّم و پر از گل و گياه، داراى مناظرى زيبا و پر آب، در وسط باغستانى شادىآفرين و جادّه‏هاى آباد قرار مى‏داد، به همان اندازه كه آزمايش ساده بود، پاداش نيز سبك‏تر مى‏شد! اگر پايه‏ها و بنيان كعبه، و سنگ‏هايى كه در ساختمان آن به كار رفته از زمرّد سبز،  ياقوت سرخ و داراى نور و روشنايى بود، دل‏ها ديرتر به ترديد مى‏افتاد و تلاش شيطان بر قلب‏ها كمتر اثر مى‏گذاشت، و وسوسه‏هاى پنهانى او در مردم كارگر نبود. در صورتى كه خداوند، بندگان خود را با انواع سختى‏ها مى‏آزمايد و با مشكلات زياد به عبادت فراخوانده، به اقسام گرفتارى‏ها مبتلا مى‏سازد، تا كبر و خودپسندى را از دل‏هايشان خارج كرده، به جاى آن فروتنى آورد؛ درهاى فضل و رحمتش را به روى‏شان بگشايد و وسايل عفو و بخشش را به آسانى در اختيارشان گذارد.19

پناه برخدا! پناه بر خدا! از تعجيل در عقوبت و كيفر تکبر و ستم! از آينده دردناك ظلم و سر انجامِ زشتِ تكبّر و خودپسندى كه كمينگاه ابليس است؛ و اين کارزاري است که احدي از آن در امان نيست؛ نه دانشمند به خاطر دانشش و نه فقير به سبب لباس كهنه‏اش!20

وقتي نگاهت را درياي بيانتهاي الطاف خدا ميکني، چنين ميفهمي که تمام شريعت حق، حتي صوم و صلات و زکات خدا هم تمريني براي خاشعشدن و رهايي از تکبر است؛

"خداوند بندگانش را با نماز و زكات و تلاش در روزه‏دارى حفظ كرده تا اعضا و جوارحشان آرام،  ديدگانشان خاشع، جان و روانشان فروتن، دل‏هاشان متواضع، كبر و خودپسندى از آنان رخت بربندد، چرا كه در سجده، بهترين جاى صورت را به خاك ماليدن، فروتنى آورد، و گذاردن اعضاي پُرارزش بدن بر زمين، اظهار كوچكى كردن است. روزهگرفتن و چسبيدن شكم به پشت، عامل فروتنى است؛ پرداخت زكات، براى مصرف شدن ميوه‏جات زمين و غير آن، در جهت نيازمنديهاى فقرا و مستمندان است. به آثار عبادات بنگريد كه چگونه شاخه‏هاى درخت تكبّر را در هم شکسته، از روييدن كبر و خودپرستى جلوگيرى مى‏كند!21

در احوال گذشتگان در برابر مستكبران تأمل بايد كرد

راستي رابطه ما با مستکبران جهان چگونه است؟ آيا همچون گذشتگان ماست که "فرعون‏هاى زمانِشان آنها را به بردگى كشانده، همواره بدترين شكنجه‏ها را بر آنان وارد كردند؛ انواع تلخى‏ها را به كامشان ريختند، كه اين دوران ذلّت و هلاكت و مغلوب بودن، تداوم يافت؛ نه راهى وجود داشت كه سرپيچى كنند، و نه راه چاره‏اى كه از خود دفاع نمايند، تا آن كه خداوند، تلاش و استقامت و بردبارى در برابر ناملايمات آنها را، در راه دوستى خود، و قدرت تحمّل ناراحتى‏ها را براى ترس از خويش، مشاهده فرمود. آنان را از تنگناهاى بلا و سختى‏ها نجات داده، ذلّت آنان را به عزّت و بزرگوارى و ترس آنها را به امنيّت تبديل فرمود؛ آنها را حاكم و زمامدار و پيشواى انسانها قرار داد، و آن قدر كرامت و بزرگى از طرف خدا به آنها رسيد كه خيال آن را نيز در سر نمى‏پروراندند. پس انديشه كنيد كه چگونه بودند آنگاه كه وحدت اجتماعى داشتند، خواسته‏هاى آنان يكى، قلب‏هاى آنان يكسان، و دست‏هاى آنان مددكار يكديگر، شمشيرها يارىكننده، نگاه‏ها به يكسو دوخته و اراده‏ها واحد و همسو بود! آيا در آن حال مالك و سرپرست سراسر زمين نبودند؟ و رهبر و پيشواى همه دنيا نشدند؟ پس به پايان كار آنها نيز بنگريد! در آن هنگام كه به تفرقه و پراكندگى روى آورده، مهربانى و دوستى آنان از بين رفته، سخن‏ها و دل‏هايشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزب‏ها و گروه‏ها پيوستند، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بيرون آورده، نعمت‏هاى فراوان شيرين را از آنها گرفته، داستان آنها در ميان شما عبرتانگيز باقى ماند. از حالات زندگى فرزندان اسماعيل و فرزندان اسحاق پيامبر، فرزندان اسراييل "يعقوب" (كه درود بر آنان باد) عبرت گيريد، راستى چقدر حالات ملّتها با هم يكسان و در صفات و رفتارشان با يكديگر همانند است! در احوالات آنها روزگارى كه از هم جدا و پراكنده بودند انديشه كنيد؛ زمانى كه پادشاهان كسرى و قيصر بر آنان حكومت مى‏كردند و آنها را از سرزمين‏هاى آباد، از كناره‏هاى دجله و فرات و از محيطهاى سرسبز و خرّم دور كرده، به صحراهاى كمگياه، و بى‏آب و علف، محل وزش بادها، و سرزمين‏هايى كه زندگى در آنجاها مشكل بود تبعيد كردند، آنان را در مكان‏هاى نامناسب، مسكين و فقير، همنشين شتران ساختند؛ خانه‏هاشان پست‏ترين خانه‏ها، و سرزمين زندگيشان خشك‏ترين بيابان‏ها بود؛ نه دعوت حقّى وجود داشت كه به آن روى آورده، پناهنده شوند، و نه سايه محبّتى وجود داشت كه در عزّت آن زندگى كنند. حالات آنان دگرگون و قدرت آنان پراكنده و جمعيّت انبوهشان متفرّق بود. در بلايى سخت، و در جهالتى فراگير فرو رفته بودند، دختران را زنده به گور، و بت‏ها را پرستش مى‏كردند؛ قطع رابطه با خويشاوندان، و غارتگرى‏هاى پياپى در ميانشان رواج يافته بود.22

تكبر در برابر مستكبر، تواضع است

اما همين تکبر مذموم چنانچه در برابر مستکبري صورت بگيرد، در منطق اميرالمؤمنين(ع) عين تواضع است؛ اواخر عمر مبارکش بود که فرمود:

"آگاه باشيد! خداوند مرا به جنگ با سركشان تجاوزكار، پيمانشكنان و فسادكنندگان در زمين فرمان داد؛ با ناكثانِ پيمانشكن جنگيدم؛ با قاسطينِ تجاوزكار جهاد كردم و مارقينِ خارجشده از دين را خوار و زبون ساختم؛ بانگ صاعقه‏اى قلبِ رهبر خوارج را به تپش آورده، سينه‏اش را لرزاند و كارش را ساخت. اکنون تنها اندكى از سركشان و ستمگران باقى ماندهاند، كه اگر خداوند مرا باقى گذارد با حمله ديگرى نابودشان خواهم كرد و حكومت حق را در سراسر كشور اسلامى ـجز مناطق پراكنده و دوردستـ پايدار خواهم كرد!23

راست ميگفت؛ او اگر عمرش کفاف ميداد، به خوبي توان اين کار را داشت؛ او در خردسالى، بزرگان عرب را به خاك افكنده و شجاعان دو قبيله معروف "ربيعه" و "مضر" را در هم شكسته بود!24  او از كسانى بود كه در راه خدا از هيچ سرزنشى نمى‏ترسند؛ كسانى كه سيماى آنها سيماى صدّيقان، و سخنانشان، سخنان نيكان است، شبزندهداران و روشنىبخشان روزند، به دامن قرآن پناه برده، سنّت‏هاى خدا و رسولش را زنده مى‏كنند؛ نه تكبّر و خودپسندى دارند و نه بر كسى برترى مى‏جويند؛ نه خيانتكارند و نه در زمين فساد مى‏كنند؛ قلب‏هايشان در بهشت، و پيكرهايشان در اين دنيا سرگرم اعمال پسنديده است.25

مستكبر با معجزه هم ايمان نميآورد

اما از مظلوميت يک رهبر صالح آن است که با مردمي مستکبر روبهرو شود! مردمي که از حق گريزانند و متکبرانه در برابر حق صف ميکشند! به اين خاطره از اميرالمؤمنين(ع) توجه کنيد:

"من با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم آنگاه كه سران قريش نزد او آمدند و گفتند:

"اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تو ادّعاى بزرگى كردى كه هيچيك از پدران و خاندانت نكردند، ما از تو معجزه‏اى مى‏خواهيم، اگر پاسخ مثبت داده، انجام دهى، مى‏دانيم كه تو پيامبر و فرستاده خدايى، و اگر از انجام آن سر باز زنى، خواهيم دانست كه ساحر و دروغگويى! پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: شما چه مى‏خواهيد؟" گفتند: اين درخت را بخوان تا از ريشه كنده شود و در پيش تو بايستد" پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: خداوند بر همه چيز تواناست. حال اگر خداوند اين كار را بكند آيا ايمان مى‏آوريد؟ و به حق شهادت مى‏دهيد؟"

گفتند: آرى! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: من به زودى نشانتان مى‏دهم آنچه را كه درخواست كرديد، و البته به خوبي و بهتر از هر كس مى‏دانم كه شما به خير و نيكى باز نخواهيد گشت! زيرا در ميان شما كسى است كه كشته شده و در چاه "بدر" دفن خواهد شد و كسى است‏ كه جنگ احزاب را تدارك خواهد كرد! سپس به درخت اشاره كرد و فرمود: اى درخت! اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارى و مى‏دانى من پيامبر خدايم، از زمين با ريشه‏هايت درآى و به فرمان خدا در پيش روى من قرار گير. سوگند به پيامبرى كه خدا او را به حق مبعوث كرد، درخت با ريشه‏هايش از زمين كنده شده، پيش آمد كه با صداى شديد چونان به هم خوردن بال پرندگان، يا به هم خوردن شاخه‏هاى درختان، جلو آمد و در پيش روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايستاد كه برخى از شاخه‏هاى بلند خود را بر روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بعضى ديگر را روى من انداخت و من در طرف راست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايستاده بودم، وقتى سران قريش اين منظره را مشاهده كردند، مستکبرانه گفتند: به درخت فرمان ده نصفش جلوتر آيد، و نصف ديگر در جاى خود بماند" پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمان داد. نيمى از درخت با وضعى شگفت‏آور و صدايى سخت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزديك شد، گويا مى‏خواست دور آن حضرت بپيچد! امّا سران قريش از روى كفر و سركشى گفتند: فرمان ده اين نصف بازگردد و به نيم ديگر ملحق شود، و به صورت اول در آيد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستور داد و چنان شد. من گفتم: لا اله الا اللّه، اى رسول خدا! من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان آوردم، و نخستين فردى هستم اقرار مى‏كنم كه درخت با فرمان خدا براى تصديق نبوّت و بزرگداشت دعوت رسالت، آنچه را خواستى انجام داد. امّا سران قريش همگى گفتند: او ساحرى است دروغگو، كه سحرى شگفتآور دارد و سخت بامهارت است" و خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتند: آيا نبوّت تو را كسى جز امثال على عليهالسّلام باور مى‏كند؟"26 حال تصديق ميکنيد که عقوبتهايي که خداوند براي مستکبران مقرر کرده، سزاور آنان است؟!27

 پينوشتها

1. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْكِبْرِيَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ‏ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًى وَ حَرَماً عَلَى غَيْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ‏.

2. وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ ثُمَّ اخْتَبَرَ بِذَلِكَ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ لِيَمِيزَ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِينَ.

3. إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ.

4. اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَيْهِ لِأَصْلِهِ

5. فَعَدُوُّ اللهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِي وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ وَ نَازَعَ اللهَ رِدَاءَ الْجَبْرِيَّةِ وَ ادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ

6. أَ لَا [يَرَوْنَ‏] تَرَوْنَ كَيْفَ صَغَّرَهُ اللهُ بِتَكَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَهُ فِي الدُّنْيَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْآخِرَةِ سَعِيراً.

7. وَ لَوْ أَرَادَ اللهُ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ يَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِيَاؤُهُ وَ يَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِيبٍ يَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِيهِ عَلَى الْمَلَائِكَةِ وَ لَكِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُمْ‏.

8. فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِإِبْلِيسَ.

9. إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ.

10. وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ ... عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ

11. فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ وَ مَا بَيْنَ اللهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِي إِبَاحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِينَ‏.

12.  فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِي دِينِكُمْ حَرْجاً وَ أَوْرَى فِي دُنْيَاكُمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِينَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِينَ وَ عَلَيْهِمْ مُتَأَلِّبِينَ

13.  فَاجْعَلُوا عَلَيْهِ حَدَّكُمْ وَ لَهُ جِدَّكُمْ فَلَعَمْرُ اللهِ لَقَدْ فَخَرَ عَلَى أَصْلِكُمْ وَ وَقَعَ فِي حَسَبِكُمْ وَ دَفَعَ فِي نَسَبِكُمْ ... فَأَطْفِئُوا مَا كَمَنَ فِي قُلُوبِكُمْ مِنْ نِيرَانِ الْعَصَبِيَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِيَّةِ فَإِنَّمَا تِلْكَ الْحَمِيَّةُ تَكُونُ فِي الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّيْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ وَ اعْتَمِدُوا وَضْعَ التَّذَلُّلِ عَلَى رُءُوسِكُمْ وَ إِلْقَاءَ التَّعَزُّزِ تَحْتَ أَقْدَامِكُمْ وَ خَلْعَ التَّكَبُّرِ مِنْ أَعْنَاقِكُمْ وَ اتَّخِذُوا التَّوَاضُعَ مَسْلَحَةً بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ عَدُوِّكُمْ إِبْلِيسَ‏ وَ جُنُودِهِ فَإِنَّ لَهُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ جُنُوداً وَ أَعْوَاناً وَ رَجِلًا [رَجْلًا] وَ فُرْسَاناً وَ لَا تَكُونُوا كَالْمُتَكَبِّرِ عَلَى ابْنِ أُمِّهِ مِنْ غَيْرِ مَا فَضْلٍ جَعَلَهُ اللهُ فِيهِ سِوَى مَا أَلْحَقَتِ الْعَظَمَةُ بِنَفْسِهِ مِنْ عَدَاوَةِ الْحَسَدِ [الْحَسَبِ‏] وَ قَدَحَتِ الْحَمِيَّةُ فِي قَلْبِهِ مِنْ نَارِ الْغَضَبِ وَ نَفَخَ الشَّيْطَانُ فِي أَنْفِهِ مِنْ رِيحِ الْكِبْرِ الَّذِي أَعْقَبَهُ اللهُ بِهِ النَّدَامَةَ وَ أَلْزَمَهُ آثَامَ الْقَاتِلِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

14. فَاللهَ اللهَ فِي كِبْرِ الْحَمِيَّةِ وَ فَخْرِ الْجَاهِلِيَّةِ فَإِنَّهُ مَلَاقِحُ الشَّنَئَانِ وَ مَنَافِخُ الشَّيْطَانِ الَّتِي خَدَعَ بِهَا الْأُمَمَ الْمَاضِيَةَ وَ الْقُرُونَ الْخَالِيَةَ حَتَّى أَعْنَقُوا فِي حَنَادِسِ جَهَالَتِهِ وَ مَهَاوِي ضَلَالَتِهِ ذُلُلًا عَنْ سِيَاقِهِ سُلُساً فِي قِيَادِهِ أَمْراً تَشَابَهَتِ الْقُلُوبُ فِيهِ وَ تَتَابَعَتِ الْقُرُونُ عَلَيْهِ وَ كِبْراً تَضَايَقَتِ الصُّدُورُ بِهِ‏.

15. أَلَا فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ مِنْ طَاعَةِ سَادَاتِكُمْ وَ كُبَرَائِكُمْ الَّذِينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ وَ تَرَفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِمْ.

16. فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الْأُمَمَ الْمُسْتَكْبِرِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنْ بَأْسِ اللهِ وَ صَوْلَاتِهِ وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلَاتِهِ وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِي خُدُودِهِمْ وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ وَ اسْتَعِيذُوا بِاللهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْكِبْرِ كَمَا تَسْتَعِيذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ.

17. فَلَوْ رَخَّصَ اللهُ فِي الْكِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ كَرَّهَ إِلَيْهِمُ التَّكَابُرَ وَ رَضِيَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِي التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ كَانُوا قَوْماًمُسْتَضْعَفِينَ قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللهُ بِالْمَخْمَصَةِ وَ ابْتَلَاهُمْ بِالْمَجْهَدَةِ وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ وَ مَخَضَهُمْ [مَحَّصَهُمْ‏] بِالْمَكَارِهِ.

18. وَ لَقَدْ دَخَلَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ وَ مَعَهُ أَخُوهُ هَارُونُ ع عَلَى فِرْعَوْنَ وَ عَلَيْهِمَا مَدَارِعُ الصُّوفِ وَ بِأَيْدِيهِمَا الْعِصِيُّ فَشَرَطَا لَهُ إِنْ أَسْلَمَ بَقَاءَ مُلْكِهِ وَ دَوَامَ عِزِّهِ فَقَالَ أَ لَا تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَيْنِ يَشْرِطَانِ لِي دَوَامَ الْعِزِّ وَ بَقَاءَ الْمُلْكِ وَ هُمَا بِمَا تَرَوْنَ مِنْ حَالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ فَهَلَّا أُلْقِيَ عَلَيْهِمَا أَسَاوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ وَ احْتِقَاراً لِلصُّوفِ وَ لُبْسِهِ وَ لَوْ أَرَادَ اللهُ سُبْحَانَهُ لِأَنْبِيَائِهِ حَيْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ يَفْتَحَ لَهُمْ كُنُوزَ الذِّهْبَانِ وَ مَعَادِنَ الْعِقْيَانِ وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ وَ أَنْ يَحْشُرَ مَعَهُمْ طُيُورَ السَّمَاءِ وَ وُحُوشَ الْأَرَضِينَ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلَاءُ وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ وَ اضْمَحَلَّتِ الْأَنْبَاءُ وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِينَ أُجُورُ الْمُبْتَلَيْنَ وَ لَا اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِينَ وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ مَعَانِيَهَا وَ لَكِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِي قُوَّةٍ فِي عَزَائِمِهِمْ وَ ضَعَفَةً فِيمَا  تَرَى الْأَعْيُنُ مِنْ حَالاتِهِمْ مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُيُونَ غِنًى وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْأَبْصَارَ وَ الْأَسْمَاعَ أَذًى وَ لَوْ كَانَتِ الْأَنْبِيَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لَا تُرَامُ وَ عِزَّةٍ لَا تُضَامُ وَ مُلْكٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ تُشَدُّ إِلَيْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ لَكَانَ ذَلِكَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِي الِاعْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ [مِنَ‏] فِي الِاسْتِكْبَارِ وَ لَآمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ فَكَانَتِ النِّيَّاتُ مُشْتَرَكَةً وَ الْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً وَ لَكِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ الِاتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ وَ التَّصْدِيقُ بِكُتُبِهِ وَ الْخُشُوعُ لِوَجْهِهِ وَ الِاسْتِكَانَةُ لِأَمْرِهِ وَ الِاسْتِسْلَامُ لِطَاعَتِهِ أُمُوراً لَهُ خَاصَّةً لَا تَشُوبُهَا [يَشُوبُهَا] مِنْ غَيْرِهَا شَائِبَةٌ وَ كُلَّمَا كَانَتِ الْبَلْوَى وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ كَانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ‏.

19. أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الْأَوَّلِينَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ ص إِلَى الْآخِرِينَ مِنْ هَذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ الَّذِي جَعَلَهُ [اللهُ‏] لِلنَّاسِ قِيَاماً ثُمَ‏ وَضَعَهُ بِأَوْعَرِ بِقَاعِ الْأَرْضِ حَجَراً وَ أَقَلِّ نَتَائِقِ الدُّنْيَا مَدَراً وَ أَضْيَقِ بُطُونِ الْأَوْدِيَةِ قُطْراً بَيْنَ جِبَالٍ خَشِنَةٍ وَ رِمَالٍ دَمِثَةٍ وَ عُيُونٍ وَشِلَةٍ وَ قُرًى مُنْقَطِعَةٍ لَا يَزْكُو بِهَا خُفٌّ وَ لَا حَافِرٌ وَ لَا ظِلْفٌ ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ ع وَ وَلَدَهُ أَنْ يَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ وَ غَايَةً لِمُلْقَى رِحَالِهِمْ تَهْوِي إِلَيْهِ ثِمَارُ الْأَفْئِدَةِ مِنْ مَفَاوِزِ قِفَارٍ سَحِيقَةٍ وَ مَهَاوِي فِجَاجٍ عَمِيقَةٍ وَ جَزَائِرِ بِحَارٍ مُنْقَطِعَةٍ حَتَّى يَهُزُّوا مَنَاكِبَهُمْ ذُلُلًا يُهَلِّلُونَ لِلَّهِ حَوْلَهُ وَ يَرْمُلُونَ عَلَى أَقْدَامِهِمْ شُعْثاً غُبْراً لَهُ قَدْ نَبَذُوا السَّرَابِيلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ شَوَّهُوا بِإِعْفَاءِ الشُّعُورِ مَحَاسِنَ خَلْقِهِمُ ابْتِلَاءً عَظِيماً وَ امْتِحَاناً شَدِيداً وَ اخْتِبَاراً مُبِيناً وَ تَمْحِيصاً بَلِيغاً جَعَلَهُ اللهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ وَ لَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ أَنْ يَضَعَ بَيْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَيْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلٍ وَ قَرَارٍ جَمَّ الْأَشْجَارِ دَانِيَ الثِّمَارِ مُلْتَفَّ الْبُنَى مُتَّصِلَ الْقُرَى بَيْنَ بُرَّةٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ وَ أَرْيَافٍ مُحْدِقَةٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَةٍ وَ [زُرُوعٍ‏] رِيَاضٍ نَاضِرَةٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَةٍ لَكَانَ قَدْ صَغُرَ قَدْرُ الْجَزَاءِ عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاءِ وَ لَوْ كَانَ [الْأَسَاسُ‏] الْإِسَاسُ الْمَحْمُولُ عَلَيْهَا وَ الْأَحْجَارُ الْمَرْفُوعُ بِهَا بَيْنَ [مِنْ‏] زُمُرُّدَةٍ خَضْرَاءَ وَ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ نُورٍ وَ ضِيَاءٍ لَخَفَّفَ ذَلِكَ مُصَارَعَةَ الشَّكِّ فِي الصُّدُورِ وَ لَوَضَعَ مُجَاهَدَةَ إِبْلِيسَ عَنِ الْقُلُوبِ وَ لَنَفَى مُعْتَلَجَ الرَّيْبِ مِنَ النَّاسِ وَ لَكِنَّ اللهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ بِأَنْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهِمْ وَ لِيَجْعَلَ ذَلِكَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِهِ‏.

20. فَاللهَ اللهَ فِي عَاجِلِ الْبَغْيِ وَ آجِلِ وَخَامَةِ الظُّلْمِ وَ سُوءِ عَاقِبَةِ الْكِبْرِ فَإِنَّهَا مَصْيَدَةُ إِبْلِيسَ الْعُظْمَى وَ مَكِيدَتُهُ الْكُبْرَى الَّتِي تُسَاوِرُ قُلُوبَ الرِّجَالِ مُسَاوَرَةَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ فَمَا تُكْدِي أَبَداً وَ لَا تُشْوِي أَحَداً لَا عَالِماً لِعِلْمِهِ وَ لَا مُقِلًّا فِي طِمْرِهِ.

21. وَ عَنْ ذَلِكَ مَا حَرَسَ اللهُ عِبَادَهُ الْمُؤْمِنِينَ بِالصَّلَوَاتِ وَ الزَّكَوَاتِ وَ مُجَاهَدَةِ الصِّيَامِ فِي الْأَيَّامِ الْمَفْرُوضَاتِ تَسْكِيناً لِأَطْرَافِهِمْ وَ تَخْشِيعاً لِأَبْصَارِهِمْ وَ تَذْلِيلًا لِنُفُوسِهِمْ وَ تَخْفِيضاً لِقُلُوبِهِمْ وَ إِذْهَاباً لِلْخُيَلَاءِ عَنْهُمْ وَ لِمَا فِي ذَلِكَ مِنْ تَعْفِيرِ عِتَاقِ الْوُجُوهِ بِالتُّرَابِ تَوَاضُعاً وَ الْتِصَاقِ كَرَائِمِ الْجَوَارِحِ بِالْأَرْضِ تَصَاغُراً وَ لُحُوقِ الْبُطُونِ بِالْمُتُونِ مِنَ الصِّيَامِ تَذَلُّلًا مَعَ مَا فِي الزَّكَاةِ مِنْ صَرْفِ ثَمَرَاتِ الْأَرْضِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ إِلَى أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْفَقْرِانْظُرُوا إِلَى مَا فِي هَذِهِ الْأَفْعَالِ مِنْ قَمْعِ نَوَاجِمِ الْفَخْرِ وَ قَدْعِ طَوَالِعِ الْكِبْرِ.

22. اتَّخَذَتْهُمُ الْفَرَاعِنَةُ عَبِيداً فَسَامُوهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَ [جَرَّعُوهُمْ جُرَعَ الْمُرَارِ] جَرَّعُوهُمُ الْمُرَارَ فَلَمْ تَبْرَحِ الْحَالُ بِهِمْ فِي ذُلِّ الْهَلَكَةِ وَ قَهْرِ الْغَلَبَةِ لَا يَجِدُونَ حِيلَةً فِي امْتِنَاعٍ وَ لَا سَبِيلًا إِلَى دِفَاعٍ حَتَّى إِذَا رَأَى اللهُ سُبْحَانَهُ جِدَّ الصَّبْرِ مِنْهُمْ عَلَى الْأَذَى فِي مَحَبَّتِهِ وَ الِاحْتِمَالَ لِلْمَكْرُوهِ مِنْ خَوْفِهِ جَعَلَ لَهُمْ مِنْ مَضَايِقِ الْبَلَاءِ فَرَجاً فَأَبْدَلَهُمُ الْعِزَّ مَكَانَ الذُّلِّ وَ الْأَمْنَ مَكَانَ الْخَوْفِ فَصَارُوا مُلُوكاً حُكَّاماً وَ أَئِمَّةً أَعْلَاماً وَ قَدْ بَلَغَتِ الْكَرَامَةُ مِنَ اللهِ لَهُمْ‏ مَا لَمْ تَذْهَبِ الْآمَالُ إِلَيْهِ بِهِمْ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانُوا حَيْثُ كَانَتِ الْأَمْلَاءُ مُجْتَمِعَةً وَ الْأَهْوَاءُ مُؤْتَلِفَةً وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَةً وَ الْأَيْدِي مُتَرَادِفَةً وَ السُّيُوفُ مُتَنَاصِرَةً وَ الْبَصَائِرُ نَافِذَةً وَ الْعَزَائِمُ وَاحِدَةً أَ لَمْ يَكُونُوا أَرْبَاباً فِي أَقْطَارِ الْأَرَضِينَ وَ مُلُوكاً عَلَى رِقَابِ الْعَالَمِينَ فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَيْهِ فِي آخِرِ أُمُورِهِمْ حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفَةُ وَ اخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَ الْأَفْئِدَةُ وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِينَ وَ تَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِينَ وَ قَدْ خَلَعَ اللهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ كَرَامَتِهِ وَ سَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ وَ بَقِيَ قَصَصُ أَخْبَارِهِمْ فِيكُمْ عِبَراً [عِبْرَةً] لِلْمُعْتَبِرِينَ [مِنْكُمْ‏] فَاعْتَبِرُوا بِحَالِ وَلَدِ إِسْمَاعِيلَ وَ بَنِي إِسْحَاقَ وَ بَنِي إِسْرَائِيلَ ع فَمَا أَشَدَّ اعْتِدَالَ الْأَحْوَالِ وَ أَقْرَبَ اشْتِبَاهَ الْأَمْثَالِ تَأَمَّلُوا أَمْرَهُمْ فِي حَالِ تَشَتُّتِهِمْ وَ تَفَرُّقِهِمْ لَيَالِيَ كَانَتِ الْأَكَاسِرَةُ وَ الْقَيَاصِرَةُ أَرْبَاباً لَهُمْ يَحْتَازُونَهُمْ عَنْ رِيفِ الْآفَاقِ وَ بَحْرِ الْعِرَاقِ وَ خُضْرَةِ الدُّنْيَا إِلَى مَنَابِتِ الشِّيحِ وَ مَهَافِي الرِّيحِ وَ نَكَدِ الْمَعَاشِ فَتَرَكُوهُمْ عَالَةً مَسَاكِينَ إِخْوَانَ دَبَرٍ وَ وَبَرٍ أَذَلَّ الْأُمَمِ دَاراً وَ أَجْدَبَهُمْ قَرَاراً لَا يَأْوُونَ إِلَى جَنَاحِ دَعْوَةٍ يَعْتَصِمُونَ بِهَا وَ لَا إِلَى ظِلِّ أُلْفَةٍ يَعْتَمِدُونَ عَلَى عِزِّهَا فَالْأَحْوَالُ مُضْطَرِبَةٌ وَ الْأَيْدِي مُخْتَلِفَةٌ وَ الْكَثْرَةُ مُتَفَرِّقَةٌ فِي بَلَاءِ أَزْلٍ وَ أَطْبَاقِ جَهْلٍ مِنْ بَنَاتٍ مَوْءُودَةٍ وَ أَصْنَامٍ مَعْبُودَةٍ وَ أَرْحَامٍ مَقْطُوعَةٍ وَ غَارَاتٍ مَشْنُونَةٍ.

23. أَلَا وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْيِ وَ النَّكْثِ وَ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ‏ فَأَمَّا النَّاكِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ وَ أَمَّا الْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ وَ أَمَّا شَيْطَانُ الرَّدْهَةِ فَقَدْ كُفِيتُهُ بِصَعْقَةٍ سُمِعَتْ لَهَا وَجْبَةُ قَلْبِهِ وَ رَجَّةُ صَدْرِهِ وَ بَقِيَتْ بَقِيَّةٌ مِنْ أَهْلِ الْبَغْيِ وَ لَئِنْ أَذِنَ اللهُ فِي الْكَرَّةِ عَلَيْهِمْ لَأُدِيلَنَّ مِنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَشَذَّرُ فِي أَطْرَافِ الْبِلَادِ تَشَذُّراً.

24. أَنَا وَضَعْتُ فِي الصِّغَرِ بِكَلَاكِلِ الْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِيعَةَ وَ مُضَرَ.

25. وَ إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ يُحْيُونَ سُنَنَ اللهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ وَ لَا يَغُلُّونَ وَ لَا يُفْسِدُونَ قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَل‏.

26. وَ لَقَدْ كُنْتُ مَعَهُ ص لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَيْشٍ فَقَالُوا لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدِ ادَّعَيْتَ عَظِيماً لَمْ يَدَّعِهِ آبَاؤُكَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَيْتِكَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَيْهِ وَ أَرَيْتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّكَ نَبِيٌّ وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّكَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَقَالَ ص وَ مَا تَسْأَلُونَ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّى تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَقَالَ ص- إِنَّ اللهَ عَلى‏ كُلِّ 213 شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ فَإِنْ فَعَلَ اللهُ لَكُمْ ذَلِكَ أَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَإِنِّي سَأُرِيكُمْ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّكُمْ لَا تَفِيئُونَ إِلَى خَيْرٍ وَ [أَنَ‏] إِنَّ فِيكُمْ مَنْ يُطْرَحُ فِي الْقَلِيبِ وَ مَنْ يُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ ص يَا أَيَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ كُنْتِ تُؤْمِنِينَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِينَ أَنِّي رَسُولُ اللهِ فَانْقَلِعِي بِعُرُوقِكِ حَتَّى تَقِفِي بَيْنَ يَدَيَّ بِإِذْنِ اللهِ- [وَ الَّذِي‏] فَوَالَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَتْ‏ بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِيٌّ شَدِيدٌ وَ قَصْفٌ كَقَصْفِ أَجْنِحَةِ الطَّيْرِ حَتَّى وَقَفَتْ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللهِ ص مُرَفْرِفَةً وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَى عَلَى رَسُولِ اللهِ ص وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَى مَنْكِبِي وَ كُنْتُ عَنْ يَمِينِهِ ص فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَى ذَلِكَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِكْبَاراً فَمُرْهَا فَلْيَأْتِكَ نِصْفُهَا وَ يَبْقَى نِصْفُهَا فَأَمَرَهَا بِذَلِكَ فَأَقْبَلَ إِلَيْهِ نِصْفُهَا كَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِيّاً فَكَادَتْ تَلْتَفُّ بِ بِرَسُولِ اللهِ ص فَقَالُوا كُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْيَرْجِعْ إِلَى نِصْفِهِ كَمَا كَانَ فَأَمَرَهُ ص فَرَجَعَ فَقُلْتُ أَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ إِنِّي أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَةَ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللهِ تَعَالَى تَصْدِيقاً بِنُبُوَّتِكَ وَ إِجْلَالًا لِكَلِمَتِكَ فَقَالَ الْقَوْمُ كُلُّهُمْ بَلْ‏ ساحِرٌ كَذَّابٌ‏ عَجِيبُ السِّحْرِ خَفِيفٌ فِيهِ وَ هَلْ يُصَدِّقُكَ فِي أَمْرِكَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا يَعْنُونَنِي؟!

27. آدرسهاي ذکر شده از نهج البلاغه بر اساس نسخه صبحيصالح و ترجمه احاديث نهج البلاغه از استاد محمد دشتي است که با اندکي تصرف جهت رواني نوشتار آورده شده است.